ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۹, دوشنبه

آخوند منبري و مداح «مديون» شمر و يزيد هستند!

 آخوند منبري و مداح يك «كمدين وارونه» است! كمدين از خنداندن مردم پول در مي آورد و آخوند منبري از اشك مردم ارتزاق مي كند. هرچه در كارش اغراق و مبالغه بيشتري بكند و اشك بيشتري در آورد، موفق تر است. پس يك كشته را صد جور ديگر مي كشد، تا صد بار ديگر هم از ماجراي كشتن او نان را در بياورد!

آخوند منبري و مداح، مديون شمر و يزيد است. آنها يك بار كربلا را برپا كردند، ولي آخوند منبري و مداح قرنهاست كه نان آن جنايت را مي خورد. او هويت و شخصيت مستقلي ندارد. موجود آويزاني است كه مي تواند شعبده بكند و درباره حسيني كه نه مي شناسد و نه باورش دارد، روضه بسازد و اشك بگيرد! يك باكتري است كه در بارگاه ستمكارترين حاكمان تاريخ، بهتر رشد مي كند و با محبوبيت حسين، براي «مقام معظم فرعون» مشروعيت مي خرد!
اينك شش هزار آخوند منبري و بيست و دو هزار مداح براي تحكيم پايه هاي حكومت «عبيدالله خامنه اي» راهي شهرستانها و دهات شده اند تا به بهانه عزاداري محرم، افسانه هاي تازه اي از خامنه اي و معجزاتش براي مردم ساده دل بگويند. تا آگاه سازي اين مردم و ريختن «باطل السحر» بر اينهمه دروغ و رياكاري، فرسنگها فاصله و سالها كار در پيش داريم. و وقت همچنان تنگ است. اهل عمل به ميدان بيايند كه مبارزه با لشگر غفلت و جهل، همتي عمومي مي طلبد.
پس عزا بر خود کنيد اي خفتگان!
زانکه بد مرگيست اين خواب گران!
در فيس بوك همگاني بحثهاي روز را با مخاطبان پي مي گيريم.


۲ نظر:

ناشناس گفت...

کاش همه می دانستند این جهل ما در فهم محرم و صفر است که این رژیم فاسد جمهوری اسلامی را در قدرت نگه داشته است.
بازهم ماه محرم، ماه دکان داری و شارلاتانی آخوند حکومتی و مداح فاسد و دزد و ریاکار فرا رسید.
اطمینان داشته باشید که با این راهی که داریم میریم نه دنیارو داریم نه آخرتو!

انصاف تاریخ

اگر تاریخ انصاف داشت ...!
اگر تاریخ انصاف داشت امروز زینب برای مظلومیتِ نسرین ستوده عزاداری میکرد ؛
ابوالفضل علمدار برای زیدآبادی قلمدار زنجیر میزد ؛
حسین تشنه لب برای ستار بهشتی غرق به خون سینه میزد ؛
کوفه برای اوین ماتم میگرفت
و کربلا برای ایران سیاه پوش میشد
پس بیایید کمی هم به حال خود بگریم.
http://dekami.blogspot.se

کربلا

در عجب‌ام از این مردمی که ...!


در عجب‌ام از مردمی که این روزها بر خیابانها خواهند ریخت و نعره خواهند

زد برای اتفاقی که تمام شده است.

کربلا در چادری در همین نزدیکی ایست.

جایی که 5 نفر در سرمای بی امان قره داغ میلرزند.

روزها با هیزمی که جلو چادر روشن است گرم میشوند و شب ها با

چراغی نفتی.

اینجا کربلاست.

فردا به کربلای قره داغ بروید تا ظلم را با چشمان خود ببینید.

امشب کودکان این سرزمین میلرزند

kazem eslami گفت...

متاسفم به کجا میرویم