ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

كيهان زخمي؛ باز هم دروغ را لابلاي خبرهاي روز «جاسازي» كرد!




كم پيش مي آيد كه در متن خبر، عصبانيت و دشنام را بروز دهند!  كيهان امروز پنجشنبه باز هم عصبانيت خود را از آن چهارماه زندگي مخفي ام در ايران نشان داد و اين بار به «بهانه» نقل مقاله ام درباره مخالفت با راهپيمايي سكوت 13 آبان، آن خشم ديرين خود را از دوراني كه در ايران مخفيانه اطلاع رساني مي كردم و مأموران امنيتي نظام بخاطر ناتواني در بازداشتم تحقير شدند و از دستگيري من ِ روزنامه نگار عاجز و ناتوان ماندند، آشكار كرد. زخم آن ايام انگار هنوز تازه است و هنوز هم آزارشان مي دهد!
گفتم كه در رسانه هاي معتبر عصبانيت را در خبرنويسي بروز نمي دهند اما كيهان غالبا" به اين قاعده روزنامه هاي جدي عمل نمي كند و "حال دروني" بيت رهبري را با فحاشي و دشنام بروز مي دهد!! اين روزنامه امروز نوشته: "بابك داد همان ابتداي اغتشاشات سال 88 از كشور گريخت و اگر جربزه مبارزه داشت همان روزها مي ماند و غلطي مي كرد!" از طرفي خبر كيهان درباره مصاحبه ام با يك سايت ضدانقلاب(!) و گفتن «ترجيح من براي زندگي در خارج» يك دروغ ابلهانه و بدون سند است و من هرگز چنين مصاحبه اي نداشته و چنين سخني نگفته ام. اگر كيهان براي دروغهايي كه مي گويد سند و لينك سايت موردنظرش را هم ارائه مي كرد، لابد يك رسانه جدي و قابل اعتنا بود! در حالي كه غالبا" دروغهاي اينچنيني را لابلاي نقل از يك خبر درست «جاسازي» مي كند تا آن هم «راست» به نظر بيايد. اين بار هم با نقل بخشي از مقاله اخيرم درباره مخالفت با ايده آقاي خزعلي، اين دروغ تازه را ساخته و لابلاي آن جاسازي كرده است. شنونده و خواننده البته عاقل است و مي داند كيهان با اين دروغ ها و جعل هايش يك روزنامه نيست. يك بولتن داخلي است كه براي ارضاي روح آزار ديده رهبر، در لابلاي خبرها، اجناس متقلبانه خود را مي پيچد و تحويل مشتري يعني حاميان «رهبر فرظانه»(!) مي دهد!
متن خبر ويژه(!) امروز كيهان را اينجا بخوانيد. طبق معمول سايتهاي "كپي نگار" بولتن نيوز و مشرق نيوز و آتي نيوز و آخرين خبر و چه و چه همين خبر را از كيهان بازنشر كرده اند.
روي ما ترسوها هم حساب كنيد(خبر ويژه)
دعواي اپوزيسيون داخل و خارج بر سر راه هاي براندازي جمهوري اسلامي همچنان ادامه دارد و گاهي هم كار به جاهاي باريك و البته جالب مي كشد.
بعد از آنكه جبهه آزادي با انتشار بيانيه اي خواستار ايجاد آشوب و اغتشاش در مراسم 13 آبان شد، بابك داد در واكنش به آن، طراحان اين برنامه را غضنفرهايي خواند كه به جمهوري اسلامي پاس گل مي دهند.
مهدي خزعلي نيز در واكنش به اين موضوع نامه اي را با امضاي مجهول 12 نفر از جانبازان و رزمندگان سبز دفاع مقدس! در سايت خود منتشر كرده و بولتن نويس فراري خاتمي را دعوت كرد كه زيپ دهانش را بكشد!
داد هم در جوابيه اي مفصل خزعلي را به داشتن رانت و ويژه خوار بودن متهم كرده و مي نويسد؛ « بهتر است از اين ادبيات «بسيجي هاي جنگ نديده» دست بردارند و به سؤالات پاسخ بدهند. بفرمايند براي فرداي اين راهپيمايي چه برنامه اي دارند؟ جناب خزعلي بفرمايد در فرداي راهپيمايي، با باخته ها و برده هاي اين آكسيون مي خواهد چه بكند؟ برده ها و غنايم آن پيشكش، اما باخته هاي حتمي اين راهپيمايي، عده زيادي دستگير شده و زخمي و حتي قرباني است. ايشان بفرمايد براي آن قربانيان چه برنامه اي دارد؟ آيا از آنها خاطره خواهد نوشت؟ يا بيانيه حمايتي صادر خواهد كرد؟! آيا بچه هاي مردم هم مي توانند مثل جناب خزعلي در زندان اعتصاب غذاي نامحدود(!) كنند و تصادفا« در روز انتخابات هم آزاد شوند و رأي بدهند؟!»
بابك داد در ادامه با ادبياتي جيمز باندي مي نويسد؛ «روي سخنم با جوانهاست. شركت شما در هر حركتي كه به قصد «تغيير» باشد، ستودني است. تأكيد مي كنم اگر راهپيمايي شما هم «به قصد تغيير نظام» بود، روي حضور من و خيلي از همين خارج نشينان هم -ولو به قيمت ورود غيرقانوني به كشور- حساب باز كنيد. به مقدسات سوگند كه مي آييم و در كنار شما -البته فقط به قصد براندازي و تغيير نظام- حتي جان مي دهيم. اما براي مقاصد ديگري كه بوي يك جور خودنمايي سياسي مي دهد و يا معامله هاي پشت پرده براي امور جزيي يا شخصي است، خودتان را قرباني نكنيد و ديگران را هم هزينه نكنيد.»
ادعاي مضحك بابك داد در مورد آمادگي اش براي جان دادن در راه براندازي جمهوري اسلامي در حالي است كه وي همان ابتداي اغتشاشات سال 88 از كشور گريخت و اگر جربزه مبارزه داشت همان روزها مي ماند و غلطي مي كرد و جالب آنكه بابك داد بعد از فرار از ايران طي مصاحبه اي با يك سايت ضدانقلاب در پاسخ به اين سوال كه چرا نمانديد و مبارزه نكرديد و آيا فرار شما از كشور به مفهوم اعتراف به شكست جنبش سبز(!) نيست؟ گفته بود: البته ماندن بر مهاجرت (بخوانيد فرار) ترجيح داشت ولي در حالي كه هيچ نشانه اي از پيروزي ديده نمي شود، حفظ جان نيز لازم است و در پاسخ به اين سوال كه مگر حفظ جان بقيه لازم نبود؟ گفته بود؛ «هر كس مسئول زندگي خويش است. من با صراحت مي گويم كه زندگي در اروپا را به زندان هاي رژيم ترجيح مي دهم.[كيهان / صفحه دو/ پنجشنبه 11 آبان 91]
در فيس بوك همگاني با مشاركت مخاطبان، بحثهاي روز را دنبال مي كنيم.

۲ نظر:

عباسی گفت...

اوه آقای داد کیهان را که همه میشناسند
کی به عربده کشی هایش توجه دارد
مسائل مهمتری داریم
گرانی جنگ دیکتاتوریسم شدیدتر زلزله

شهروند سبز گفت...

سلام
از كيهان چه انتظاريست
به وبلاگ بنده تشريف بياريد