ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۸, چهارشنبه

نقشه مخفي ايران، «مصادره قطعنامه پاياني» اجلاس است!

نشست كارشناسان، دستآوردي به جز تصويب پيشن نويس مورد نظر ايران نداشت!


مقامات تهران با چراغ خاموش، يك شطرنج بسيار زيركانه را به پيش مي برند. شطرنجي كه اگر تا پايان عملي شود، ايران مي تواند بسياري از خواسته هاي خود را از بلندگوي «قطعنامه جنبش عدم تعهد» به جهان تحميل نمايد. جمهوري اسلامي در حال «هاي جك» قطعنامه پاياني اجلاس است و براي اين دستبرد بزرگ، زيركانه برنامه ريزي كرده است.
اجلاس سران عدم تعهد در سه سطح برگزار مي شود. در سطح كارشناسان، سطح وزيران خارجه و سپس در سطح سران و رؤساي كشورهاي عضو. تمام عصاره اجلاس قطعنامه پاياني آن است كه در انتها به تصويب سران كشورها خواهد رسيد. اما پيش نويس اين قطعنامه نهايي، ابتدا بايد در اجلاس كارشناسان تهيه، بررسي و تدوين شود. ايران اولين روز نشست كارشناسان را با عجله برگزار كرد و روز دوّم را هم تعطيل كرد تا كارشناسان را به تفريح و تهران گردي ببرد! در حقيقت نظام با سرگرم كردن كارشناسان و ترتيب دادن تفريحات خاص سوء استفاده كرد و قطعنامه مورد نظرش را به امضاي آنها [به خصوص كارشناسان كشورهاي ضعيف و فقير كه فهرست شان در ذيل اين نوشته مي آيد] رساند تا بلافاصله پيش نويس را به اجلاس بالادستي يعني اجلاس وزيران امور خارجه ببرد كه فرصت مطالعه بندهاي طولاني قطعنامه را ندارند و به امضاي كارشناسان خود غالبا" اعتماد مي كنند.
به عبارتي ايران با زيركي «اجلاس كارشناسان» را در روز دوم تعطيل كرد و آنها را كه با كمي ميزباني خوب(!) مي توانند قيد كار را بزنند به "تهران گردي" برد و متن پيش نويس و قطعنامه باب ميل خود را به امضاي آنها رساند و بلافاصله به اجلاس بالادستي يعني "اجلاس وزيران خارجه" برد. اين قطعنامه طولاني 688 بند دارد و غالبا" مطالعه همه آنها حتي براي وزيران خارجه هم ممكن نيست؛ چه رسد به سران!
از صبح روز سه شنبه اجلاس در سطح بالاتر خود، يعني در بين وزيران خارجه عدم تعهد برگزار شده است. از ميان حدود 120 كشور عضو، به گفته روزنامه جوان وابسته به سپاه تنها اسم حدود 30 كشور وزيران خارجه منتشر شده كه وزير خارجه خود را به تهران فرستاده اند كه عموما" كشورهايي غيرمؤثر و كوچك و فقير هستند. طبق پروتكل اجلاسيه اگر پيش نويس قطعنامه؛ توسط وزيران خارجه هم تصويب شود، به منزله «مصوبه اجلاس» خواهد بود و عملا" امضاي سفيد سران را هم گرفته است!
اگرچه مسئولان اجلاس گفته اند 85 وزير خارجه عدم تعهد به تهران آمده اند، اما چنانچه قبلا" هم اشاره شد به گفته روزنامه جوان وابسته به سپاه فقط 30 وزير خارجه به اجلاس آمده اند! بدين ترتيب قطعنامه مورد نظر ايران احتمالا" بدون مانع از اجلاس وزيران خارجه هم عبور مي كند و به صحن اصلي "اجلاس سران" مي رسد. سهل است كه سران و رؤساي جمهوري كشورها هم بندهاي مطول قطعنامه ها را نمي خوانند و با اطمينان از نظرات كارشناسان خود در «اجلاس كارشناسان» آن را تأييد مي كنند. پس تا اينجا امكان تصويب پيش نويس قطعنامه اي كه ايران نقش اصلي در تهيه آن داشته، خيلي بالاست. فارغ از اينكه چه تعداد عضو در اجلاس تهران شركت داشته اند، مصوبه نهايي مصوبه كل جنبش عدم تعهد تلقي مي شود. يكي از علتهاي اصرار مسئولان نظام در پرشمار خواندن اين اجلاس، «مشروعيت بخشي» به قطعنامه اي است كه جمهوري اسلامي تهيه كرده و قصد دارد در خلوتي اجلاس به تصويب سران برساند اما چنين وانمود كند كه در اجلاسي با حضور اكثريت اعضاء عدم تعهد تصويب شده است.
اگر جمهوري اسلامي به چنين هدفي نائل شود و قطعنامه را در روز جمعه به تصويب سران كشورها هم برساند، در حقيقت خواسته ها و تمايلات خود را در قالب قطعنامه پاياني اجلاس عدم تعهد كه با دهها عضو در تهران برگزار شده، به جهانيان تحميل خواهد كرد. خواسته هايي كه ممكن است در تعارض با صلح، حقوق بشر و حق حيات كشورها باشد.
مهم نيست كه مصوبه جنش عدم تعهد، اجرايي هست يا خير؟ مهم اين است كه در غيبت سران مؤثر اين جنبش، ايران در حال پيشبرد مخفيانه قطعنامه باب ميل خود با چراغ خاموش است. همان كاري كه در غيبت مردم ناراضي كرده و با ظاهر انتخابات، صندوقهاي رأي را به ابزاري براي تأييد مشروعيت خود تبديل مي كند. جمهوري اسلامي آموخته كه با ابزارهاي انتخابات، اجلاس ها و مذاكرات بين المللي و هسته اي، به اهدافي كه خود مي خواهد نائل شود.
پي نوشت: پيش نويس 688 بندي مورد نظر جمهوري اسلامي، توسط كارشناسان(!) اين كشورها تأييد و تصويب شده است. نگاهي به اسامي اين كشورها بيندازيد: آذربایجان٬ تایلند، آفریقای جنوبی، سری‌لانکا، افغانستان، چاد، میانمار، پرو، لسوتو٬ اندونزی، مالزی، ویتنام، عمان٬ اوگاندا٬ بحرین٬ برونئی، لیبی٬ بورکینافاسو، زیمباوه، کامبوج، نامیبیا، موریس، امارات، لائوس، تاجیکستان، ترکمنستان، سوریه، لبنان، اردن، مالدیو، سودان، مصر٬ سنگاپور٬ کنیا و مغولستان!

۲۳ نظر:

ناشناس گفت...

کشف بزرگی کرده ای حتما
مبارکت باشد
معلوم است که هر کشوری که کنفرانس یا اجلاسی را با این هزینه و سطح برگزار می کند باید در فکر مدیریت آن باشد
مگر آمریکا در طول پنجاه سال اخیر غیر از این در مورد سازمان ملل رفتار کرده است؟ به ظاهر دخالتی ندارد اما اعمال فشار همیشگی بر همه ارکان آن دارد .
انتظار داشتم هوشمندانه تر می نوشتید

ناشناس گفت...

حیف نصف نظر برای آدمی با این افکار

ناشناس گفت...

البته خیلی مهم نیست. نشست نم هیچ تاثیری بر شورای امنیت ندارد

babak گفت...

سئوال من این است که شما با چه استدلالی به این نتیجه رسیدید که اکثر کشورها این قعطنامه را امضا خواهند کرد. اینکه کارشناسان را به تفریح می برند و یا اینکه به علت طولانی بودن, دلبل درستی برای پذیرش از طرف کشورهای شرکت کننده نیست. انتطار می رود دلایل محکمتری ارائه دهید.

babak گفت...

سئوال من این است که شما با چه استدلالی به این نتیجه رسیدید که اکثر کشورها این قعطنامه را امضا خواهند کرد. اینکه کارشناسان را به تفریح می برند و یا اینکه به علت طولانی بودن, دلبل درستی برای پذیرش از طرف کشورهای شرکت کننده نیست. انتطار می رود دلایل محکمتری ارائه دهید.

babak گفت...

سئوال من این است که شما با چه استدلالی به این نتیجه رسیدید که اکثر کشورها این قعطنامه را امضا خواهند کرد. اینکه کارشناسان را به تفریح می برند و یا اینکه به علت طولانی بودن, دلبل درستی برای پذیرش از طرف کشورهای شرکت کننده نیست. انتطار می رود دلایل محکمتری ارائه دهید.

ali گفت...

سه سال پیش اجلاس کشورهای غیرمتعهد در مصر برگزار شد که ریاست آن باحسنی مبارک رئیس جمهور مادام العمر مصر بود!

saman گفت...

یک میهمانی با مسئولیت محدود!
در دنیای امروز چه افتخاری دارد که ما و دیکتاتور کره دور یک میز بنشینیم وعکس یادگاری بیاندازیم.
امروز هفده امین دور هم نشینی بی‌تعهدها (یا همان بی‌مسئولیت ها) در تهران شروع به کار کرد. خوب تهرانی‌ها هم باید خیلی خوش باشند؛۳۰ لیتر بنزین اضافی و از پیش اعلام نشده به کارت سوخت‌های‌شان واریز شده و این همان لذتی را نصیب‌شان می کند که انگار داخل جیب لباس داخل کمد ۲۰۰ هزار تومن پول پیدا کرده باشند.
این سرخوشی تهرانی‌ها همه‌اش هم البته مادی نیست؛ یک بخشی‌اش هم مربوط به حظ معنوی است که از زیبایی سر و روی شهر نصیب‌شان می شود.
دیدم که سر و روی شهر واقعا نو شده است. البته شاید برای تهرانی‌ها کمی ضد حال باشد. این که مثلا شب سال نو خونه رو آب و جارو کنند که مهمان بیاید و وقتی که مهمان خواست از در بیاید داخل، به بچه‌ها بگویند:
« نه خیر! شما باید بروید بیرون! یه موقع جلوی مهمون آبرو ریزی می کنید!»

ماهگونMahgoon گفت...

با سلام و تشکر از نوشته‌تان.
توجه شما را دعوت به خواندن این پیشنهاد در این نوشته جلب میکنم:
http://mahgoon.blogspot.com/2012/08/blog-post.html
این سوال برگیزده و مهم از رهبران و رئیس جنبش است که بر عهدهی خبرنگاران است:
چه الزامی به رعایت دموکراسی در کشورهای عضو است؟
وقتی کشورهای غیرمتعهد الزامی به دموکراسی در میهن خود ندارند چگونه طالب اعمال مدیریت جهانی و اعمل دموکراسی مطلق در کشورهای دیگر و در سطح جهانی هستند ( درخواست حذف وتوی شورای امنیت)؟....

ماهگونMahgoon گفت...

با سلام و تشکر از نوشته‌تان.
توجه شما را دعوت به خواندن این پیشنهاد در این نوشته جلب میکنم:
http://mahgoon.blogspot.com/2012/08/blog-post.html
این سوال برگیزده و مهم از رهبران و رئیس جنبش است که بر عهدهی خبرنگاران است:
چه الزامی به رعایت دموکراسی در کشورهای عضو است؟
وقتی کشورهای غیرمتعهد الزامی به دموکراسی در میهن خود ندارند چگونه طالب اعمال مدیریت جهانی و اعمل دموکراسی مطلق در کشورهای دیگر و در سطح جهانی هستند ( درخواست حذف وتوی شورای امنیت)؟....

ناشناس گفت...

پس تهرانی‌ها تشویق شدند که بروند مسافرت!! همه ی گداها(ببخشید مستضعفین)را فرستادند بهزیستی. بی‌شمار موتور و ماشین روانه ی پارکینگ شدند. مبادا وقتی مهمان در خانه مالکان‌شان هوس به سرشان بزند دست فرمان‌شان را نشان خارجی‌ها بدهند!
این تر و تمیز کردن شهر از سوی دیگری نیز باز مانند رسم و رسوم ما ایرانی‌ها در شب سال نو است؛ این که همه ی کارها را می گذاریم برای دقیقه ی نود و خود شب سال نو و آن وقت است که می افتیم به هول و ولا که وای فلان کارم مانده است و بهمان کارم را نکرده‌ام و ... ه قول کورت ونه گات ، "بله رسم روزگار چنین است" شهر تهران را دارند تمیز و مرتب می کنند و از آن طرف شنیده‌ام و عکس هایی دیدم از این که گشت ارشاد به خانم هایی که باید گیر دهند گُـل می دهند. البته لابد مغرضان خواهند گفت: «بله گل داده اند، ولی دندان غروچه کرده و گفته اند که حیف که الان مهمون دّمِ دّره ، اگر راست می گویی هفته ی دیگر همین جوری بیا تو خیابون تا بهت بگیم... »

ژاله گفت...

استی‌ای وای من!

من دارم به این فکر می کنم که اگر باز هم مانند اون بار که رئیس جمهور ترکیه توگوت اوزال می خاست برود تبریز و اشتباهی برده بودند‌اش به کیش و کلی شاکی شده بود که می خواسته برود سرمزار شیخ صفی و بازار تبریز، برده بودند‌اش (اشتباهی البته) استخر دولفین‌های کیش (که ترک‌ها خودشان قشنگ تر‌اش را در ازمیز دارند!) ، وای اگر این بار اشتباهی شود و مثلا بان کی مون را به جای اصفهان ببرند تبریز ... . وای وای فکرش هم مو را بر بدن راست می کند؛ فکرش رو بکن! جلوی مهمون... ایرانی هستیم دیگر؛ وقتی قرار است مهمان بیاید معمولا همه ی نابسامانی‌های خانه را از اتاق مهمانی وهال و پذیرایی جمع می کنیم و بی‌بریم در اتاق پشتی‌ها ، همان جاهایی که مطمئن هستیم مهمان هیچ وقت پای‌اش را هم نمی گذارد.از نیم ساعت قبل از رسیدن مهمان این جا رسم است که همه چیز را می برند می چپانند توی کمدها. حالا اگر روزی روزگاری مهمان فضولی پای‌اش را به خانه بگذارد و ویرش بگیرد که بازدیدی از اتاق‌های دیگر خانه بکند «تقصیر صاحبخانه چیست؟!».

کیو-تهران گفت...

آقای داد ولی من فکر می کنم باید دست نگه داریم ! این همه تشریفات لازم نیست.مهمان ما خودی است. واقعا ما برای کدام خارجی‌ها داریم مهمانی می دهیم و تهران؛ عروس هزار داماد را بزک می کنیم؟ چه چیز را داریم از دید دیگران مخفی می کنیم؟ فقر را؟! مگر در سومالی و کره ی شمالی فقر نیست؟این مهمان‌ها همه خودی هستند. به رسم ایرانی‌ها وقتی مهمان خودی است دیگر نیاز به آداب و تشریفات نیست(پیش دوستان هیچ آدابی و ترتیبی مجوی!)این‌ها که خودی هستند. بی‌تعهد هستند، که خوب باشند. تازه آن هم که معلوم نیست. صدام بی‌تعهد بود یا کاسترو؟، کیم ایل سونگ یا معمر قذافی؟، ناصر یا تیتو؟روشن است که بی‌تعهدی این گروه از کشورها در قبال بیرون از مرزهای‌شان که نیست ؛ اگر کوبا بی‌تعهد بود پس چه کسی موشک‌های خروشچف را در کوبا مخفی کرد؟ اگر کره ی شمالی بی‌تعهد است پس کدام رژیم به نیابت از شوروی با امریکا جنگید؟ اگر عراق غیر متعهد بود پس چه طور می توانست با موشک‌های روسی تهران را هدف بگیرد؟ یا نکند عراق امروز بی‌تعهد است؟ کدام شهروندی عراقی است که نداند حکومت عراق امروز یکی از متعهد‌ترین کشورهای جهان است در مقابل ایالات متحده!مهمانی امروز بی‌تعهدها مانند آن مجمعی است که مولانا توصیف می کند:
« شادی آمد قصه از خاطر برفت ...خربرفت و خربرفت و خربرفت»

golami گفت...

اه ول کن بابک شما هم،حالا یک سفره‌ای پهن شده است و همه دور هم ایم. ... راستی کسی می داند در میان این بی‌تعهدها چند دموکراسی پیدا می شود؟!(به تعداد انگشت‌های یک دست)معنای بی‌تعهدی را البته مستمندان نشسته (بخوانید محبوس) در "بهزیستی" می دانند. هم این طور مردمی امروز درک می کنند که در خیابان‌های حلب و دمشق وادلب جان می دهند.شاید یکی از معنی‌های بی‌تعهدی همین بی‌مسئولیتی در قبال مردم باشد!بی‌مسئولیتی در قبال تعهدهای بین المللی !!

golami گفت...

واقعا کره ی شمالی بی‌تعهد است؟ بی‌تعهد در برابر کی و چه کسی؟ در برابر مردم‌اش یا در برابر آمریکا؟ تا کوره ی رآکتور هسته‌ای تان را خراب نکنید از گندم خبری نیست! بله، چشم ارباب! الساعه خراب‌اش می کنیم! شما گندم بفرستید!

واقعا دلم برای آن فقیر[مستضعف]ای می سوزد که ۵ روز باید در بهزیستی بخوابد و پس از آن معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار‌اش است؟ این ۵ روز را مهمان بهزیستی و بی‌تعهدها است اما فردا چه؟ او فکرش را هم نمی کند که با پول یکی از این موتورهای خوشگل و بنز‌های آخرین سیستم می تواند چند نان بربری بخرد! شاید هم به مصلحت اوست که نداند و نبیند. من هم نگاه نمی کن، نمی بینم ولی می دانم که در اجاق این مهمانی برای برخی گروهی که سران و دیکتاتورها باشند کباب می پزند و برای برخی دیگر مانند مردم سوریه، کره، کوبا، سودان و ... خر داغ می کنند!

ناشناس گفت...

این پول نان ماست،که در ویرانه های دمشق در کنار آرزوهای گزاف یک قمارباز، دفن می شود

ناشناس گفت...

نی در خیابان
به یک قرص نان
خود را می فروشد
آن سوترک مردی
گرده نانی را
از دست عابری می رباید
ما گرسنه
در کوچه های غربت این شهر
پرسه می زنیم
و می دانیم
که دست های کثیفی
نان ما را
از سفره های مان ربوده است
این پول نان ماست ،
که در هزار توی دالان های پنهان
کیک زرد می شود
برای تزیین بساط بیداد !

پول نان ما ،
موشک هائی است
که به اسرائیل می رسد
زود تر از آنکه
آب و نان ،
به " ورزقان " و "اهر" برسد !

نگاه کن !
این پوکه های گلوله
این لاشه های تانک ،
پول نان ماست ،
که در خیابان های حمص ریخته است !

این پول نان ماست ،
که در ویرانه های دمشق
در کنار آرزوهای گزاف یک قمارباز
دفن می شود

مسعود- آمریکا گفت...

برپایه اطلاعات منتشره به رغم وضعیت بداقتصادی مردم و تشدید تحریم ها حداقل 600 میلیون دلار برای برگزاری این اجلاس هزینه شده و برای اینکه هیچ صدای اعتراض یا کنشی که پیام آور نارضایتی شهروندان از وضعیت جاری در کشور باشد به گوش شرکت کنندگان دراجلاس نرسد، تمهیدات ویژه ای از سوی حاکمیت در روزهای برگزاری اجلاس تدارک شده است که ازجمله آنها تعطیلی اجباری و برقراری نوعی حکومت شبه نظامی درتهران می باشد. حاکمیت مستقر که در سایه عملکرد ماجراجویانه در عرصه سیاست خارجی از سویی باعث فشار و تشدید تحریم های اقتصادی و سیاسی و انزوای کشورمان شده، و از سوی دیگردرعرصه داخلی نیز بدلیل انجام کودتای انتخاباتی از مشروعیت و حمایت کافی مردمی برخوردار نیست، تصور می کند با برگزاری اجلاس نمایشی و پرسروصدا کشورهای غیرمتعهد می تواند از این وضعیت بغرنج و بحرانی خود را رهایی بخشیده و وجهه ای تازه ای برای خود فراهم آورد، اما واقعیت های جاری گواهی بر تحقق این تصور نمی دهد.

ناشناس گفت...

برو بابا دلت خوشه ها!! جنبش کشورهای غير متعهد، و يا آنچه از آن بر جای مانده، در دنيای قرن بيست و يکم ميلادی نه از لحاظ سياسی وزنه ای دارد و نه از لحاظ اقتصادی. اگر به رسانه های معتبر جهان نگاهی بيندازيم، می بينيم که به برگزاری نشست اين جنبش در تهران يا اشاره ای نکرده اند و يا جای بسيار کمی را به آن اختصاص داده اند.

ساشا-آلمان گفت...

آفای داد !!! اين دوره ها ديگر سپری شده. با فرو ريزی شوروی و پايان نظام دو قطبی، عدم تعهد به اين يا آن اردوگاه ديگر معنايی ندارد. آخر در دنيای سال ۲۰۱۲ ميلادی، عدم تعهد را بايد چگونه تفسير کرد؟ نظام دو قطبی جای خود را به نظامی با قطب های گوناگون سپرده و بسيارند کشور های کوچکی که با توجه به متنوع شدن کانون های قدرت در جهان، از حاشيه مانور بسيار مهمی برخوردار شده اند.
از لحاظ اقتصادی هم جهان سوم چند پاره شده، بعضی از اجزای آن به قدرت های اقتصادی نوظهور تبديل شده اند و بعضی ديگر در جا زده اند. مکزيک، يکی از نمادهای جهان سوم در آن سال ها، امروز با آمريکا و کانادا در اتحاديه ای موسوم به «نفتا» مشارکت دارد. برزيل ششمين اقتصاد دنيا است و از لحاظ توليد ناخالص داخلی از انگلستان جلو افتاده. هند دارای شرکت های چند مليتی است و در آفريقا و آسيا سرمايه گذاری می کند.

سارا گفت...

سر وصداي جنبش غير متعهدها توفانی است در يک ليوان آب!!!
جمهوری اسلامی که با همه قدرت های صنعتی مساله دارد، تلاش می کند جای خالی اين قدرت ها را از راه تکيه بر قدرت های نو ظهور و دنيای در حال توسعه پر کند. ولی بدون همکاری نزديک با دنيای صنعتی، ايران فرصت های بزرگی را از دست می دهد و، در همان حال، نمی تواند آن گونه که بايد و شايد از روابط با دنيای در حال توسعه استفاده کند. تکنولوژی هندی نمی تواند جای تکنولوژی آلمانی را بگيرد.به علاوه روابط بازرگانی ايران با دنيای در حال توسعه ربطی به جنبش عدم تعهد ندارد. قدرت های نوظهور بر پايه منافع شان با ايران معامله می کنند نه بر اساس تعلق شان به جنبش عدم تعهد که امروز کم تر کسی آن را در نظام روابط بين المللی جدی تلقی می کند. سر وصدايی که اين روز ها در تهران بر سر جنبش غير متعهدها بر پا شده، توفانی است در يک ليوان آب!

ناشناس گفت...

رخی خبرنگاران ورزشی در ايران که نمی خواهند نامشان فاش شود می گويند رسانه های ورزشی کشور مانند برنامه تلويزيونی ۹۰ از نقد به تعويق افتادن يکی از مسابقات ليگ برتر فوتبال ايران منع شده اند.يک ماه قبل غلامرضا بهروان مسئول سازمان ليگ فوتبال ايران اعلام کرده بود، بازی هفته هفتم ليگ برتر بين تيم های استقلال با پيکان به دليل برگزاری اجلاس سران کشورهای غير متعهد لغو شده و بايد در زمانی ديگر برگزار شود.با اين حال، رسانه های ورزشی اجازه نقد چنين تصميمی را ندارند. روز دوشنبه نيز عادل فردوسی پور در برنامه ۹۰ از پرداختن به اين موضوع خودداری کرد. پرسش بی پاسخ علاقمندان فوتبال اين است که برگزاری مسابقه در ورزشگاه آزادی چه ارتباطی با اجلاس غیرمتعهدها دارد؟رادیو و تلویزیون دولتی ايران که در بحبوحه المپيک لندن گزارش های متعددی درباره «ترافيک شديد، ناهماهنگی ها و نارضايتی های بريتانيايی ها» از برگزاری المپيک تهيه و پخش کرده بود، خود از طرح يک سوال درباره دلايل لغو يک بازی فوتبال در ايران عاجز است.

ناشناس گفت...

اه اه بابک حالا این مرتیکه دماغو که عکسش را گذاشتی نماینده کدام خرابه شامی است؟ نماینده وزیر رئیس ... سمتش چی است؟ پرچمش درست معلوم نیست.اینها دیگر از کجا آمده اند آه زمان شاه با کارتر تهران می آمد حالا نماینده سوریه و کره شمالی و این دماغوها!!