ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

تك روي ها و تك رأي ها! سخني با "پطرس هاي فداكار" وطنم!


تك روي ها و تك رأي ها!
سخني با "پطرس هاي فداكار" وطنم!
من "پطرس فداكار" را دوست دارم؛ اما ناگزيرم با او صريح باشم! پطرس از روي فداكاري، انگشت خود را در روزنه اي فرو كرد كه در ديواره ي سد روستايش ايجاد شده بود تا از شكسته شدنش آن و سيلاب ويرانگر جلوگيري كند. او با اين كارش قهرمان شد! اما فراموش كرد به پطرس هاي بعد از خودش يك حقيقت را بگويد: "هر سدي را با يك انگشت نمي توان حفظ كرد!" اما ظاهرا" آقاي خاتمي در دوازدهم اسفند اين حقيقت را ناشنيده گذاشت و با «تك رأي» خود در دماوند انگشتي در سد قهر مردم از نظام فرو كرد. سد تحريم اما بر سر حكومت خراب شد. اين بار هم پطرس فداكار ديگري با راه انداختن كمپين «تك رأي به مطهري!» قصد دارد همان كار نافرجام را انجام دهد. من پطرس هاي وطنم را دوست دارم اما ترديد دارم اين حركتهاي انگشتي نتيجه اي بدهند.
در دنيا سدهاي كوچكي هستند كه با انگشت يك پطرس دوست داشتني و فداكار نجات پيدا مي كنند! اما يكي از سدهايي كه با هيچ فداكاري پطرس واري نمي شود آن را حفظ كرد، سد مطالبات مردم و قهر آنان با نظامي است كه با قدرت سركوب و هراس آفريني حكومت مي كند و براي تظاهر به دموكراسي "نمايش انتخاباتي" برگزار مي كند. حكومتي كه انتخابات قبلي را به خاك و خون كشيده و حتي به قوانين انتخاباتي تبعيض آميز خودش هم پايبند نمانده است. روز جمعه 15 ارديبهشت مرحله دوم انتخاباتي برگزار مي شود كه در مرحله اولش، زير 28 درصد مشاركت ثبت شد و كمتر از دو سوم از كرسي هاي پارلمان با رأي ضعيف و پراكنده پر شدند و تكليف بيش از يك سوم آن يعني 65 صندلي به مرحله دوم موكول شد. اين خود نشانه اي گوياست از اينكه تحريم ملي دوازدهم اسفندماه نتيجه بخش بود. مردم با انتخاباتي كه بر گور قربانيان انتخابات قبل برگزار مي شد و آراء آن در بيت رهبري تقسيم مي شد "قهر" كردند. تا قبل از ظهر روز 12 اسفند، خلوتي بي سابقه اي در شعبه هاي اخذ رأي مشاهده مي شد و اگر سيد محمد خاتمي عزيز انگشت خود را در روزنه آن سد تحريم ملي فرو نمي كرد، امكان نداشت آراء حتي از 20 درصد هم بالاتر برود. انتخابات دوزادهم اسفند با چنان سردي برگزار شد كه جنجال خبري رأي دادن آقاي خاتمي در دماوند، توانست يك تنه تمام آن انتخابات را تحت تأثير قرار بدهد. باور كنيد من پطرس هاي فداكارمان را دوست دارم. ولي ناگزيرم به آنها صريح بگويم اين سد نافرماني ملي را با انگشت نمي توان حفظ كرد. چنانكه هذيان گويي حاكميت درباره شكست تحريم انتخابات هنوز ادامه دارد.
به نظرم ايده «تك رأي به مطهري» كه از طرف آقاي مهدي خزعلي پيشنهاد شده، مثل «تك رأي بي اثر» آقاي خاتمي در دماوند، اقدامي جنجال ساز و بي ثمر است. حكومت در پايان تمام اين جنجالهاي بيهوده كه خزعلي و موافقان و مخالفانش بر سر اين ايده عجيب به پا كرده اند، در نهايت بيشتر از يك ليوان آب يخ صرف نخواهد كرد و اين حرارت زودتر از آنچه فكر مي كنند، فروكش خواهد كرد. آنچه متأسفانه بعد از اين تكروي هاي بي اثر و "عملگرايي هاي مينياتوري!" در ميان مردم و نخبگان باقي مي ماند، يأس بيشتر و سرخوردگي هاي افزون تر از عملگرايي حقيقي است. و اين پرسش بزرگ باز هم بيشتر خودنمايي خواهد كرد كه چرا نخبگان ما از زايش يك ايده عملگرايانه و ارائه يك نسخه درمان قطعي عاجزند؟
اصرار آقاي خزعلي بر اين «تك رأي» و دلايلي كه براي مؤثر بودنش بيان كرده، بخش بسيار كمي از نخبگان سياسي را قانع كرده تا باوركنند اين اقدام، يك كار موثر خواهد بود و يا حاكميت را متوجه چيزي و مجبور به تمكين از نظر مردم خواهد كرد. اگرچه از زاويه طرفداران محدود نظريه خزعلي، همين عمل كوچك هم، براي آنها كه «عملگرايي در چارچوب نظام» را تقديس و تبليغ مي كنند، بهرحال قدمي به حساب مي آيد. امثال من «نتيجه گرا» را اما قانع نمي كند.
با اين حال ذرّه اي در انگيزه خيرخواهانه آقاي خزعلي ترديد نمي كنم و مخالف نظريه پردازيهاي توّهم آميز هستم. مطمئنم او "گمان مي كند" راهي كه يافته نتيجه مي دهد. مشكل اينجاست كه دلايلي كه ارائه مي كند، منطقي و قانع كننده نيست. آقاي خزعلي اصرار دارد مردم به يك كانديداي اصولگرا «تك رأي» بدهند، اما نمي گويد چرا؟ براي اثبات نظرش مي گويد "روز 12 اسفند اصلاح طلبان تك روي كرده و رأي داده اند!" مي گويد:"فراكسيون اقليت مجلس هيچ كاري نكرده و مطهري بيشتر از آنها انتقاد كرده است!" او راست مي گويد. اما شايد نمي داند حاكميت براي رضاي خدا به آقاي مطهري آزادي بيان نداده تا در قامت يك منتقد سخنان آتشين بگويد. حاكميت به دنبال تأسيس يك اپوزيسيون دروني و قابل كنترل است. اپوزيسيوني كه با نقش درجه دومي، "نمايش دموكراسي اسلامي" را تكميل مي كند و به وقتش فرياد مي زند و به وقتش خاموش مي شود. آقاي خزعلي نمي گويد آيا به دليل اينكه اقليت مجلس هشتم به زعم ايشان خاموش بوده اند، بايد به اپوزيسون خودساخته و قابل كنترل حكومت (مانند آقاي مطهري) رأي بدهيم؟ اين چه استدلالي است كه از چاله يك اقليت خنثي، به چاه يك اقليت حكومتي بيفتيم؟ آيا چون اصلاح طلبان به زعم آقاي خزعلي در دوزادهم اسفندماه رأي داده اند – كه داده اند و اشتباه بزرگي هم كرده اند- اين بار بايد تحريم ملي انتخابات را با يك «تك رأي» به يك منتقد برساخته ي همين حكومت (علي مطهري) بي اثر كنيم؟
آقاي خزعلي عزيز دو اشتباه بزرگ مي كند. او به شيوه همان كساني توّسل و عمل مي كند كه از آنان انتقاد مي كند؛ يعني حكومت و اصلاح طلبان!
اول: آقاي خزعلي براي مبارزه با حكومتي كه منتقدش هست، شبيه خود حكومت فكر و عمل مي كند و يك "قهر ملي" را فداي يك تك روي شخصي مي كند! يعني رأي ندادن ميليونها نفر را قرباني تك رأي يك شخص مي كند و بنابراين خود را مجاز به تكرار همان اشتباه (يعني تك رأي دادن) مي داند. آيا ما براي مخالفت با همين طرز فكر (يعني مخالفت با ترجيح فرد بر رأي مردم) مبارزه نمي كنيم؟ آيا تمام مشكل ما با ديكتاتوري همين نيست كه خواسته يك فرد و يا اقليت را بر انتخاب يك ملت تحميل مي كند؟ چرا براي اقدام اعتراضي، ما هم بايد آلوده به همان طرز فكر بيماري شويم كه با آن مخالفيم؟ آيا اين اشتباه نيست كه موفقيت تحريم ميليوني انتخابات را با «تك رأي خاتمي در دماوند» تاخت مي زنيم و يك رأي را بر ميليونها "نه" برتري مي دهيم؟ آيا به دليل مشابهي يعني برتري دادن شخص رهبر بر يك ملت، با اين حكومت ديكتاتوري مبارزه نمي كنيم؟ چرا خودمان به روشها و استدلال همان حكومت بايد عمل كنيم؟
ايراد بعدي جناب خزعلي اين است كه براي انتقاد از اصلاح طلباني كه مخفيانه رأي داده اند و او به درستي اين روش را محكوم مي كند، به همان شيوه اشتباه اصلاح طلبان متوّسل مي شود! يعني ضمن انتقاد از اصلاح طلبان براي همان «تك رأي هايي» كه در دماوند دادند، شيوه ناپسند خود آنان را دوباره به كار مي گيرد و پيشنهاد حضور در نمايش انتخاباتي و دادن «تك رأي» به مطهري را مطرح مي كند! آيا مخالفت آقاي خزعلي با تك رأي هاي مخفيانه اصلاح طلبان، مجوزي به او مي دهد تا همان تكروي را در مرحله دوم انتخابات در پيش بگيرد؟
اشتباه بعدي و بزرگتر آقاي خزعلي اين است كه گمان مي كند چون فراكسيون اقليت مجلس هشتم بي اثر بوده، بايد به انتخاب يك منتقد (آقاي مطهري) تن داد كه با حمايت حكومت آزادي انتقاد دارد. و توجه نمي كند كه اين انتخاب، عمل به نمايشي است كه حكومت طراحي اش كرده است.
فرض كنيم همه چيز مطابق خواسته جناب خزعلي پيش برود و آقاي مطهري (كه خود حكومت مايل است او را به عنوان يك صداي منتقد قابل كنترل در مجلس حفظ كند) با رأي بالايي هم به مجلس نهم راه بيابد. آيا مطهري نقشي بيشتر از آنچه تاكنون داشته، خواهد داشت؟ تازه در اين حالت، ما به تكرار روندي رأي داده ايم كه در مجلس هشتم هم شاهدش بوديم. آقاي مطهري هر از گاهي مخالفتي با دولت و انتقاد ملايمي از حاكميت مي كند. انتقادي و ادعايي مطرح مي كند و به وقتش هم هروقت بزرگان صلاح بدانند "خاموشي" مي گزيند! آيا در اين انتخاب تكراري، عملگرايي و ابتكاري ديده مي شود؟ آيا اين اقدام مي تواند پيامي رساتر از تحريم ملي انتخابات داشته باشد؟ آيا هدف اين انتخاب(!) از سوي حاكميت فهم مي شود؟ مثلا" حاكميت به احترام رأي بالاي آقاي مطهري، با رياست او بر مجلس نهم موافقت مي كند؟ بعيد است اما تازه اگر چنان شود، آيا مطهري به عنوان رئيس مجلس مي تواند در چارچوب نظام كنوني اقدام مؤثري انجام بدهد؟ به نظرم انتخاب آقاي مطهري (اگر تنگ نظري شوراي نگهبان بگذارد كه آراء او بالاتر از لاريجاني و حداد عادل شمارش شود!) در نهايت حاكميت را در طرحي پرده بعدي نمايش دموكراسي خود راحت تر مي كند و حكومت را در موضع طلبكارانه تري قرار مي دهد تا به مردم ايران و جهان بگويد: "بفرماييد! اين هم نماينده مخالفان ما كه با رأي و مشاركت بالاي همانهايي كه انتخابات را تحريم كرده بودند، توانست به مجلس راه پيدا كند! اين هم پارلمان رنگين كماني ما!"
به عقيده من تلاش براي مطرح كردن «تك رأي به مطهري» به عنوان يك صداي مخالف در مجلس، متأسفانه تن دادن به همان هدفي است كه حكومت براي برساختن يك اپوزيسيون واكسينه شده و قابل كنترل در مجلس نهم دارد. من مطمئنم آقاي خزعلي قصد ندارد عامدانه يك "پاس گل" به تيم حاكميت بدهد و آنها را در موقعيت برتر قرار دهد. اما متأسفانه ايده «تك رأي به مطهري» در نهايت، فقط نتيجه دلخواه حاكميت را به دنبال خواهد داشت و هيچ خيري براي مردم در آن متصوّر نيست.
باور كنيد من پطرس فداكار را دوست دارم. اما اين بار از پطرس هاي فداكار وطنم خواهش مي كنم يك بار بگذارند معناي كار جمعي را بدون تلخي «تك روي ها» و «تك رأي ها» درك كنيم. اين خوب نيست كه تا يك "روزنه اميدي" باز مي شود، يك پطرس فداكاري پيدايش مي شود و انگشتش را در آن فرو مي كند! ما سالها به "استقامت اشخاص" مثل آقاي خاتمي و تمام زندانيان و ديگران براي اصلاح اوضاع دل بستيم و بها داديم. نظام اصلاح ناپذير بود و سد مطالبات ملي ترك بزرگي برداشت. اي كاش اين اشخاص محترم هم براي يك بار، به مداومت و "استقامت ملي" در اين تحريم ها و قهرها بها بدهند و انگشت در روزنه سد مطالبات مردم فرو نكنند و باور كنند نافرماني مدني و قهر ملي، زودتر و بهتر نتيجه مي دهد. "نه ملي به انتخابات متقلبانه" در دوازدهم اسفند نتيجه خيلي بزرگي داد. كارهاي ملي را با تك روي ها و تك رأي هاي خود خنثي نكنيم؛ چون "خنثي شدني" نيست.

۳ نظر:

ناشناس گفت...

جرس به اسنادی دست پیدا کرده است که حاوی اطلاعات مستند درباره فساد اداری و تباه کاری اقتصادی در سیستم بانکی جمهوری اسلامی است. این اسناد مربوط به دوره ریاست محمد جهرمی بر بانک صادارت است و نشان می دهد که وی و نزدیکانش چگونه از مناصب خود برای منافع شخصی سوء استفاده کردند. این سوء استفاده ها از صدور ضمانت نامه های بدون مجوز با رقم های نجومی گرفته تا بهره مندی از پروژه های مناقصه بدون طی روند قانونی و حتی مواردی چون پرداخت یک میلیارد تومان پول به مسعود ده نمکی کارگردان حامی حکومت و کمک 5 میلیارد تومانی به باشگاه فوتبال شاهین بوشهر را در بر می گیرد.

ناشناس گفت...

شیرمادرت حلالت بسیارزیبانگاشتی جناب بابک داد من بعنوان یک روستازاده ی تحصیلکرده باشماصددرصد موافقم واگرنگاه کنی درسایت خزعلی هم دوستان خودشون باطرحش مخالفت صددرصد کردند
مطهری به نظرمن اگرقدرت بگیرد عیدنوروزراآیین زرتشتیان میپندارد وسیزده بدررانمادآتش پرستی ونیزمبارزه باکم حجابی وبه گفته خودشان بی حجابی رادراولویت مینهد
چرامطهری؟؟ حداقل میگفت سهیلاجلودارزاده ومحجوب ومطهری اینهاکه حداقل نماینده کارگران هستند
جناب داد مطهری آخوندزاده است
رای دادن به مطهری آن هم دریک صندوق صداوسیماوبیست وسی راخوشحال میکند وحضورگسترده مردم رابه نمایش میگذارد
چقدرماساده ایم بااین طرحهای ازقبل شکست خورده
نرگس محمدی درزندان فلج میشود ماتبلیغ مطهری میکنیم

ناشناس گفت...

شاید بشه از این پطروسهای به اصطلاح فداکار بدون اینکه ارزش کار تاریخی و فداکاری پطروس را نادیده بگیرم به عنوان پطروسهای خیانت کار به ملت نام برد که هر بار که به نوعی ملت قهرمان ما میخواهد مثل سیل سد جمهوری اسلامی را بشکنه یک بار با انگشت اصلاحات و یک بار با انگشت تک رای و با انگشتهای دیگه جلوی شکست و فروریزی این سد را که مطالبات انسانی مردم پشتش جمع شده میگیرند.جناب بابک داد عزیز ارزش پطروس و فداکاری پطروس خیلی بیشتر از اونه که بشه با خیانت این حضرات مقایسه کرد. ولی این پطروسهای خیانتکار بدونن که با هزاران انگشت خودشون هم نمییتونن جلوی فروریزی سد جمهوری اسلامی و ولی وقیح رو بگیرن و سیل مردم بالاخره این سد رو نابود خواهد کرد.