ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۳, یکشنبه

پشت پرده حضور احمدي نژاد در مجمع تشخيص مصلحت!


شرايط مختلفي باعث شده محمود احمدي نژاد بعد از سالها غيبت، به مجمع تشخيص مصلحت رفته و در جلسه اي كه هاشمي رفسنجاني اداره اش مي كند، كنار او نشسته و عكس لبخند دلرباي آنها منتشر شود. لبخندهايي كه معناهاي مختلفي دارند. اينجا همان مجمع تشخيصي است كه عملا" سالهاست هيچ نقشي در مديريت كشور ندارد و به قول غلامحسين الهام از نزديكان احمدي نژاد "مجمع؛ محل تجمع افراد بيكار است"!
اما حضور احمدي نژاد در جلسه اخير مجمع اگر در كنار موضوعات ديگر گذاشته شود، شايد بتواند حاوي پيامي باشد. به سه مورد از آنها فهرست وار اشاره مي كنم:
اول: (وزن سياسي احمدي نژاد) از سال قبل كه احمدي نژاد به بهانه قهر يازده روزه، در غياب وزير اطلاعات سر در نهانخانه محرمانه ترين اسرار اطلاعاتي كشور كرد، مدارك و اسنادي از آنجا بيرون برد كه در صورت نياز، با آنها بتواند خامنه اي و ساير مخالفانش را رسوا كند. از آن زمان، خامنه اي در حال «حذف تدريجي» احمدي نژاد است تا بدون حساس كردن او، رئيس دولتي را كه خود بر سر كار آورد و بابتش دستور خونريزيهاي بسيار داد، ضربه فني كند. يكي از اين حذفهاي تدريجي، كنار گذاشتن احمدي نژاد از روند مذاكرات هسته اي بود. آنگونه كه باعث دلخوري رئيس دولت از بيخبري اش از محتواي مذاكرات اخير در استانبول شد.
بعد از شايعه حضور مخفيانه علي اكبر ولايتي (مشاور بين الملل رهبر) در آمريكا و مذاكرات مخفي اش با مقامات آمريكايي درباره مسائل هسته اي و بيخبر گذاشتن احمدي نژاد از مذاكرات اتمي در استانبول، احمدي نژاد احساس كرد از صحنه مهمترين موضوعات كشوري كنار گذاشته شده است! او براي اثبات نقش مهم خود در روند كشور بيكار ننشست و دست به تحركات پر سروصدايي زد تا "وزن سياسي" خود را به رخ رهبر بكشاند. سفر ناگهاني او به جزيره ابوموسي و تحريك احساسات ميهني ايرانيان و آغاز جنگ لفظي با امارات، يكي از اين اقدامات بود. او همچنين در قضيه سعيد مرتضوي، مجلس را باز هم به تمسخر گرفت و به وعده استعفاي مرتضوي عمل نكرد تا جنجالهاي تبليغاتي ادامه يابند و وزن سياسي مؤثر او را در موضوعات مختلف نمايان كند. در تاز ترين اقدام، احمدي نژاد ناگهان به مجمع تشخيص مصلحتي رفت كه اگرچه رئيس آن (هاشمي) از رفقاي صميمي خامنه اي است، اما هنوز هم با خامنه اي "رقابت پنهان قدرت" دارد. پس نشستن احمدي نژاد در كنار هاشمي رفسنجاني كه از طرف خامنه اي و حاميان رهبر "جزو خواص بي بصيرت" لقب گرفته، يك دهن كجي تازه به رهبر مي تواند باشد. اين حضور همچنين مي توانست وزن سياسي احمدي نژاد را به رخ رهبر بكشد.
دوم: (نمايش اتحاد در شرايط بحراني) اگر فرض كنيم تمام افراد نظام، تحت كنترل و مديريت مستقيم سيدعلي خامنه اي قرار دارند (كه شواهد، چنين امري را رد مي كنند) مي توانيم حضور احمدي نژاد در كنار هاشمي رفسنجاني را با دستور رهبري و اقدامي براي «نمايش اتحاد در مقامات نظام» بدانيم! شواهد ديگر اين فرضيه را رد مي كنند. اما حتي در اين صورت هم اين همنشيني تبليغاتي، نشانه اي خواهد بود از عمق بحرانها و خطراتي كه اساس جمهوري اسلامي را در بر گرفته است و رهبري را به راه حل «نمايش ساختگي اتحاد» مجاب كرده است. به گواهي رفتارشناسي مقامات نظام، «نمايش اتحاد» در شرايط عادي انجام نمي شود و فقط در مواقعي انجام مي شود كه همه «قايق نشستگان نظام»، صداي خطر و نابودي را مي شنوند و براي عبور از بحران، مدتي از رقابتهاي دروني دست مي كشند. تحريمهاي كمرشكن، نارضايتي هاي داخلي و انزواي بي سابقه ايران و شمارش معكوس براي بروز يك جنگ احتمالي باعث مي شود موقتا" از اختلافهاي دروني چشم پوشي كنند و در كنار يكديگر عكسهاي يادگاري با لبخندهاي تصنعي بگيرند. پس حتي بر اساس همين فرض محال هم، اوج بحران و اضمحلال در نظام بيش از هرچيزي به چشم مي آيد.
سوم: (تمرين بازنشستگي) ساده ترين ارزيابي هم اين است كه احمدي نژاد به ديدار محل بازنشستگي خود رفته است! مجمع تشخيص مصلحت با حضور و يا بدون حضور احمدي نژاد، تأثيري در سياست داخلي و خارجي جمهوري اسلامي ندارد و براستي "مجمع بيكارهاست". بنابراين از زاويه اي ديگر، مي توان اين حضور و آشتي با مجمع را "تمرين احمدي نژاد" براي دوران بيكاري اش فرض كرد كه تا يكسال ديگر فرا خواهد رسيد!
واقعيت هر كدام از اين سه گزينه باشد، من با گزينه اولي موافق ترم. فكر مي كنم احمدي نژاد براي جا دادن خود در هرم قدرت، به تحركات دنباله داري دست زده كه ممكن است موفق شود و باز هم بتواند خود را بر بافت قدرت تحميل كند. علاوه بر اينها، احمدي نژاد كارتهايي در دست دارد كه خامنه اي به سادگي نمي تواند حذفش كند.
آنچه مهم است اينكه عكس لبخندهاي دلرباي هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد در مجمع، مي تواند عنوان «دو لبخند، دو منظور» را از آن خود كند! آنها كه هر دو از يكديگر زخمها خورده اند، زخم بزرگتري از خامنه اي خورده اند و اكنون در "مجمع بيكارها" (نقل قولي از غلامحسين الهام) نشسته اند. شايد هر دو آنها در دل خود، اين بيت سعدي شيرازي را زمزمه مي كنند كه از دست يار جفاكار، نه طاقت غربت و دوري دارد و نه حال قربت و نزديكي و چاره اي هم به جز «صبوري» ندارند!
نه مرا "طاقت غربت"، نه تو را "خاطر قربت"
دل نهادم به "صبوری" که جز این چاره ندانم! (سعدي)
باري. به نظرم «شرايط مختلفي» هاشمي و احمدي نژاد را در كنار يكديگر نشانده است! و لبخندهاي هر كدام، معناهاي متفاوتي دارد. در اين يادداشت برخي از انگيزه هاي احمدي نژاد را از اين ماجرا مرور كرديم. اما معناي لبخند هاشمي رفسنجاني چيست؟ آيا او با لبخند تلخش به يك "زخم خورده تازه وارد" كنايه مي زند و او را به "صبوري" فرا مي خواند؟ صبوري براي چه؟ اين سئوال بعدي است.  

۴ نظر:

ناشناس گفت...

بابک جان، پسرم نوشته هایت را هر زمان که دیده ام با اشتیاق خوانده ام و همواره دلواپس ات بوده ام و خوشحالم که در حال حاضر از دست این دژخیمان در امنیتی.
یادمان باشد که نگاه احمدی نژاد نگاه فرزند نابابی است که از پس تجربه حال پدر را بیشتر درک می کند. فرزندی که روزگاری به دلخوشی پدر تیرخلاص می زد و بعد شاهد بود که پدر فقط از او برای به قدرت رسیدن استفاده کرده و حاضر نیست او را در غنیمت حکومت شریک سازد. پس بنای لجبازی و آبروریزی نهاد و حالا دیده که میدان سیاست به این آسانی ها هم نیست.....

ناشناس گفت...

یه اشکال کوچولو باعث شد کاملا حواسم از متن پرت بشه ... البته امیدوارم جسارتمو ببخشی
تو لغتنامه دهخدا در مقابل عبارت " به سخره گرفتن " نوشته " به بیگاری گرفتن ، بدون مزد کار کشیدن " و توضیح هم داده که " برخی به اشتباه آن را به جای مسخره کردن و سخره کردن استفاده میکنند ".
بازم امیدوارم جسارت این برادر کوچکتو ببخشی .. با اجازه می رم که دوباره متن رو بخونم ..

ناشناس گفت...

شاید احمدی نژاد تلاش میکنه جمایت رفسنجانی رو جلب کنه برای اتحاد علیه رهبر

ناشناس گفت...

سلام اقاي داد
از يك طرف شما مي گوييد اطلاعات محرمانه اي كه احمدي نژاد از وزارت اطلاعات دزديده مربوط به سال قبل و دعواي احمدي نژاد و حيدر مصلحي است و از طرف ديگر اقاي عليرضا نوريزاده مي گويند اين اطلاعات در سال 88 و هنگام سرپرستي وزارت اطلاعات توسط احمدي نژاد بعد از بركناريه محسني اژه اي از سمت وزارت اطلاعات دزديده شده
به نطر من حرف اقاي نوريزاده معقول تر است چون اون موقع احمدي نژاد خودش تو وزارت بوده و با مشايي مدارك اطرافيان خامنه اي رو دزديده
نظر شما چيه؟