ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۳۰, چهارشنبه

پيرمرد: احمدي نژاد من گرسنه ام!

اينها تصاويري است پشت هم شده از يك ويدئو. تصاوير فريادهاي يك پيرمرد بازنشسته و دردمند كه در سفر اخير هيات دولت كودتايي به استان هرمزگان، از روي استيصال خود را مقابل ماشين احمدي نژاد مي اندازد و مدام فرياد مي زند: "احمدي نژاد! من گشنمه! من گرسنه ام!" اين پيرمرد با بي اعتنايي احمدي نژاد و فشار محافظان او، به كناري رانده مي شود و عاقبت فريادهايش محو مي شود! رئيس دولت مهرورزي، صحبتهاي آن دختر جوان دردمند را هم كه خود را به بالاي اتومبيل رسانده با عجله به ديگران حواله مي دهد و به نمايش "استقبال!" خود و دست تكان دادنهاي تهوع آورش براي مردمي خسته و دردمند ادامه مي دهد!...
اين تصاوير شايد تلنگري باشد براي همه ما. تا فكر كنيم به آن روزي كه اين مردم از ما مي پرسند: "آن زماني كه ما در فقر و گرسنگي جان مي كنديم، شما چه مي كرديد؟" آيا در آن روز، ما پاسخي خواهيم داشت؟ من كه ترديد دارم.

فيس بوك بابك داد

۶ نظر:

ناشناس گفت...

این بابا به روشنی روز فقیره و شاید فکر کرده احمدی نژاد و این رد شدن چند دقیقه ای اش همان همای سعادتی باشه که از جوانی تا پیری منتظرش بوده و نعره بی انقطاع اون واسه همینه که این فرصت از دستش نره شاید چیزی گیرش بیاد اینو قیافه و حرکات اون پیرمرد داد میزنه... خیلی خوب آقای بلاگر حالا پلان بعدی معروفش کردید حالا تاوانشو اون پیرمرد و پسرای از همه جا بی خبرش و هفت جد و ابادش پس میدن و چند روز دیگه دستگاه خبر سازی آقایون خبر میده که چی آره.. طی اخبار واصله پدر بزرگ یکی از منافقین بد نام که اتفاقا پدر یکی از فعالین فتنه 88 هم بوده و هم اکنون هر دوی آنها در چنگال عدالت اسلامی اسیرندو با حکم دادگاه << اعدام >> نه... فقط حبس ابد با اعمال شاقه شده اند برای بد نام کردن سیاست های اقتصادی دکتر احمدی نژاد در مراسم استقبال از ایشان مدام تکرار میکرد < احمدی نژاد مو گشنمه > که البته این اظهارات باعث خنده و تعجب حاضرین شده بود !!! آقای بلاگر محترم لطفا 2 هفته دیگه هم از حال این پیرمرد خبری بگیر چون همانطور که دیدی آخرش به احمدی نژاد حرفشو زد حالا تو این پانزده روز یا وضعش خوب میشه یا خبر میدن بطور خود جوش از گشنگی مرد .

ناشناس گفت...

حقش است می خواست به احمدی نژاد رای ندهد.تا درسی باشد برای مردم ساده لوح ودهاتی تا به یک خرمذهب دکتر معاب رای ندهند.شما نمی خواهد دلسوز اینها باشی همین ها موقع انتخاب اول و حتی دوم احمدی نژاد دور او مثل نوکر می دویدند و نامه می دادند(فیلم های تبلیغاتی انتخابات احمدی نژاد را یادت می آید؟)باید به ملت یک فشاری بیاید تا به پا خیزند.این رزیم حکومت همین دهاتی هاست.چه دل خجسته ای دارید بابک جان.لطفا برای زندانی ها و محیط زیست در حال نابودی دل بسوزانید.من کارشناس محیط زیستم.یک مثال عینی میزنم:همین ها وقتی ما مراتع و دشت ها را با هزاران زحمت سازمانهای محیط زیستی برای حفاظت قرنطینه کرده بودیم احمدی نژاد میامد و با علم این دهاتی ها و گوسفندهایشان مراتع در حال نابودی را باز کرده به دهاتی ها اجازه می داد تا گوسفندهای بی بازدهشان در آنجا بچرند.(گونه های گیاهی در خطر انقراض را)با این کار رای می خرید.هر چه ما فریاد و التماس می کردیم هیچ اعتنایی نمی کرد.همین حالا هم موارد مشابه بسیار است آقا بابک دلسوز!

kaveh گفت...

احمدي نژاد:مردی از جنس مردم!
عوام فريبي برخلاف مردم گرايي، مدلي براي حكومت نيست، بلكه يك استراتژي براي دست يابي و نگهداري قدرت است.
جهل و ترس، استعداد هاي بالقوه براي فريبكاري اند. جوامع استبداد زده و سنتي كه گردش آزاد اطلاعات در آنها وجود ندارد، بيشترين استعداد را براي عوام فريبي دارند. حتي در جوامع مدرن هم «ترس هاي مدرن » وجود دارد و چنانچه اين ترس‌ها با نا آگاهي توام شوند ، زمينه ي عوام فريبي و ظهور عوام فريبان فراهم مي شود.
عوام فريبي برخلاف مردم گرايي ( پوپوليسم ) مدلي براي حكومت نيست، بلكه يك استراتژي براي دست يابي و نگهداري قدرت سياسي است. اين استراتژی به تعصبات و احساسات مردم و ترس‌ها و انتظارات از بخش‌های دولتی متوسل مي شود و معمولاً از طریق لفاظي و جنجال ، به استفاده ابزاري از احساسات ملی ، مردمی و يا مذهبی روي مي آورد .
دولت عوام فريب، دولتي است كه از « اين استراتژي » براي دستيابي به قدرت و نگهداري آن استفاده مي كند. اشتباه بزرگي است اگر دولت هاي عوام فريب را پوپوليسم بخوانيم ، اشتباهي كه مي تواند تاكتيك هاي اين گونه دولت‌ها را بپوشاند و روشنفكران را از آسيب هاي واقعي اين گونه دولت‌ها را غافل كند .
يكي از نمونه هاي مشهور عوام فريبي در تاریخ كه با استفاده از اعتقادات ديني مردم صورت گرفت ،ماجراي بر سر نيزه كردن قرآن‌ها در زمان معاويه بود . اين «تاكتيك » به حدي نافذ بود كه ياران علي (ع) را نيز فريفت و ماجراي حكميت و تثبيت حكومت معاويه را در پي داشت .پاول یوزف گوبلز، وزیر تبليغات هيتلر، در سخن پردازي كم نظير بود . گوبلز در روش تبلیغاتی خود كه به «دروغ بزرگ » شهرت دارد، بر اين دو تكنيك عوام فريبانه تاكيد داشت. اول اين كه « دروغ هر اندازه بزرگتر باشد، مردم آن را آسان تر باور می کنند » و ديگر « اندکی حقیقت را با بسیاری دروغ درهم بیامیز و به مردم عرضه کن » .يكي از جامعه شناسان، « ويژگي هاي اساسي » افراد « عوام فريب » را اين گونه برشمرده است :
۱. او خود را « مردي از جنس مردم » مي خواند
۲. مرتب سخنراني مي كند
۳. بر ساده سازي مفاهيم اصرار دارد و بارها و بارها آنها را تكرار مي كند
۴. به مباني علمي و برنامه ريزي نظري در تصميم هايش اعتقادي ندارد و في البداهه تصميم مي گيرد
۵. از عبارات تنش زا و تبليغات پروپاگاندا استفاده مي كند
۶. دست به سانسور رسمي مي زند
محمود احمدي ن‍ژاد در عوام فريبي يگانه ي دوران ماست. هر آنچه جامعه شناسان براي يك عوام فريب آورده اند در او وجود دارد .

kaveh گفت...

محمود احمدي ن‍ژاد در عوام فريبي يگانه ي دوران ماست. هر آنچه جامعه شناسان براي يك عوام فريب آورده اند در او وجود دارد .
۱.او با تاكتيكِ «مردي از جنس مردم » به قدرت رسيد . تاكتيك و شعاري كه زينت بخش تبليغات دوران نخست رقابت او براي رسيدن به قدرت بود . شهرداري تهران و اجراي طرح هاي ناتمام و عوام فريبي چون « مونوريل و دوربرگردان هاي تهران » الگوي كاملي از استراتژي عوام فريبانه بود . دور برگردان‌ها عليرغم ظاهر « ميان بر » نه تنها گرهي از ترافيك تهران نگشوندند بلكه بزودي خود به معضلي تبديل شدند كه توسط شهردار بعدي برچيده شدند . مونوريل بر خلاف مترو كه ظاهري عيان ندارد ، جلوگر يك طرح غير كارشناسي اما عوام فريبانه بود كه هزينه هاي بسياري را بر مردم تهران تحميل كرد و با رسيدن احمدي نژاد به رياست جمهوري فراموش شد و ستون هاي نمادين‌اش نيز ويران شدند .
۲.احمدي نژاد مرتب سخنراني مي كند. «سفرهاي استاني » نمونه اي كامل از يك استراتژي عوام فريبانه است كه امكان سخنراني هاي عوامگرايانه را براي او فراهم مي كند. او هر بار هيات دولت را به دنبال خود به يكي از استان‌ها و شهرها مي كشاند و با بخشنامه هاي دولتي مردم را به دنبال خود مي دواند و با صرف هزينه هاي فراوان در استقرار و استقبال از دولتمردان، سخنراني هاي مهيج و عوام فريبانه‌اش را تكرار مي كند . ظرف چند ساعت صدها مصوبه را به هيات وزرا تحميل مي كند و در عرض چند روز صدها هزار نامه را جمع كرده و به بهانه ي رسيدگي به آنها توده هاي مظلوم و قدرت نديده را به سخره مي گيرد .
۳.احمدي نژاد وانمود مي كند كه همه چيز ساده است. پيچيده ترين مفاهيم و معضلات اقتصادي را به ساده ترين راه حل‌ها و مثال‌ها توضيح مي دهد. در عمومي ترين رسانه، تخصصي ترين مباحث را بر زبان مي آورد و چنين مي نماياند كه براي حل آن‌ها مشكلي وجود ندارد . به سادگي آمادگي خود را براي مديريت جهان اعلام مي كند . از فرط سادگي انر‍ژي هسته اي را توسط دانش اموزي دبيرستاني در آشپزخانه توليد مي كند و « طرح واقعي شدن قيمت‌ها » را به « هدفمند شدن يارانه‌ها » تقليل مي دهد و در خصوص عوارض هدفمند شدن يارانه‌ها در يك ماه قضاوت مي كند .
۴. محمود احمدي نژاد در تصميم هاي في البداهه بي همتاست. دست در كيسه مي كند و بودجه اختصاص مي دهد . وزيرش را در ميان بيگانه بي آبرو مي كند و نيامده بركنارش مي كند . ناگهان ۱۴ مشاورش را بركنار مي كند . پشت تريبون دستور استخدام ۱۹۰۰۰ نفر را مي دهد . دولتش بيشترين انحراف را از برنامه هاي چهار ساله داشته است . هيچ تعجيلي در ارائه ي بودجه هاي ساليانه ندارد و براي راحتي كار سازمان مديريت و برنامه ريزي را منحل مي كند . هر جا كه نياز ببيند قانون را نديده مي گيرد . قانون يكساله را سه ماهه اجرا مي كند و بودجه ي يك ساله را چند روزه مي بندد .
۵.احمدي نژاد استاد تنش زايي و غوغاگري است. در جنجال آفريني نه منافع ملي مي شناسد ، نه به قانون اساسي وقعي مي نهد و نه ولايت فقيه را باور دارد. باور جهاني در خصوص هلوكاست را به بازي مي گيرد و جهانيان را عليه خود بسيج مي كند. هسته ي قدرتش را بر جشن هاي هسته اي بنيان مي نهد و كشور را به مرز جنگ و نابودي مي كشاند. مي تواند در يك سخنراني، طوفاني از خس و خاشاك به پا كند. به دروغ از معذرت خواهي نخست وزير انگليس مي گويد و براي جبران خود به بدرقه ي چند متجاوز انگليسي مي رود و برایشان کت و شلوار می خرد ...
۶.محمود احمدي نژاد، شديدترين سانسور رسمي را در تاريخ كشور برقرار كرده است. اجازه نمي دهد هيچ نشريه ي آزادي در كشورش منتشر شود و كمترين منتقدي را بر نمي تابد . بزرگترين زندان روزنامه نگاران جهان را ساخته است و ايران را آزادترين كشور جهان مي خواند ...
آرزو می کنم، دیگر هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه ... احمدی نژاد را باور نکنیم.

kaveh گفت...

محمود احمدي ن‍ژاد در عوام فريبي يگانه ي دوران ماست. هر آنچه جامعه شناسان براي يك عوام فريب آورده اند در او وجود دارد .
۱.او با تاكتيكِ «مردي از جنس مردم » به قدرت رسيد . تاكتيك و شعاري كه زينت بخش تبليغات دوران نخست رقابت او براي رسيدن به قدرت بود . شهرداري تهران و اجراي طرح هاي ناتمام و عوام فريبي چون « مونوريل و دوربرگردان هاي تهران » الگوي كاملي از استراتژي عوام فريبانه بود . دور برگردان‌ها عليرغم ظاهر « ميان بر » نه تنها گرهي از ترافيك تهران نگشوندند بلكه بزودي خود به معضلي تبديل شدند كه توسط شهردار بعدي برچيده شدند . مونوريل بر خلاف مترو كه ظاهري عيان ندارد ، جلوگر يك طرح غير كارشناسي اما عوام فريبانه بود كه هزينه هاي بسياري را بر مردم تهران تحميل كرد و با رسيدن احمدي نژاد به رياست جمهوري فراموش شد و ستون هاي نمادين‌اش نيز ويران شدند .
۲.احمدي نژاد مرتب سخنراني مي كند. «سفرهاي استاني » نمونه اي كامل از يك استراتژي عوام فريبانه است كه امكان سخنراني هاي عوامگرايانه را براي او فراهم مي كند. او هر بار هيات دولت را به دنبال خود به يكي از استان‌ها و شهرها مي كشاند و با بخشنامه هاي دولتي مردم را به دنبال خود مي دواند و با صرف هزينه هاي فراوان در استقرار و استقبال از دولتمردان، سخنراني هاي مهيج و عوام فريبانه‌اش را تكرار مي كند . ظرف چند ساعت صدها مصوبه را به هيات وزرا تحميل مي كند و در عرض چند روز صدها هزار نامه را جمع كرده و به بهانه ي رسيدگي به آنها توده هاي مظلوم و قدرت نديده را به سخره مي گيرد .
۳.احمدي نژاد وانمود مي كند كه همه چيز ساده است. پيچيده ترين مفاهيم و معضلات اقتصادي را به ساده ترين راه حل‌ها و مثال‌ها توضيح مي دهد. در عمومي ترين رسانه، تخصصي ترين مباحث را بر زبان مي آورد و چنين مي نماياند كه براي حل آن‌ها مشكلي وجود ندارد . به سادگي آمادگي خود را براي مديريت جهان اعلام مي كند . از فرط سادگي انر‍ژي هسته اي را توسط دانش اموزي دبيرستاني در آشپزخانه توليد مي كند و « طرح واقعي شدن قيمت‌ها » را به « هدفمند شدن يارانه‌ها » تقليل مي دهد و در خصوص عوارض هدفمند شدن يارانه‌ها در يك ماه قضاوت مي كند .
۴. محمود احمدي نژاد در تصميم هاي في البداهه بي همتاست. دست در كيسه مي كند و بودجه اختصاص مي دهد . وزيرش را در ميان بيگانه بي آبرو مي كند و نيامده بركنارش مي كند . ناگهان ۱۴ مشاورش را بركنار مي كند . پشت تريبون دستور استخدام ۱۹۰۰۰ نفر را مي دهد . دولتش بيشترين انحراف را از برنامه هاي چهار ساله داشته است . هيچ تعجيلي در ارائه ي بودجه هاي ساليانه ندارد و براي راحتي كار سازمان مديريت و برنامه ريزي را منحل مي كند . هر جا كه نياز ببيند قانون را نديده مي گيرد . قانون يكساله را سه ماهه اجرا مي كند و بودجه ي يك ساله را چند روزه مي بندد .
۵.احمدي نژاد استاد تنش زايي و غوغاگري است. در جنجال آفريني نه منافع ملي مي شناسد ، نه به قانون اساسي وقعي مي نهد و نه ولايت فقيه را باور دارد. باور جهاني در خصوص هلوكاست را به بازي مي گيرد و جهانيان را عليه خود بسيج مي كند. هسته ي قدرتش را بر جشن هاي هسته اي بنيان مي نهد و كشور را به مرز جنگ و نابودي مي كشاند. مي تواند در يك سخنراني، طوفاني از خس و خاشاك به پا كند. به دروغ از معذرت خواهي نخست وزير انگليس مي گويد و براي جبران خود به بدرقه ي چند متجاوز انگليسي مي رود و برایشان کت و شلوار می خرد ...
۶.محمود احمدي نژاد، شديدترين سانسور رسمي را در تاريخ كشور برقرار كرده است. اجازه نمي دهد هيچ نشريه ي آزادي در كشورش منتشر شود و كمترين منتقدي را بر نمي تابد . بزرگترين زندان روزنامه نگاران جهان را ساخته است و ايران را آزادترين كشور جهان مي خواند ...
آرزو می کنم، دیگر هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه ... احمدی نژاد را باور نکنیم.

ناشناس گفت...

در حیرتم که واکنش آقای خاتمی و یاران نئو اصطلاح طلب بیرون حبسشون نسبت ب این کلیپ چیست؟ ما هممون سزاوار سرزنشیم همه و همه، و با شرف‌ها مانند تاجزاده‌ها در بند! آقای داد چرا نظر قبلی‌ من راجع آقای موسوی و کروبی در نظرها گنجانده نشد؟ با درود و امید