ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۲۳, چهارشنبه

عدالت چيز ناقصي است اگر...


«عدالـت» چيز ناقصي است اگـر تمــــــام ماجرا همين «داستانهاي نصفه نيمه» باشد! خيلي مسخره است اگر همه چيز همينجوري ناقص تمام شود! لابد فصل ديگري هم هست. يعني بايد كه باشد! همين.
[بابك داد]


۷ نظر:

ناشناس گفت...

با وجود برداشتن دو فیلم «گشت ارشاد» و «زندگی خصوصی» از روی پرده سینماها، تنها ماندن «قلاده های طلا» برپرده و پخش بی حساب و کتاب تیزرهای تبلیغاتی آن در تمام شبکه های تلویزیونی صدا و سیما، این فیلم پرهزینه که علیه جنبش اعتراضی مردم ایران پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ساخته شده تا آنرا جنبشی ساخته و پرداخته خارج نشان دهد، به نظر می رسد که «قلاده های طلا» نتوانسته به فروش قابل توجهی دست پیدا کند. اگرچه خبرگزاری فارس میزان فروش این فیلم را دومیلیارد تومان برآورد می کند، اما برآورد منابع بی طرف حاکی از آن است که مردم استقبال چندانی از فیلمی که در هفتاد سینمای سراسر کشور روی پرده است ومسئولین بارها آنرا «سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران» خوانده اند، به عمل نیاورده اند؛ حتی در صفحه فیس بوک حمایت از این فیلم، تعداد حامیان به هزار نفر هم نرسیده است!این درحالی است که محمود احمدی‌نژاد در مراسم سالروز ملی فن‌آوری هسته‌ای ایران از ابوالقاسم طالبي كارگردان فيلم «قلاده هاي طلا» تجلیل به عمل آورد. سایت خبری ریاست جمهوری در خبری اعلام کرده است که "در اين مراسم و پيش از سخنان رييس جمهور از آقايان ابوالقاسم طالبي كارگردان فيلم قلاده هاي طلا، عيسي برآري دونده بين المللي دو ماراتن كه با پيراهن منقش به عكس شهيد احمدي روشن در مسابقات بين‌المللي حضور داشت، علي ديباجي از نيك انديشان شهرستان گراش استان فارس كه يك واحد مسكوني در راستاي حمايت از انرژي هسته‌اي ايران وقف كرده است، اصغر خليلي پور از فعالان فرهنگي كشور كه مكاتبات و بيانيه‌هاي متعددي در خصوص حمايت از صنعت هسته‌اي كشور ارائه كرده و بايرام پاك‌باز، بافنده يك تخته قالي ابريشم با طرح كلي وطنم ايران با اهداء لوحي از سوي رييس جمهور تقدير به عمل آمد."«قلاده های طلا» با سرمایه بنیاد سینمائی «روایت فتح» متعلق به سپاه پاسدارن و با همکاری وزارت اطلاعات ساخته شده و تهیه کننده آن محمد خزاعی است که دبیر جشنواره فیلم فجر هم بود. در مورد کارگردان این فیلم «ابوالقاسم طالبی» نیز آخرین اطلاعات را محمد نوری زاد در گفت و گو با سایت «کلمه» به دست داده است: "تاریخ دراین سرزمین دارد تعریف تکراری خود را به رخ می کشد: انطباق حادثه ها و وقایع، آنگونه که حاکمان می خواهند. حالا عضوی ازمجموعه ی وزارت اطلاعات مأمورمی شود درباره ی حوادث این دوسه سال اخیرفیلم بسازد. اوباید نقش همان کاتب های درباری را ایفا کند. شما وقتی عضو وزارت اطلاعات می شوید، اول چیزی را که درخود قربانی می کنید صداقت است...آقای طالبی دوچهره دارد. یکی اطلاعاتی و ترسناک. یکی هم چهره ای که با مردی و مردانگی نا آشنا نیست ومن درآن سالها با همان خصلت مردی و مردانگی او آمیخته بودم. «قلاده طلا» را آن چهره ی اطلاعاتی آقای طالبی ساخته و حیف که مردی و مردانگی اش را درخلق این اثربه خاک برده. البته درطول ماههای زندان و آشنایی با بازجویان هیولاگون قبول کردم که مأمور وزارت اطلاعات شدن، مساویست با همه چیزرا کنارگذاشتن. وهمه چیزرا زیرپانهادن"!

ناشناس گفت...

آقای داد لطفا با دقت این متن زیر ر ا بخوان و تحلیل کن!
"سلحشور و ننگی که نمی داند کجا ببرد"
فیلم «زندگی خصوصی» را که به زندگی خصوصی یک دولتمرد تازه به دوران رسیده در جمهوری اسلامی می پرداخت، به هر شکلی بود از اکران برداشتند تا «انحراف» اهالی حکومت بیش از این جلوی چشم مردم نباشد، و در مقابل مدتی است بر طبل «انحراف اخلاقی در سینمای ایران» می کوبند، تا توپ را به زمین حریف بیاندازند. خبرگزاری فارس که بیش از همه از این موضوع زخمی است، مدتی است هر روز سراغ یکی ازسینماگران نزدیک به حکومت می رود تا از زبان آنان بنویسد که سینماگران ایران انحراف اخلاقی دارند؛ آخرین این افراد احمد نجفی بازیگر پیشین و تهیه کننده کنونی سینماست که در شورای عالی سینما به ریاست احمدی نژاد هم عضویت دارد و در یک گفت و گوی رسانه ای اعلام کرده است «شورایعالی سینما» در نشستهای آینده خود این موضوع را بررسی خواهد کرد! سلحشور نیز که قبلا سینمای ایران را به «فاحشه خانه» تشبیه کرده بود، باردیگر فرصت جولان پیدا کرده است. کارگردان مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر» که به تازگی از اتهام دزدیدن فیلمنامه این مجموعه از یک کتاب تبرئه شده و مشغول تدارکات پیش تولید مجموعه بسیار پرهزینه دیگری در مورد حضرت موسی پیامبر کلیمیان است، در نشست خبری مربوط به این مجموعه اتهامات اخلاقی دیگری را متوجه سینماگران کرد و گفت: "آیا ما با انقلابمان صدهزار شهید داده‌ایم که سینماگرها الگوی این جامعه شوند؟ باید این ننگ را به کجا ببریم که فرزندانمان عاشق سینما هستند و می‌خواهند سینماگر شوند؟ یادم است اولین باری که قرائت قرآن جواد فروغی را شنیدم برایش صدقه دادم و با تفسیر قرآن حسین طباطبایی گریه کردم. قرار بود الگوی جوانان ما شهید فهمیده باشد یا فلان هنرپیشه؟ من با بد و خوب کسی کار ندارم، اصلا یک بازیگر می‌تواند الگو باشد؟ چرا باید شب‌های عید مذهبی و غیرمذهبی با تعدادی هنرپیشه -که هنرشان این است که ادا دربیاورند و جای رمال و پلیس و سارق و که و که بازی کنند- صبح شود؟ آیا چنین فردی آنقدر عزت دارد که الگوی یک نفر شود؟"سلحشور بدون نام بردن از «گلشیفته فراهانی» گفت: "تعجبی ندارد که خانم فلان رفته در آن سوی دنیا عریان شده است. سینما برای اشاعه فرهنگ آمریکایی است؛ اینکه فرهنگ‌های دیگر را زیر بولدوزر بگیرد و فرهنگ صهیونیستی را جایگزین کند. دختران بسیاری هستند که برای بازیگری به دفاتر فیلمسازی می‌روند و هربار با پیشنهاد بی شرمانه‌ای روبرو می‌شوند. من به یکی از دوستان که آثار مبتذل می‌سازد گفتم تو هیچ وقت نمی‌توانی کار خوب بسازی، چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست. او علی رغم اینکه جبهه رفته و رزمنده بوده قادر نخواهد بود اثر خوبی بسازد."وی افزود: "من خودم را عضوی از سینما نمی‌دانم. من کسی هستم که از مسجد آمده و کار تبلیغاتی می‌کند و نظرش این است که باید در سینما و تلویزیون هم انقلاب کنیم. بر همین اساس 30 سناریو نوشتیم که 9 قصه آن ساخته شده و به این وسیله ما برای سینمای اسلامی تعریف و نمونه داریم. اما موضوع اینجاست که مسئولان به وضعیت فعلی خو کرده‌اند و در صدد تغییر آن نیستند." سلحشور در پایان در مورد برائت خود از رونویسی فیلمنامه «یوسف پیامبر» گفت: "حکم دادگاه تجدید نظر برای ما محترم و تنها توقعمان اجرای عدالت است. گرچه مطمئنم در صورت تبرئه نیز بسیاری خواهند گفت که این اتفاق با اعمال نفوذ و رانت صورت گرفته برای همین اعلام کردم هر کس می‌تواند تقلبی پیدا کند و من این را خواهم پذیرفت. گرچه این تهمت که به تحریک برخی صورت گرفته، به خدشه دار شدن یک جریان مذهبی فرهنگی منجر شده است.

ناشناس گفت...

با عدم فروش نفت توسط دولت، این حکومت با فشار آوردن به مردم مثل کره شمالی کشور را اداره میکند و غرب نیز مصمم تر میشود تا باز بر ایران فشار بیشتری وارد کند و حکومت نیز این فشار را به مردم منتقل میکند. دولتمردان غرب به این روش نخواهند توانست بر حکومت ایران تاثیری بگذارند. تنها راه یک اقدام نظامی محدود بر دولت ایران در حلیچ فارس و دریای عمان است و بس.

ناشناس گفت...

بشار اسد خط قرمز جمهوری اسلامی است

ناشناس گفت...

ه ه ه عدالت؟ طی حکمی از سوی وزیر علوم دولت محمود احمدی نژاد، دختر آیت الله قاسم خزعلی، عضو مجلس خبرگان و از چهره های تندرو جریان اصولگرا به عنوان سرپرست دانشگاه الزهرا منصوب شد!

ناشناس گفت...

بعضی در مورد فیلم مسخره غلاده های طلا کامنت دادن.آقای داد من هم موافقم چرا هنرمندی مثل امین حیایی،حیا را فراموش کرده و در این فیلم بازی کرده هان چرا؟نکته ای که می خواهم روی آن تکیه کنم سخنی با هنرمندان غیر حکومتی این فیلم و مانند آن است که بدبختانه در جمهوری اسلامی کم نیستند از اینان که از هنرشان برای اغراض خاص حکومتی و اعمال سیاستهای فریبکارانه و پراکندن دروغ یک سنت پایداری است که همه کم و بیش با تاریخ آن آشنا هستند. ممکن است گفه شود که هنرمند و بازیگر کاری به حقیقت ندارد و فقط به عنوان یک هنرمند و شاغل در رشته ای خاص از کار هنری ایفای نقش می کند و در واقع پول می گیرد و وظیفة شغلی خود را، ولو در نقش منفی، انجام می دهد. اما در اینجا باز به همان هنر متعهد و هنرمند متعهد باز می گردیم و پاسخ همان است که گفته شد. فقط می افزایم که بحث در نقش مثبت و منفی بازیگر در فیلم و یا تأتر (و هر ژانر هنری دیگر) نیست بلکه اولا سخن بر سر تحریف و دروغ پراکنی و فریبکاری و اغفال ذهنی مخاطبان است و ثانیا مسئله ابزار دست حاکمیت (به ویژه حاکمیت استبدادی و ضد ملی) شدن است که در این فیلم روشن است و جای انکار ندارد. طبعا در یک فیلم یکی نقش مثبت ایفا می کند و دیگری نقش منفی و یا در تعزیه یکی امام حسین می شود و دیگر شمر و خولی و ابن زیاد، اما وقتی با سفارش و بودجه دولت و حتی مدیریت نهادهای امنیتی عامدانه برای تبلیغ یک دروغ بزرگ و فریب افکار عمومی سناریویی نوشته می شود و عده ای، با هر انگیزه ای ولو دستمزد خوب و منافع شخصی و یا ترس، در آن ایفای نقش می کنند، دیگر اعای عمل حرفه ای محض و ایفای نقش به عنوان یک شغل، سخنی لغو است و چنین رفتاری در هر شرایطی و در هر کجای جهان که رخ دهد اخلاقا مذموم است و هیچ توجیهی برای چنین رفتار ضد اخلاقی مسموع نخواهد بود. این توجیه مانند این است که بازیگری ایرانی در فیلمی بازی کند که پیام اصلی آن توجیه حمله نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران و تشویق بیگانگان به چنین حمله ای و در نتیجه ویرانی کشورش باشد و آنگاه بگوید من به عنوان یک هنرمند و به مقتضای حرفه ام در چنین فیلمی بازی کرده ام و سناریو و مضمون و هدف و محتوای فیلم ربطی به من ندارد و من مسئولیتی در قبال آن ندارم. به ویژه که باید افزود اگر چنین اقداماتی در بخش خصوصی انجام شده بود گرچه محکوم بود و غیر قابل دفاع اما همکاری در یک اقدام کاملا سیاسی و سفارشی دولتی و عدم امکان دفاع قانونی و یا پاسخگویی با ابزارهای مشابه در جامعه مدنی نامش هر چه باشد از انسانیت و انصاف و اخلاق و عدالت و جوانمردی به دور است و نمی توان ذیل عنوان شغل و حرفه و کار هنری محض (هنر برای هنر) از آن دفاع کرد. شاید مناسب ترین عنوان «هنرمند در خدمت دروغ و فریب» باشد. داستان فیلم مربوط به عصر دیاکو و خشارشا نیست، مربوط به سه سال اخیر است و تمام قهرمانان و آفرینندگان آن زنده اند و جلو چشم ما و از قضا افراد معینی با نام و نشان مورد اتهام قرار گرفته اند بدون این که در هیچ دادگاه صالحی (حتی رهبران آن در دادگاه غیر صالح نیز محاکمه نشده اند) اتهامشان ثابت شده باشد، در این صورت، با کدام مجوز قانونی و اخلاقی و انسانی چنین فیلم سراسر دروغ و تحریف و غیر قانونی ساخته و به افکار عمومی عرضه می شود؟ حداقل بازیگران مستقل و حرفه ای این فیلم پاسخ دهند در شرایطی که سنگها را بسته و سگها را رها کرده اند و کمترین امکان دفاع از متهمان مشخص نه به خودشان و نه به دیگران داده نمی شود، چگونه و با کدام دلیل قانونی و حقوقی و اخلاقی و انسانی با چنین پروژة رسوایی همکاری کرده و در خدمت دروغ و فریب در آمده اند؟ گویا:
"منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
زین هر دو نام چو سیمرغ ماند و کیمیا"

علیزاده-لاهیجان گفت...

فضاسازی تبلیغی حکومت علیه جریان دموکراسی خواه صرفا به انتشار آثار مکتوب محدود نبوده است. مستندهای تلویزیونی برای زیرسوال بردن ماهیت اعتراض ها نظیر مستندی که در آن "قتل ندا آقا سلطان" انکار می شد بخشی از پروژه حکومت برای بی اعتبار سازی مخالفان خود طی نزدیک به سه سال گذشته بوده است. نمونه اخیر این قبیل اقدام ها را می توان در تولید فیلم " قلاده های طلا" توسط "ابوالقاسم طالبی" مشاهده کرد که هدف آن در یک کلام مرتبط کردن معترضان داخلی به دولت های بیگانه و گروه های بدنام سیاسی است. مقام های حکومتی ابایی ندارند از این که آثار تولید شده با چنین محتوایی را از رانت های بی حساب و کتاب بهره مند ساخته و تولیدکنندگان آنها را مورد تشویق قرار دهند،چنان که "محمود احمدی نژاد" رییس دولت دهم روز یکشنبه(20 فروردین) با انتشار لوحی به کارگردان " قلاده های طلا" از او تقدیر کرد. این در حالی است که بخش عمده سالن های سینما در تهران و شهرهای بزرگ برای پخش این فیلم به خدمت گرفته شده اند و تیزرهای آن مدام در رسانه های وابسته به حکومت پخش می شود. هدف از چنین اقدام هایی کاملا مشخص است. حکومت می خواهد که روایت ساخته‌ی خود از تحولات پس از انتخابات را به خورد افکار عمومی بدهد. روایتی که دستکم از طرف معترضان به وضع موجود کاملا مردود است و بیش از هر چیز هراس و سراسیمگی حکومت نسبت به جنبش اعتراضی را برملا می کند.معترضان می گویند که اگر حکومت هراس و تشویشی نداشت این همه هزینه برای تخریب جنبش سبز هم معنا و مفهومی پیدا نمی کرد.