ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۶, شنبه

آغاز «طرح چهار» براي تحريم انتخابات: آگاهي رساني تصاعدي! + فيلم


طرح «چهار» روشي فشرده و تصاعدي 
براي آگاهي رساني به مردم


انتخابات هفته آينده مجلس يك «كلاهبرداري بزرگ ديگر» است. از امروز فقط يك هفته فرصت داريم. وقت تنگ است. ماههاست «خط خونيني» را به يادتان مي آوريم كه بين مردم و حكومت ايجاد شده و شركت در انتخابات يعني عبور از آن خط خونين، يعني عبور از جوي خون قربانيان بيگناه. از امروز طرح چهار را آغاز مي كنيم. در فضاي مجازي اين كار آغاز شده و به خانه ها و ادارات و خيابانها مي رسد.

هر كسي دل در گرو پس گرفتن حق انتخاب خود دارد و خود را «بدهكار» به همه هزينه دادگان راه آزادي ايران مي داند از امروز تصميم بگيرد فقط «چهار نفر» را آگاه و قانع كند. يك هفته براي قانع كردن چهار نفر كافي است. به يادشان بياوريم كه هنوز پرونده خونبار انتخابات قبلي «باز» است و عاملان جنايتهاي بعد از انتخابات قصد دارند يك نمايش انتخاباتي ديگر به راه بياندازند. از آن چهار نفر بخواهيم براي جبران «بدهي به قربانيان بيگناه»، هر كدام از آنها هم «چهار نفر ديگر» را آگاه و قانع كنند. از امروز يك هفته فرصت داريم. همين امروز به سراغ چهار نفر برويم و قانعشان كنيم. جامعه از همين سلولها تشكيل شده و به آگاهي جمعي مي رسد. و سلولها در كنار همديگر، پيكره جامعه را شكل مي دهند. در طرح چهار، شما مي توانيد حلقه اي از يك زنجيره ميليوني باشيد كه در چند مرحله مي توانند ميليونها نفر ديگر را قانع كنند به انتخابات فرمايشي «نه» بگويند.
در طرح چهار؛ آگاهي تصاعدي بالا مي رود. از يك نفر به چهار نفر. / از 4 نفر به 16 نفر. / از 16 نفر به 64 نفر./ از 64 نفر به 256 نفر. / از 256 نفر 1024 نفر. / از 1024 نفر به 4096 نفر. / از 4096 نفر به 16 هزارو اندي نفر.... و رشد صعودي و سريع تا ميليونها نفر... بايد موج آگاهي و شعور را برسانيم به جمعيتي كه به هر دليلي در نا آگاهي و فراموشي باقي مانده اند. وقت تنگ است مردم. اگر بدهي مان را به ايران و ايرانيان نپردازيم، تاوان سنگيني خواهيم داد!
براي تماشاي فيلم «چهار» دقيقه اي روي تصوير كليك كنيد
 روي عكس كليك كنيد و يا به اين آدرس برويد. فيلمي «چهار» دقيقه اي است از عصاره گفتگويم با برنامه پارازيت در جمعه 17 تيرماه 90. اين فيلم را به نزديكان خود نشان دهيد. آنها بايد بدانند كه اساسا" معنی ندارد انتخابات تازه را به رسمیت بشناسیم، وقتی که پرونده انتخابات قبلی هنوز بسته نشده، وقتی که اعضای ستاد های انتخاباتی انتخابات قبل در زندانند. وقتی که نامزدهای انتخابات قبل (موسوي و كروبي) هنوز در حصر و حبس خانگی هستند، وقتی که بخاطر تقلب در انتخابات قبل عده ای کشته شدند، زندانی شدند و به آنان تجاوز شد، عده زيادي شکنجه شدند و یا تبعید شدند و مهاجرت کردند، شما نمی توانید پرونده یک انتخابات تازه را باز کنید.
چهار نفر را قانع كنيم و بپرسيم چطور می توان با حکومتی که یک کلاهبرداری به آن بزرگی را کرده، دوباره وارد بحث انتخابات تازه شد و با او یک معامله تازه کرد؟ بنابر این بحث انتخابات جديد محکوم به شکست است. مردم از حکومت فاصله گرفته اند و گسست بین مردم و حکومت یک خط قرمز از خون، خون قربانیان بیگناه این وسط شكل داده که هرکس در اين انتخابات تازه شركت كند، بايد پایش را روي آن خونهاي بيگناه بگذارد و باید از این خط خون بگذرد. كسي نمی تواند ادعا کند که مردمی و اصلاح طلب هستم و همچنان می خواهم در انتخابات این حکومت شرکت کنم! چرا که باید از وسط این جوی خون رد شود. جوی خونی که خون ندا، سهراب، کیانوش و بسیاری از قربانیان دیگر در آن است. بنابر این وقتی که آن پرونده هنوز بسته نشده و پرونده آن کلاهبرداری قبلی هنوز باز و مفتوح است، اساسا" نباید با این حکومت دوباره وارد معامله ای به نام انتخابات شد. چون باز این حکومت همان کارهایي را خواهد کرد که در انتخابات گذشته مزورانه، متقلبانه و با جنایت انجام داد. ما به همه هزينه دادگان انتخابات قبل بدهكاريم.
جمعه دوازده اسفند روز «پرداخت بدهي ما» به موسوي و كروبي است. پرداخت بدهي ما به شهيدان، به قربانيان، به زندانيان، به خانواده هاي همه آنان، و به تبعيديان. يا حق. حركت از اين بيش شتابان كنيم!
براي تماشاي فيلم چهار دقيقه اي، روي تصوير بالا و يا اينجا را كليك كنيد.

۸ نظر:

ناشناس گفت...

تهیه ی این فیلم های کوتاه و تلاش شما برای آگاهی رسانی به همه ی اقشار مردم، تحسین برنگیز است. اما توجه داشته باشید اگر ما با برنامه ریزی وسیع و در زمان طولانی تر به این آگاهی رسانی بپردازیم، بی شک شاهدِ نتیجه ی بهتری خواهیم بود. چرا تنها نزدیک انتخابات که می شود سعی می کنیم در سطح وسیع آگاهی رسانی کنیم؟ این انتخابات که همان طور شما نیز به تر می دانید نمایشی بیش نیست. پس ای کاش آگاهی رسانی در سطح وسیع را ، البته با برنامه ریزی، هیچ وقت فراموش نکنیم؛ که اگر این مردم آگاه باشند، هیچ کدام شان پای این صندوق های رای نمایشی نخواهند رفت.
ایده ی فیلم ایده ی بسیار خوبی ست. چرا که حتا آن هایی که اهل قلم نیز هستند، ترجیح می دهند فیلمی را ببینند تا مطلبی را بخوانند. خب باید از این مزیتِ فیلم به قلم استفاده کرد! اما تا جایی که من می دانم دسترسی به یوتیوب در ایران، چه بسا در شهرستان ها و روستا ها، امکان پذیر نیست. چه چاره ای برای این مشکل می اندیشید؟

ناشناس گفت...

نخبگان خاموش، پخمگان مدهوش

alizadeh گفت...

آقای خامنه ای! توهم چیز بدی است.هیچ وقت فکر کرده اید چطور شد که یکباره همه علوم و حقایق به شما الهام شد و همه مخالفان تان، نادان و بی‌بصیرت شدند؟
خواندم که در ملاقات با گروهی از مردم استان آذربایجان فرمودید " همین حضور پرشور و فراوان در انتخابات مجلس نهم، ضربه سخت دیگری به دشمن خواهد زد." و گفته اید که در در "هشتصد و پنجاه شهر کشور" راهپیمایی برگزار شده و مدعی شدید: "آنهایی که باید پیام را بگیرند، گرفتند و آنهایی که در مغزهای الکلی و آفت دیده خود، خیالاتی در سر می پروراندند، متوجه شدند که در ایران چه خبر است." از همه مهم تر اینکه گفته اید: " کسانی که مدعی آزادی اطلاعات و اخبار هستند، اخبار مربوط به این راهپیمایی را سانسور کردند و راهپیمایان میلیونی تهران را هزاران نفر و جمعیت دهها میلیونی کشور در راهپیمایی را صدها هزار نفر عنوان کردند."آقای خامنه ای!یکی از تاثیرات الکل و مواد مخدر این است که افراد را دچار توهم می کند، این خیلی چیز بدی است، اما حتما می دانید که بیماری مهمی وجود دارد که به آن پارانویا می گویند، در این بیماری، فرد اولا دچار " احساس عظمت" می شود و دیگر آنکه احساس می کند همه جهان " دشمن" او هستند، این توهم ممکن است برای کسانی که نه از الکل و نه از مواد مخدر استفاده می کنند هم پیش بیاید، چنانکه می دانید دوستان تاریخی شما یعنی آقای " هیتلر" و " استالین" اتفاقا از مردانی بودند که مطلقا آلودگی به مواد مخدر و الکل نداشتند، ولی پارانوئید بودند و از قضا آدمی مثل چرچیل که طرفدار آزادی و مخالف فاشیسم بود، یک دائم الخمر بود که پارانویا نداشت و کاملا واقع گرا بود. اما من قصد ندارم برای شما در مورد مضرات الکل و مواد مخدر حرف بزنم یا حتی به تحلیل روانی دیکتاتورها بپردازم، فقط می خواهم مواردی ساده را خاطرنشان سازم.

صادق و سوسن گفت...

ای خامنه ای ای دیکتاتور حقیر، این چه غروری است که یک نفر خود را نشانه خوبی، زیبایی، دانش، فهم، سیاستمداری، جهان بینی درست، حقیقت و دیگر موضوعات بداند؟ نظام سیاسی جمهوری اسلامی از سه سال قبل ضعیف تر و از هفت سال قبل خیلی ضعیف تر شده است. نشانه‌های ظلم و جور در آن آشکارتر شده و تنها چیزی که در آن رشد کرده قدرت شماست. بقول یک اقتصاددان جهانی که برای دیدار از کوبا رفته بود، گفته بود: " تنها چیزی که رشد مداوم خود را در کوبا حفظ کرده ریش فیدل کاسترو است." این چه بصیرتی است که هر که شما را دوست بدارد یا تسلیم تان باشد، به آن مفتخر می شود و اگر از شما انتقاد کند، حتی مخالفت هم نکند، فقط انتقاد کند، می شود بی‌بصیرت و نادان و کج فهم و مزدور اجانب؟

kiarash - tehran گفت...

خامنه ای!گفته اید که مردم در انتخابات مجلس نهم " حضوری عظیم و پرشور خواهند داشت." خودتان می دانید و تمام دوستانی هم که در موسسات نظرسنجی وزارت اطلاعات و بیت رهبری و مرکز تحقیقات استراتژیک و واحد نظرسنجی صدا و سیما آماری که تهیه شده نشان می دهد که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. می دانید که بیش از چهل درصد در بهترین شرایط از مجموع حائزین شرایط در انتخابات شرکت نخواهند کرد و حضور مردم نه تنها پرشور تر از انتخابات ۸۸ بلکه پرشورتر از انتخابات مجلس هشتم هم نخواهد بود. من با شما عهد می کنم که چنین اتفاقی نخواهد افتاد، دوازدهم اسفند که چند سال دیگر نیست، یوم تبلی السرائر خواهم رسید و رازها آشکار خواهد شد. سازماندهی آرای بسیج حتی اگر به سوی جبهه متحد بازگردد و رای معمول حامیان شما هم وارد محاسبه شود، باز هم آرزوی آرای بالای بیست میلیونی که هیچ، آرزوی رای بالاتر از پانزده میلیون را هم به گور خواهید برد. نفهمیدید و نخواستید بفهمید که جریان اصلاح طلبی و جنبش سبز بدنه اصلی جامعه ایران را تشکیل می دهد و تغییرات اجتماعی ایران، افزایش سطح تحصیلکردگان و دسترسی به اطلاعات آزاد در دوران جناب خاتمی چون بارانی از رحمت، شعور و دانایی را بر سر جامعه ایران باریده است. می بینید که چگونه فرزندان افرادی که زمانی وفادارترین مردان بیت شما بودند، چگونه پدران را به سوی خود می کشند و چگونه نگاهی نو را به جامعه هدیه می کنند. به شما بگویم که وارد بد بازی‌ای شدید. این جا جای شما نیست. حرف مرا روزی خواهید فهمید که پولی برای دادن به این عاشقان سینه چاک ولایت نداشته باشید، تا ببینید که نه شعری برایتان می سرایند و نه از این تعریف و تمجیدها خبری خواهد بود. خامنه ای!
به نظرم دولت شما روزهای آخر آرامش را بسرعت طی می کند، بعید می دانم بعد از ۱۲ اسفند فرصت زیادی داشته باشد. هرگز از یاد مبرید، و مردم نیز از یاد نخواهند برد که سید علی خامنه ای دیکتاتوری شد که بخاطر تاکید و پافشاری بر اشتباهاتش ایران را و حکومتش را به بدترین شکل به باد داد. فردا دور نیست.

بی خیال گفت...

برو بابا آقای داد چه دل خجسته ای داری شما.کی به فکر رای دادنه کدام مجلس کدام نماینده!نمایندگان مجلس خبرگان و خانه ملت اگر نمایندگان واقعی ما بودند، می توانستند به از ریخت افتادن شأن جهانی کشورمان ایران درحوزه های وسیع اقتصادی و سیاسی و نظامی ونقش خامنه ای و احمدی نژاد در این بخاک افتادگی دخالت کنند. می توانستند به ریخت و قیافه ای که خامنه ای و احمدی نژاد از سپاه پرداخته اند اعتراض کنند. دزدان فربه را مگر جز درسپاه می توان یافت؟ کجایند نمایندگان و خبرگان واقعی؟ فردا پاسخ خدا و این مردم را چه خواهند داد؟ نماینده شدند که سکوت کنند؟ وجز سپاس نگویند؟ هالوها مگر ازاین استعداد بی بهره اند؟ ما را که فریاد رسی نیست. پس چرا فریاد نزنیم ای خدا و ای علی مرتضا شما شاهد باشید که ما بعنوان شهروندان این نظامی که مدعی مسلمانی است، از رهبر و خبرگانی که باید برکارهای رهبری نظارت کنند و نمی کنند شکایت داریم. دستگاههای مخوف اطلاعاتی و امنیتی و قضایی راه برما بسته اند و ریسمان اوباشان مذهبی را برای آسیب ما و ساکت کردنِ ما واگشوده اند.

javadi گفت...

آقای داد همین دیروز صبح هنگام رفتن به سر کار یک دختر جوان (که بسیجی می زد) مردم را صدا میکرد تا فرم نظرسنجی انتخابات را پر کنند همه به بهانه ای جیم می شدند.از من خواهش کرد که یک برگ فرم نظر سنجی اش را پر کنم من هم دلم سوخت و قبول کردم فکر کنم از آن تحقیق های مسخره دانشگاهی بود.یا مسئول یک ارگان بود، تمی دانم. همه سوال هایش را با خیلی کم تمام کردم!مثلا میزان مشارکت در انتخابات یا اعتماد به برنامه های انتخاباتی صدا و سیما یا میزان اعتماد شما به نمایندگان...همه پر شد آن هم همش خیلی کم خیلی کم...به من که خیلی چسبید البته می دانم که نظرسنجی بی اهمیتی بود ولی باید خیلی کم پر می شد. بیچاره هیچی نگفت و همه را ثبت کرد.امروز هم دیدمش همان جای قبلی مثل اینکه تا زمان انتخابات باید فرم ها را ارائه دهد.کی به انتخابات فکر می کند همه نگران نان شب هستند میمانند یک مشت روستایی و فک و فامیل و هم محلی نماینده که با چندرغاز و یک سخنرانی کار همیشگی خود را برای رای دادن انجام می دهند.

بابک داد گفت...

لينك اين مطلب در بالاترين
https://balatarin.com/permlink/2012/2/25/2939020