ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۱, دوشنبه

اقشار مذهبي را آگاه كنيم؛ بر اساس آيات قرآن علي خامنه اي «محارب» است!


براي مردمي سخن مي گويم كه مسلمانند و هنوز به درستي اين امر باور نياورده اند كه آقاي سيد علي خامنه اي علاوه بر طغيان در برابر ذات احديت، در حال «محاربه با خدا» از طريق حكومت با زور بر خلق خداست و بر اساس قوانين فقهي اسلام، مجازات محارب با خداوند بسيار سنگين است.
آخوندهاي حكومتي به بسيجيان و پاسداراني كه روز 25 خرداد 88 با بيرحمي به روي مردم معترض به انتخابات آتش گشودند و از كشته ها پشته ساختند، گفته بودند آن مردم معترض و بيدفاع «محارب» هستند و حتي كشتن آنان ثواب دارد. برخي از بازجويان و زندانبانان جمهوري اسلامي، با اين گمان به شكنجه منتقدان و افردا دستگير شده و معترض به عنوان «عبادت» و عمل به تكليف نگاه مي كردند. زيرا بر اين باور بودند كه اين معترضان در حال محاربه با حكومت اسلامي و نايب امام زمان هستند. زيرا تبليغات وسيعي در مساجد و منابر شده و مي شود كه حكومت آيت الله خامنه اي را حكومت الله بر زمين اعمال مي كند و مخالفت با ايشان را مصداق «محاربه» بر مي شمارند. اخيرا" چندين شخصيت سياسي و حوزوي با صراحت گفته اند كه مخالفت با ولي فقيه حكم «محاربه بالله» يعني جنگ با خدا را دارد و مستوجب سنگين ترين مجازاتهاست. اما حقيقت بر اساس قرآن «برعكس» اين است.
آيه 33 سوره مائده و قوانين فقه اسلامي اثبات مي كند كه شخص آقاي خامنه اي و سران حاكميت مصداق محارب و «جنگجويان با خدا» هستند. زيرا بر اساس اين آيه، جنگ با خدا براي بشر ممكن نيست، اما سلاح كشيدن بر روي مردم، حكمراني با زور و بيزار كردن مسلمانان از دين، از مصاديق بارز محاربه و افساد في الارض است. به همين علت براي بزرگنمايي زشتي «آزار مردم»، قرآن از اين حكمراني زورمندانه با لفظ غليظ «محاربه با خدا» ياد كرده، تا همگان بدانند هر كسي با تكيه بر زور اسلحه و شكنجه و زندان، موجب ناامني جامعه انساني شود و مردم را بيازادرد، گويا در مقام جنگ با خود خداوند برآمده و محارب و مفسد في الارض است. 

براي اثبات اين مدعا كه در برنامه تلويزيوني «افق» دوشنبه 10 بهمن نيز آن را بيان نمودم، سعي مي كنم زباني را به كار بگيرم كه روان تر و آسان تر از واژگان ثقيل و دشوار فقهي باشد تا اين استدلال بتواند در ميان مردم بيشتري بيان شود. پس با تكيه بر مستنداتي سخن خواهم گفت كه از فقه اسلامي استخراج كرده و آن را ساده سازي نموده ام تا قابل درك براي عموم مسلمانان باشد و البته منابع خود را در انتهاي اين متن ذكر خواهم كرد.
آقاي خامنه اي محارب است زيرا؛
بر طبق آيه 33 سوره مائده و شرع اسلام محارب با خدا كسي است كه:« به روي مردم اسلحه بكشد و جامعه انساني را ناامن سازد.» [1] محاربه به معنای «جنگیدن» و افساد فی‌الارض به معنی «تباه‌کاری بر زمین» است. این اصطلاح در آیه سوره مائده آمده‌است: «همانا کیفر کسانی که به محاربه با خدا و رسولش برمی‌خیزند و برای فساد بر زمین می‌کوشند، قتل یا به دار آویختن یا بریدن دست‌ها و پاهایشان به طور معکوس و یا تبعید آن‌هاست. این مایهٔ خواری و رسوائی آنان در این جهان است و در آخرت نیز عذاب بزرگی خواهند داشت.» این آیه از مهمترین آیات مربوط به احکام کیفری در قرآن است. برخی از فقيهان مانند آيت الله حسینعلی منتظری علاوه بر «مسلح بودن» و «سلب کردن امنیت» از مردم، شرط «قصد ترساندن مردم» را نیز برای احراز محاربه لازم می‌دانند.
آقاي خامنه اي به عنوان مسئول ربودن و قتل شهروندان، صدور دستور تيراندازي و جنايات بعد از انتخابات سال 88، نظارت بر سركوبها، آزار و شكنجه منتقدان و اعدام مخالفان عقيدتي و سياسي و حكمراني با قدرت اسلحه «مصداق محارب» مندرج در آيه 33 سوره مائده است يعني كسي كه به روي مردم اسلحه كشيده است؟ او عملا" با «زور سلاح» به حكومتش ادامه داده و تباه كاري و فساد او با هزاران برگ اسناد و فيلم و عكس اثبات شده است. به عنوان يك مسمان آيه 33 سوره مائده را بخوانيم و بررسي كنيم آقاي خامنه اي به دليل ايجاد سركوب و فقر گسترده و رواج فحشا و بيكاري و اعتياد و انواع تبعيض و سپردن امور به دست دولتي نالايق و اختلاس گر، آيا جامعه ايران را دچار «ناامني» و فساد نكرده است؟ آيا رهبر جمهوري اسلامي مسئول اصلي ناامني كشور، فرار نخبگان، آزار دانشجويان، و عدم امنيت فضاي كشور نيست؟ آيا او مسئول اصلي وضع هولناك كنوني و سلب آرامش و امنيت از مردم نيست كه هم از گراني و تحريم ها در غذاب اند و هم زير سايه ترس از حمله نظامي خارجي زندگي مي كنند؟ آيا آقاي خامنه اي به جنگ خدا نرفته وقتي خود را در مقام خدايي مي انگارد و هر منتقدي را با زندان و شنكجه و اعدام پاسخ مي گويد؟
آقاي خامنه اي سردسته و آمر و فتوادهنده جناياتي است كه با زور سلاح توسط مأمورانش انجام مي دهد. در اكثر عبارات فقيهان قديم و جديد ، شرط  «داشتن و آماده ساختن سلاح» براي حمله به مسلمانان و تصاحب مال و جان آنها آمده است و تفاوتي هم نيست بين اين كه محارب يك «شخص واحد» باشد و يا يك «جمع كم» و يا يك «قشر سازمان يافته» باشند. مهم آن است كه با زور سلاح و ارعاب مردم، نسبت به آنها اعتراض و مخالفت ورزند و مال و جان و ناموس آنها را تصاحب كنند.
آيا آقاي خامنه اي كه كشوري را به مرز تباهي، قحطي و ورشكستگي و به آستانه يك جنگ حتمي و حتي تجزيه كشانده و با قدرت سلاح، منتقدان را به كام زندان و مرگ مي فرستد، مصداق محارب نيست؟
خامنه اي محارب تر از سلمان رشدي است!
در 14 فوريه 1989 آيت الله خميني يك نويسنده و تمامي ناشران كتاب او را به جرم «توهين به مقدسات اسلامي» غيابا" به اعدام و قتل محكوم كرد. از آن زمان نام سلمان رشدي بر سر زبانها افتاد. نويسنده كتاب «آيه هاي شيطاني» كه اثري سوررئاليستي و ذهني بود و با اين فتواي قتل، رنگ و بوي سياسي گرفت.[2] سالها بعد در 1383 آيت الله علي خامنه اي حكم اعدام سلمان رشدي را تنفيذ كرد و آن را غيرقابل تغيير دانست. بزرگترين دليلي كه براي صدور فرمان قتل رشدي گفته شد «توهين به مقدسات» اعلام شد. او را مربد، محارب و مفسد في الارض ناميدند و براي كشتن او جايزه كلاني از سوي دولت ايران تعيين شد. خلاصه اي از داستان كتاب آيه هاي شيطاني سلمان رشدي را در زير اين متن آورده ام.[3]
صدور اينگونه فرمانهاي قتل به جرم ارتداد و محاربه از سوي مفتيان ديني كشورهاي ديگر درباره كاريكاتوريست هاي دانماركي ادامه يافت كه تصويري از چهره پيامبر اسلام كشيده و منتشر كرده بودند. همچنين دو ماه قبل يك نويسنده كشور آذربايجان با فتواي آيت الله فاضل لنكراني ترور شد.
اكنون اين واقعيت پيش روي ماست. در حكومت آقاي خامنه اي بسياري از «مقدسات ديني» به تمسخر و وهن گرفته شدند و وي به عنوان حاكم نه تنها با اهانت كنندگان برخورد نكرد، بلكه آنان را زير حمايت خويش نگه داشت. و بدتر از همه اينها، خود آقاي خامنه اي عملا" سر به طغيان در برابر خداوند برداشت و به آزار مردم به مصداق «محارب» تبديل شد. چه كسي «گلوله آخر» را به سر دين شليك كرد؟ آن كاريكاتوريست دانماركي؟ طالبان و القاعده؟ سلمان رشدي؟ يا سيد علي خامنه اي؟ به نظرم هيچكس به اندازه خامنه اي نتوانسته باعث سقوط باورهاي مذهبي مردم و نفرت مردم از دين شود. حاكميت ولايت فقيه و فساد علي خامنه اي، علت اصلي «نفرت از اسلام» در جامعه ماست و او عملا" بر اساس قوانين ديني، «محارب با خداست».البته من بالشخصه از نتيجه كار ايشان براي گذار ايران به سوي دموكراسي و جدايي دين از حكومت در باور مردم مذهبي ما بسيار راضي ام! دين بايد در قلب مردم محترم بماند و حكومت و دولت نبايد كاستي هاي خود را به گردن خدا بيندازند و «رانت خوار دين» باشند.
براي نزديك كردن ذهن خوانندگان، از ميان هزاران رخداد كوچك و بزرگ، خلاصه مي كنم و فقط چند نمونه ساده را مي آورم:
اول: حاميان خامنه اي او را «جانشين پيغمبر»، «علي عادل زمانه»، «نايب امام زمان» مي نامند. برخي نيز وي را تا مقام «معصوميت» كه بر طبق تمام اصول مذهب شيعه فقط مخصوص پيامبر و امامان است، بالا بردند. وي نه تنها به اين قياس هاي وهن آلود اعتراضي نكرد، بلكه عملا" موجبات توهين به مقدسات و دين گريزي مردم را فراهم آورد. در حال حاضر سيل فحاشي به دين و مقدسات اسلامي، ريشه در عملكرد سيد علي خامنه اي در مقام ولي فقيه و جانشين پيامبر(!) دارد. به عنوان نمونه به سخنان موهن آيت الله سعيدي امام جمعه قم كه منصوب شخص آقاي خامنه اي است اشاره مي كنم، كه داستان «ياعلي» گفتن علي خامنه اي در هنگام به دنيا آمدنش را نقل كرد و باعث تمسخر و وهن دين شد. وي همچنان بر مقام حكومتي خود باقي است.
دوم: بزرگترين اختلاس بانكي تاريخ توسط دولت منصوب و محبوب آقاي خامنه اي رخ داد و خامنه اي به عنوان «ولي امر مسلمين» نه تنها برخوردي با اختلاس گران اصلي نكرد، بلكه از رسانه ها و مردم خواست اين ماجرا را «كش» ندهند! در عين حال در دادگاه متهمان اين اختلاس بزرگ بانكي، چهره آنها را پوشاندند تا آبروي شان را حفظ كنند. اما با جوانان معصوم مردم و زندانيان با شكنجه و آزار و تجاوزهاي جنسي رفتار مي كنند و از اين اعمال به عنوان «عبادت» و با رمزهاي قرآني «فتح المبين» ياد مي كنند. رهبر در جريان تمامي اين وقايع تلخ هست و در جريان نامه هايي كه به ايشان نوشته شده، حجت بر وي تمام شده است.
سوم: به شهادت بسياري از مردم، آقاي خامنه اي در مسير استبداد و ديكتاتوري خود، مرتكب ستم هاي فراواني شده است. سركوب مردم، بي توجهي به فقر و فساد و فحشا در كشور و حمايت خامنه اي از عوامل فساد اظهر من الشمس است. حصر غيرقانوني سران جنبش اعتراضي در خانه هايشان، زنداني كردن دهها منتقدي كه جز حقيقت نگفته اند، از ديگر دلايلي است كه خامنه اي را يك «ديكتاتور» مي كند.
اما از اين فراتر، براي آنها كه مسلمانند مي گويم به گواهي آيات قرآن كريم كه مورد وثوق تمامي مسلمانان شيعه و سني است، مي توان با صراحت گفت آقاي خامنه اي مصداق محارب با خداست. با انتشار اين متن و با پخش اين فيلم كوتاه پنج دقيقه اي (در لينك زير) به آگاه سازي متدينين و اقشار مذهبي جامعه همت كنيم و حجت را بر دينداران تمام كنيم.
پاورقي ها و منابع اين متن:
[1]. مجمع البيان/ مرحوم طبرسي:« ازاهل بيت عليهم السلام روايت شده است كه محارب كسي است كه به روي مردم اسلحه بكشد و راه ها را ناامن كند چه در شهر و آبادي باشد و چه خارج از آن! چون دزد راهزن و محارب در داخل و خارج شهر يكسان است.
[2]. فتواي آيت االه خميني براي قتل سلمان رشدي.
[3]. «آيات شيطاني» يك داستان و دربردارندهٔ قالبی روایی است که از عناصر رئالیسم جادویي آمیخته با رشته‌ای از جستارهای فرعی که در قالب رؤیاهای دیده شدهٔ یکی از شخصیتهای اصلی داستان بازگو می‌شود، بهره می‌برد. روایت اصلی، همچون دیگر داستان‌های رشدی، شامل ترک وطن کردگان هندی در انگلستان امروز می‌شود. هواپیمایی از هند که توسط گروه سیک ربوده شده بر فراز انگلیس منفجر و تمام سرنشینان آن به جز دو هنرپیشهٔ هندی مسلمان که قهرمان‌های اصلی داستان می‌باشند کشته می‌شوند. نفر نخست جبرئیل فرشته نام دارد، هنرپیشهٔ سرشناس بالیوود که رل تخصصی‌اش بازی در نقش خدایان هندوست و دیگری صلاح‌الدین چمچا فرزند یک بارزگان است که هویت هندی خویش را کنار گذارده و به‌عنوان دوبلور در انگلیس فعالیت می‌کند. به‌دنبال این انفجار هر دو داخل کانال آبی سقوط کرده و به‌طرز جادویی نجات می‌یابند. در یک استحالهٔ معجزه‌آسا، جبرئیل فرشته واقعاً هویت جبرئیل (برترین فرشته مقرب در ادیان ابراهیمی که اورا رابط میان خداوند و پیامبران می‌دانند) را می‌گیرد و چمچا نیز هویت یک روح پلید. پس از یافته‌شدن در ساحل، چمچا توسط پلیس به‌ظن مهاجر غیرقانونی بودن دستگیر می‌شود، درحالیکه جبرئیل بی‌تفاوت جریان را نظاره می‌کند.
دو قهرمان برای بازیابی زندگی خود تلاش می‌کنند. جبرئیل در جستجوی عشق گمشدهٔ خویش، کوهنوردی با نام الی کن را می‌یابد، ولی بیماری روانی او بر پیوندشان سایه می‌افکند. صلاح‌الدین نیز که به‌گونه‌ای معجزه‌آسا ساختار انسانی خویش را بازیافته، به‌دنبال کینه‌جویی از جبرئیل برای واگذاشتن او پس از واقعهٔ سقوط از هواپیمای ربوده‌شده است. او این اندیشه را با افروختن آتش حسد در جبرئیل و نابودسازی رابطه‌اش با الی عملی می‌سازد. در تنگنای دیگری در داستان، جبرئیل بر آنچه صلاح‌الدین انجام داده آگاه می‌شود، ولی او را می‌بخشد و حتی جانش را نجات می‌دهد.
هر دوِی آنها به هند باز می‌گردند. جبرئیل که هنوز از بیماریش رنج می‌برد در یک طغیان حسادتی دیگر الی را به قتل می‌رساند و سپس خودکشی می‌کند. صلاح‌الدین نیز که نه‌تنها مورد بخشایش جبرئیل قرارگرفته، بلکه با پدر و نیز هویت هندی فراموش شده‌اش به آشتی رسیده، برآن می‌شود که در هند باقی بماند. / نقل از ويكيپديا

۳ نظر:

ناشناس گفت...

محارب اگر نه ادم كش افسار گسيخته - متوهـم ك هـست! وضيت كشور خيلي اسف ناك

سعید-تهران گفت...

ما ملت اینها را سر کار آوردیم آقای داد:
آمد و با همه پختگی‌ام خامم کرد/ ملت زنده بودم، امت اسلامم کرد/
بر درختی که خودم کاشتم آویخت مرا/ با طنابی که خودم بافتم، اعدامم کرد.
"هادی خرسندی"

ناشناس گفت...

اکثر فعالان راه سبز در خارج یک جورهایی ، تحلیل کننده هستند، محقق و ژورنالیست به جای فعال سیاسی. روشی پیشنهاد میکنم، برای شروع فعالیت سیاسی است. امیدوارم شروع برای جمع شدن ایده ها برای کارهای که میشه کرد.
_____
یکی از اصلی ترین راه کار ها فرصت انتخابات مجلس است، که هر حوزه انتخاباتی برای خودش میتواند تعریفی از انتخابات ریاست جمهوری در همان حوزه باشد.
شرکت نکردن در انتخابات و بودن در خانه یک ایده برای شهرهای بزرگ شاید قابل اجرا باشد ولی راه هایی برای جنبش سبز در مدت فرصت انتخاباتی که از هفته دیگر شروع میشود را از دست ندهیم. چه در تهران و چه در شهرستان ها و روستا ها امکان پیش برد طرح ها وجود دارد.اصلیترین زمان برای جنبش سبز فرصت تبلیغات انتخاباتی است،
*. در هر روستا یا منطقه مشکل ها و دعواهای بین تیم رهبری و احمدی نژاد میتواند به عنوان اصلی ترین موضوع مطرح شود.
*. سوال هایی که میتواند در جلسات سوال و پاسخ کاندیداها مطرح شود میتواند چالشی برای هر دوطرف باشد.
*.و سؤال هایی که چالش بر انگیز هستند را میتوان به مشورت گذاشت ولی سوال هایی که به ذهن من میرسد را مینویسم.
۱. آیا اگر رهبر از شما بخواهد که سیستم انتخاباتی ریاست جمهوری را تبدیل به پارلمانی بکنید ، و دیگر انتخاب ریاست جمهوری نداشته باشیم، شما قبول میکنید؟
۲. چگونه از شمارش آراء در حوزه انتخاباتی مطمئن خواهید بود؟ اگر مشکلی پیش بیاید ، چه خواهید کرد؟ به کجا شکایات میکنید؟ نماینده ها با طرف مقابل که فقط نه، با وزارت کشور و استانداری ها چگونه برخورد میکنند؟ ما که طرفدار (فرض) شما هستیم، چگونه اعتراض کنیم؟ کجا جمع بشویم؟
۳. بودجه را از کجا قرار است بگیرید؟ برای این پل ( نمونه ) آقای احمدینژاد بودجه گذشته اند، ولی شما چه خواهید کرد؟ بودجه آن را از کجا خواهید گرفت؟
۴. از حقوق خود خمس خواهید داد؟ به کدام مرجع؟ چرا او را انتخاب کردید؟
۵. در منطقه ما فعلا مرکز مهم نظامی یا اقتصادی است، چگونه ما را در صورت حمله به آن حمایت خواهید کرد؟
۶. مشکل شما با طرف ( ها ) دیگر دقیقا در چیست؟
۷.مشکل زبان در منطقه ما را چگونه حال خواهید کرد؟ شما که اکنون به زبان لری، ترکی، کردی و غیر صحبت میکنید، چگونه میخواهید که ما صحبت نکنیم؟ ( چون خود به خوبی میدانید که حتما این جلسات به زبان و گویش محلی انجام میشود )
۸.اختلاس بزرگ هم جزو سؤال ها باشد، که شما چه چیز را دلیل این اختلاس میدانید؟
۹.شما ایمیل دارید؟ یاهو یا جی میل ؟ فکه بوک چطور؟ اگر بخواهیم با شما در تماس باشیم از طریق اینترنت میتوانیم؟ در مورد اینترانت ملی، و اینترنت چه فکر میکنید؟
فقط فراموش نکنیم که مانند تهران و شهرای بزرگ، روستاها و شهرهای کوچک نیز، مسلم افرادی خواهند بود که در جلسات آماده سوال کردن باشند.
امیدوارم قابل استفاده باشد