ه‍.ش. ۱۳۹۰ دی ۱۴, چهارشنبه

استحاله فرهنگي؛ ارمغان دردناك حكومت براي ايرانيان!

تماشاي اين بحث در اين آدرس:   http://vimeo.com/34530741

ترديدي نيست كه جمهوري اسلامي از آغاز تاكنون، در حال «هجوم فرهنگي» به مردم ايران بوده است. مراد من از تهاجم فرهنگی، به معنی حُقنه معانی و تحميل باورها بدون رضایت مردم ايران است. در اين تهاجم فرهنگی سه دهه اي، ارزش‌ها و باورهای ديرين مردم در حوزه فرهنگ عمومي و اخلاقيات، مورد هجوم و تخريب و «استحاله» قرار گرفت و به مرور زمان، حكومت توانست بخش زيادي از ارزشهاي فرهنگی ايرانيان را از بین ببرد و يا به آنها آسيب هاي جدي برساند. با اين همه، اين هجوم فرهنگي از سوي مردم با مقاومت هايي همراه بود كه باعث شد خود حكومت هم دچار تغيير و استحاله شود.
در اين يادداشت «استحاله» به معناي تغيير حالت و دگرگون سازي است. مانند تغيير آب (مايع) به بخار آب (گاز) و يا تبديل آب به يخ (جامد). «فرهنگ» تعريفي است درباره شيوه زندگي مردم؛ به معنی روشی که مردم زندگي مي كنند و کارهايشان را انجام می دهند. فرهنگ؛ مجموعه پيچيده ای است از دانش ها، باورها، هنرها، اخلاقيات و عادتها و خلاصه هرچه که فرد بعنوان عضوی از جامعه خویش فرا مي گيرد.
پس عبارت مركب «استحاله فرهنگي» در اين مبحث، به معناي جابجا شدن و دگرگون سازي باورها، افكار، اخلاق، هنرها و نوع زندگي شخصي و سلوك مردم ايران توسط حكومتي است كه با نام دين و به قصد برقراري عدالت و برابري و آزادي و استقلال به قدرت رسيد اما در هيچ زمينه اي صداقت نداشت.
استحاله فرهنگي عرصه بسيار گسترده اي است. و درباره ميزان موفقيت مهاجمان (تئوريسين هاي حكومت) بر تغيير باورهاي مردم ايران، «ترديدهاي جدي» وجود دارد. زيرا علاوه بر پشتوانه عظيم فرهنگي ايرانيان، نسل هاي جوان بعد از انقلاب 1357 هم توانستند سر از لاك بي خبري و از خود بيگانگي و انفعال بيرون آورند و به دنبال «اصل خويش» و هويت فرهنگي خويش برآيند. اينگونه شد كه نبردي مدام ميان نيروهاي مهاجم حكومت با مردمي كه مدافع اصالت و هويت ايراني هستند در گرفت و هنوز ادامه دارد. نبردي كه گاه با اعدام و قتلهاي زنجيره اي نخبگان و توقيف فيلم و كتاب و نشريات به سود حكومت ورق مي خورد و گاه با موفقيت مردم و تحميل خواسته هاي آنها بر حاكميت ادامه مي يافت.
انقلابي كه با شعارهاي مترقي استقلال، آزادي و جمهوريت به پيروزي رسيده بود، در زمان «تبيث» خود به عنوان يك نظام، از تمام اين شعارهاي اوليه فاصله گرفت و به قدرتي مهاجم و سلطه گر تبديل شد. ابتدا مخالفان سياسي و سپس نمادهاي فرهنگي ايرانيان را نشانه گرفت. آنگاه در شخصي ترين انتخابهاي مردم سرك كشيدند و سعي كردند يونيفورمي يك شكل از ملت ايران بسازند. آنها باورهاي ما را نشانه رفتند. اخلاق ما را تغيير دادند. مليت و هويت ما را تحقير كردند تا از ما يك «امت اسلامي!» بسازند. اكنون سئوال اينجاست كه آيا حكومت توانست به تمامي بر ما و فرهنگ ملي ما چيره شود؟ و اين ستيز فرهنگي چگونه آغاز شد و چگونه ادامه يافت؟
درباره ابعاد اين استحاله فرهنگي در سه دهه حاكميت ديني بر كشورمان، سه شنبه شب گفتگويي داشتم با خانم شهره عاصمي از تلويزيون ايران ما كه مشروح آن را مي توانيد  دراين لينك ببينيد و بشنويد.

۴ نظر:

بابک داد گفت...

لينك اين مطلب در بالاترين:
https://balatarin.com/permlink/2012/1/4/2867091

ناشناس گفت...

با سلام
لطفا خاطرات زندگی مخفی در ایران قسمت 10 را درست کنید . برای بار nام

kave گفت...

dorood aghaye dad
man be roozam be man sar bezanid
http://dadkhahi-kaveahangar.blogspot.com/

sepas
kave

Shariat m irani گفت...

درسته از جنبه هايي دچار تخريب فرهنگي شديم ولي جناب داد عزيز مقاومت فرهنگي در بين نسل جوان امروز با قدرت بيشتري شكل گرفته است. حداقل در بخش فرهنگ ايراني اين مقاومت بسيار شديد است كه حكومت را ياراي ايستادگي در برابر آن نيست. علاقمندي جوانان به هويت ايراني و تاريخ درخشان خويش از يك سو و نام نهادن فرزندان به نام هاي اصيل ايراني از سوي ديگر گواه محكمي بر اين بعد از مقاوت ملي است. اينها گورشان كنده است. مثل روز دارم مي بينم.