ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۶, جمعه

طعم خنجر خامنه اي؛ به خانواده احمدي نژاد هم رحم نخواهد شد!

«طعم خنجر خامنه اي»
به خانواده احمدي نژاد هم رحم نخواهد شد!
خبر اول: «طلاق ايدئولوژيك و سياسي» در جمهوري اسلامي هم رايج مي شود! / امروز حجت الاسلام كاظم صديقي امام جمعه تهران گفت:«آيت الله خامنه اي حتي مي تواند همسر احمدي نژاد را طلاق بدهد و همسرش را به او حرام كند!» وي گفت: «يكي از وزراي كابينه (!) به من گفت ما معتقديم اگر حضرت آقا، همسر آقاي رئيس جمهور را طلاق بدهد، همسر رئيس جمهور برايش حرام مي‌‌شود و رئيس جمهور حتي نمي‌تواند به او دست بزند!»
خبر تكميلي: حتي «داش هاي محله» به حمايت از مقام معظم رهبري مي آيند! / به گزارش فارس نيوز رسانه سپاه، صديقي امام جمعه تهران همچنين گفت: «حضرت آيت الله خامنه‌اي، اين زعيم ما اگر حكمي كند و در صورتي كه انقلاب و قانون اساسي هم نباشد، نه تنها مردم مقيد و نماز خوان ما، بلكه حتي «داش‌هاي محله» نيز با غيرت ديني به خودشان اجازه نمي دادند لحظه‌اي در اجراي فرمان آن بزرگوار تسامحي و تساهلي كنند!» /
مبنع هر دو خبر. فارس نيوز
***
در طول سالهاي بعد از انقلاب، بسياري از سياسيون و روشنفكران و رقيبان «طعم خنجر» سيد علي خامنه اي را چشيده اند. يا از صحنه روزگار حذف شده اند و يا منزوي و خانه نشين. در حوصله اين مطلب كوتاه نيست تا خيلي به «عقب» برگرديم، از طرفي حقيقت اين است كه هر كسي رويش را از خامنه اي برگردانده تا نگاهي به «عقب» بياندازد، سوزش خنجر او را احساس كرده است! از اعضاي شوراي انقلاب بگيريد تا هاشمي رفسنجاني كه بيشترين كمك را به حجت الاسلام خامنه اي كرد تا يك شبه، تبديل به آيت الله خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي شود. از آيت الله محمد بهشتي كه به طرز مشكوكي ترور شد تا عليرضا بهشتي فرزند او كه با دستور مستقيم آيت الله خامنه اي روانه زندان شد. از آيت الله منتظري تا صانعي و از ميرحسين موسوي و كروبي بگيريد تا خاتمي و احمد خميني. البته اينجا قصد دفاع از كسي نيست اما به واقع هيچكس از طعم خنجر آقاي خامنه اي بي نصيب نمانده است. رهبر معظم حتي به وفاداران و ياران خود هم رحم نكرده و امثال «سعيد امامي» را هم از طعم خنجرش بي نصيب نگذاشته است. «آقا» به خصوص وقتي گزارشي يا خبري از كسي مي شنود، خنجرش براي فرو رفتن در پهلوي او تيز مي شود. چنانچه اين روزها گزارشهاي «حيدر مصلحي» از رفتارهاي مشكوك تيم احمدي نژاد به گوش «آقا» رسيد و مي خواهد ماري را كه خودش در آستين پرورش داده با همان خنجر هميشگي اش، يكباره و ناگهاني بكشد يا كاملا" مطيع كند. البته اين كار، كار دشواري است. بيراه نيست كه رهبر معظم از همه خطيبان و ائمه جمعه و منبري ها كمك خواسته تا درباره «ولايتش» حرفي بزنند. دعوا بالا گرفته و آقاي خامنه اي مي داند احمدي نژاد، ماهي ليزي است. در واقع «ارّه ماهي» لغزنده اي است و شايد هم بتواند زهرش را به خامنه اي بزند. بنابراين رهبر معظم، خطيبان جمعه و حتي «داش هاي محله» را هم به كمك فراخوانده تا همگي درباره ولايت او سخني بگويند، عربده اي بزنند و احمدي نژاد را مطيع كنند. امروز آقاي صديقي، روضه خوان محبوب آيت الله خامنه اي كه غالبا" در منبرهاي بيت رهبري روضه مي خواند، در نماز جمعه تهران دو پيام آشكار به احمدي نژاد داد:
اول اينكه بايد از اطرافيانش مثل مشائي و بقايي و رحيمي و ثمره هاشمي و ديگران فاصله بگيرد و آنها را جراحي كند تا دل «آقا» راضي شود! آقاي صديقي اين پيام را در يك لفافه پيچيد و درباره قدرت ولي فقيه، حتي براي جاري ساختن حكم طلاق بين احمدي نژاد و همسرش سخن گفت. تهديدي كه درباره قدرت ولايت مطلقه فقيه شنيده بوديم، اما تا به حال در منابر عمومي با اين صراحت بيان نشده بود.
دوم اينكه اگر احمدي نژاد به قدرتش در ميان توده هاي مردمي باور پيدا كرده، حجت الاسلام صديقي هشدار داد خامنه اي براي جنگ خياباني با احمدي نژاد، حتي از «داش هاي محله ها» هم استفاده خواهد كرد.
اين روزها احمدي نژاد بايد مراقب درون و بيرون باشد. او با ساده لوحي باور كرده بود اين «آقا» قدر زحمات غلامش را مي شناسد! امروز اما غلام بينوا بايد مراقب خنجر مولايش باشد. اين خنجر به خون دهها «خواجه» ديگر آغشته است. خواجگاني كه بر خود اين «حضرت آقا» مقام سروري و بزرگي داشتند ولي ت روي برگرداندند، زخم خوردند، خانه نشين شدند و يا كشته شدند!  
كافي بود احمدي نژاد به جاي خودارضايي سياسي، كمي اهل ورق زدن تاريخ همين چندسال اخير مي بود، تا مي توانست اين نكته را بفهمد كه آقاي خامنه اي، هر چيزي را بتواند فراموش كند، هرگز كينه هايش را فراموش نمي كند و همواره خنجري زير عباي خود پنهان كرده است. و امروز نوبت غلام چموش است كه ده روز قهر كرد و آقا را بدجوري به زحمت و رسوايي بيشتر انداخت!
نشاني فيس بوك بابك داد (توضيح:براي مطالعه، نظرنويسي و مشاركت در بحثهاي فيس بوك، به اين لينك برويد و ابتدا بر روي دكمه «پسنديدم يا LIKE» در بالاي صفحه كليك كنيد تا عضو شويد.)

۱۱ نظر:

متحیر گفت...

در نظام پدرسالاری، بهترین فرزندان برای«پدر=شاه» کسانی‌ هستند که مطیع‌ پدر بوده و اختگیِ روانی را پذیرفته ‌باشند

alizadeh - tabriz گفت...

جدالی که امروز در راس هرم قدرت جمهوری اسلامی شاهدیم یک جدال واقعی است.

morteza گفت...

جدال رهبری – رئیس جمهوری در ایران، جدالی تاریخی است که از روزهای آغازین انقلاب اسلامی شاهد آن بوده ایم. این جدال با قدری فراز و نشیب و سختی و نرمی در بیشتر دوره های حکومتی ایران ِ بعد از سلطنت وجود داشته است. نماد این جدال، جدال رهبری – رئیس جمهوری است. اما در واقع این جدال برآمده از تناقضات شدید قانون اساسی جمهوری اسلامی و تعدد مراکز قدرت است. قانون اساسی جمهوری اسلامی از همان آغاز با تناقضاتی جدی و با مشروعیت بخشیدن به تعدد مراکز قدرت تاسیس و تثبیت شد. بدین خاطر در بیشتر دوره های حکومتی جمهوری اسلامی شاهد این گونه جدال ها بوده ایم. مروری بر تاریخ سی ساله ی جمهوری اسلامی شواهدی چند مبنی بر جدالهای برآمده از تعدد مراکز قدرت و تناقضات موجود در قانون اساسی را نمایان می کند. جدال زنده یاد بازرگان رئیس دولت موقت با کمیته ها، دادگاه های انقلاب، حزب جمهوری، سرمایه داری دلال و دانشجویان خط امامی و آقای خمینی. جدال بنی صدر با حزب جمهوری، کمیته ها و سپاه، دادگاه های انقلاب، رجایی و مجلس شورای اسلامی، دانشجویان خط امامی، سرمایه داری دلال که در هیئت های موتلفه تجلی یافته بود و آقای خمینی و .... جدال موسوی نخست وزیر با خامنه ای رئیس جمهور، مجلس شورای اسلامی و سرمایه داری دلال و .... جدال هاشمی رفسنجانی با دولت سایه ای که خود در کتاب هاشمی بدون روتوش که مصاحبه با آقای زیبا کلام است بارها بدان اشاره می کند. جدال خاتمی با انواع مراکز قدرت به گونه ای که این جدال ها منجر به ترور و ضرب و شتم و زندانی کردن اعضای کابینه اش هم شد و.... اکنون نیز که همگان شاهد جدالی دیگر در هرم قدرت هستیم و این جدال به وضوح مبین تناقضات قانون اساسی جمهوری اسلامی است. در نمونه های پیشین به واسطه ی اختلاف نظرات جدی طرفین دعوا کمتر این تناقضات نمایان می شد و بیشتر به اختلافات طرفین توجه می شد. این بار اما بنابر قول آقای خامنه ای در نماز جمعه ی بعد از انتخابات 22 خرداد، رهبری و رئیس جمهوری بیشتر از هر دوره ای با هم موافق بوده و اساسا رهبری در حوزه ی داخلی و خارجی به باورها ، نظرات و برنامه های رئیس جمهور نزدیک تر است. این نزدیکی به قدری است که حتا بر دوستی و توافق 50 ساله با آقای هاشمی رفسنجانی نیز می چربد. پس چگونه است که علیرغم این نزدیکی و توافق شاهد جدالی جدی در هرم قدرت شده ایم؟ این جنگ بیش از هر جنگی ترجمان تناقضات و تعددات مراکز قدرت در قانون اساسی و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است و این امر جدال های بسیاری را ایجاد کرده و نیز خواهد کرد. این جدال اولین جدال نبوده، آخرین آن هم نخواهد بود. ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بنابر تعدد مراکز قدرت و تلاش مستمر برخی از این مراکز جهت تحکیم پایه های استبدادی خود به منظور کسب منافع بیشتر مستعد چنین جدال هایی هست.

عباس گفت...

آقای داد زیاد خوشبین این دعوای زرگری یا واقعی یا ... نمیدانم هر چی نباشید. ملت بازنده اصلی هستند. اینها که خوردند و بچه های حرام زاده خودشان هم عاقبت به خیر شدند! از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شاهد روندی هستیم که جمهوری برآمده از انقلاب و مردم ایران را به سمت و سوی دیکتاتوری و استبداد سوق می دهد. اگر چه طی این سی ساله روندی اینچنین کماکان موفق بوده و در برخی برهه ها استبدادی خون خوار را هم شاهد بوده ایم اما جدال هایی از این دست مبین این امرند که دیکتاتوری در ایران مجال بروز و ظهور جدی و مداوم نمی یابد و هر چند وقت با چالشی لرزاننده مواجه می شود. حتا اگر این استبداد برای چند صباحی موفق به سرکوب و به سوکت واداشتن مردم هم بشود از دل خود با چالشی جدی مواجه می شود که پایه های آن را می لرزاند و خطر سقوط و سرعت آن را شدید تر می کند. دعوایی که امروز شاهدش هستیم اگر چه دعوایی است بر سر قدرت و برنده در این دعوا هر کس باشد بازنده مردم اند، اما نباید فراموش کنیم که استبدادی که از سال 68 در ایران شروع به قدرت گرفتن کرده است و پایه های خود را تحکیم نموده طی این چند سال با چالش های جدی ای از درون خود مواجه شده است که به قول خودشان خواب از چشمانشان ربوده است. بنابراین حاکمیت دو راه بیشتر ندارد، یا باید تن به اصلاحات دهد و مسیر دموکراسی را بپیماید و یا باید تن به این چالش های پی در پی دهد تا چنان ضعیف و فرتوت شود که آنچه از ایران باقی مانده است نیز از بین برود و این وطن به لاشه ای تبدیل شود که بر سر تقسیمش شور و سور می دهند. اما مردم نیز دو راه دارند یا اینکه حقوق حقه خویش را طلب کنند و بر این حقوق چنان بایستند تا ره به آزادی و استقلال برند و یا اینکه بنشینند و شاهد ضعف قدرت در ایران و نابودی ایران و ایرانی شوند. خدا میداند چه خواهد شد آقای داد؟ چه بر سر سرزمینم می آید؟

نسرین از تهران گفت...

بابک تو را به خدا این تضادها را برای من قابل فهم کن...دولت بازرگان در آغاز تشکیل، دولت امام زمان خوانده می شد و "درود بر بازرگان نخست وزیر ایران" شعار همگان بود. بعد از چندی اما این دولت امام زمان به دولتی لیبرال تبدیل شد که تنها وظیفه اش صاف کردن جاده برای امپریالیسم بود و "مرگ بر بازرگان" شعار اجباری برای بچه مدرسه ای ها در صف مدارس شد. بنی صدر فرزند امام و انقلاب بود که قرآن شناسی قابل می داستنش و بعد از چندی به خائن و جیره خوار غرب معرفی شد که به نیروهای مدافع انقلاب سلاح نمی داده است و دستی دستی خاک ایران را به ارتش بعث داده است و.... هاشمی رفسنجانی عمود خیمه ی انقلاب بود و مردی دانا و پر تجربه که این انقلاب را از بحران های بسیاری به در کرده است و امروز به مفسد اقتصادی و مال مردم خور و کلاش تبدیل شده است که دخترش در خیابان و در انظار عمومی مردم بدترین فحش ها و فضحیت ها قرار می گیرد. موسوی و کروبی را که همه شاهد حالشان هستیم و امروز نوبت احمدی نژاد عجوزه خامنه ای است که به عنوان موافق ترین (و خونخوارترین) رئیس جمهور تاریخ ایران با هرم قدرت، دارد به رئیس جمهوری که عورتش هویداست و گرفتار باندی مخوف و وابسته به غرب و فراماسونرها است تبدیل می شود. اینها همه ترجمان این امراند که قدرت توافق نمی پذیرد و هر کس با قدرت توافق کند در واقع ابزاری است برای تحکیم پایه های قدرت و چون قدری از وظایف خویش عدول کند زیر چرخ و دنده های قدرت له و نابود می شود. احمد نژاد هم تا زمانی می تواند این توافق را حفظ کند که همچنان نقش منفور خویش در کودتای انتخاباتی را بازی کند و چنان که بخواهد از این نقش بدر آید و در پی کسب قدرت برای خود باشد به سرنوشت سعید امامی و امثالهم گرفتار می آید. و این سرنوشت همه ی کسانی است که مردم و حقوق حقه ی مردم را فدای قدرت کنند.درست است بابک من ؟ من که گیج شده ام...این حقیقته یا اینکه ما یک جنگ زرگری دیگه را شاهدیم

ناشناس گفت...

با سلام
آقای داد من میخوام یک دوره بصیرت برای جناب عبید ا.. خان خامنه ای برگزار کنم. بنده خدا بصیرتش دچار مشکل شده تمام آن چیزایی را که بعد
از کودتا برای دفاع از حاج محمود گفت
حالا داره برعلیه حاجی استفاده میکنه
یادم میاد میگفت به دولت تهت رمالی میزنند حالا یکی از جرمهای دولتش شده رمالی
به امید خدا هر روز کوس رسواییش بیشتر معلوم میشه و یک روز هم نوبت
خودش است

بی فکر گفت...

وقتی خبرهای دستگیری رمالی رحیمی هر هفته به خونش می رفته رو خوندم یاد خاطره ی شما افتادم از این مسئله و بیشتر به اخبار و تفسیرات ایمان آوردم.بابت نوشته هات ممنون.

حمید گفت...

یک سوال
********
ولایت فقیهی که مجلس خبرگان رهبری زحمت کشف ایشان را کشیده بودند چنان گوساله ای زاییده که خود نیز انگشت به دهان در حیرت زاییده خویش مانده است. تنها شبه ای که این حقیر از درک آن عاجز مانده ام این است که چگونه است خبرگانی که آن مقام متعالی را کشف نموده و مقام نیمه خدایی ایشان را درک کرده و ما بنده گان بی تقصیر را مجبور به درک صد چندان آن نموده اند، آیا هیچ از خود نمی پرسند که خداوندگار اندکی فهم و شعوری و آینده نگری هم به آن فرستاده عظما عطا ننموده است که اینگونه گوساله کریه الکمنظری را نزاید که خود نیز حتی توان نظاره اش را نداشته باشد؟

ناشناس گفت...

be dorost shoma sare fetne ke hamoon ased ali geda bashe ro neshoone rafti, kolan 80% rezalat va khebasat dar iran az in mojoode nefrat angiz sar cheshmeh migireh

مینا گفت...

با این که در چند سال اخیر به شنیدن همه جور حرفی عادت کرده بودم و آستانه تحملم هم خیلی بالاست اما جمعه شب بعد از شنیدن این حرف تا چند دقیقه دهانم باز موند و شکه شده بودم آخه دارن مارو به کجا می برن؟

سربازان اسلام گفت...

فکر قیامت هم باش
پدر و مادرم فدای امام خامنه ای