ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

بار ديگر؛ «كيهان» و آن سوزش ديرين!


بار ديگر؛ «كيهان» و آن سوزش ديرين!
امروز روزنامه حكومتي «كيهان» براي چندمين مرتبه، تلاش كرد با نقل خبري ويژه(!) «سوزش» مأموران امنيتي نظام را از چهارماه زندگي مخفي و فعاليت رسانه اي و مصاحبه هاي هفتگي ام از داخل ايران در بحبوحه كودتاي انتخاباتي سال 88، جبران كند. (براي ديدن تصوير خبر ويژه كيهان و مطالعه اش، روي تصوير كليك كنيد)


براي اطلاع دوستان مي گويم در طول آن چهار ماه، براي «ثبت تحقير» دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي از تلفنهاي شهري، بيمارستانها و با شماره ثابت آنها با كساني تلفني صحبت كردم كه به وقتش، هم حكومت و هم كيهان از متن مكالمه و نام شان  بهت زده خواهند شد! ولي قبل از اينكه هرگونه امكان رديابي و تعقيب فراهم شود، آن شهرها را هم ترك مي كرديم و به لطف خدا، چهارماه خار گلوي ديكتاتور بوديم.
فيلم و عكسهاي رسوا كننده اي براي پاسخ به روزنامه كيهان دارم كه انشاءالله در كتاب خاطراتم از آن چهارماه كه حكومت نايب امام زمان مجبور شد از طريق همين كيهان، سه بار خبر ويژه بنويسد و رفتن مرا از كشور با آب و تاب بيان كند، در آن كتاب منتشر مي شوند. كيهان ممكن است مطالب آن كتاب و خاطرات مرا هم مثل حقايق ديگر انكار كند. ولي در مقابل چند مدرك حتما” ناچار به سكوت خواهد شد. اگر تا به حال به انبوه دروغهاي كيهان جوابي نداده ام، علت آن است كه مسائل كشور تحت اشغالمان را مهمتر ازاينها مي دانم. و مي دانم سوزش كيهان با جواب من رفع نمي شود!
اما برادران بازجوي كيهان يادتان باشد! «ماه حقيقت از پشت ابرها بيرون مي آيد» و شما رسواتر از حالا خواهيد شد. نظام كودتايي تان با آن همه يال و كوپال اطلاعاتي، چهارماه تمام تمسخر و تحقير شد و هنوز براي سوزش آن چاره اي نيافته ايد! بد نيست براي رفع سوزش، به دستورالعمل مولايتان محمود احمدي نژاد عمل كنيد كه فرمود(!): «آب را همانجايي بريزيد كه مي سوزد»! چون با اين مديريت جهاني(!)، به زودي حتي آب يارانه اي هم گيرتان نمي آيد!
يادداشت فيس بوك: «رامين پرچمي» بازيگر بزرگي نبود، اما «هنرمند بزرگي» شد. هنر بزرگ رامين، همراهي با خواسته هاي برحق ملتش بود. او روز 25 بهمن دستگير و اكنون به يك سال زندان محكوم شده است. «هنر حق طلبي» رامين، قابل تعظيم است. «سيمرغ بلورين آزادي خواهي» بر رامين پرچمي، آزاده اي كه اينك پشت ميله هاي اوين اسير شده است، فرخنده باد.
پي نوشت: براي ديدن ساير مطالب و عضويت و همراهي در فيس بوك عمومي بابك داد، به اين صفحه برويد و اگر مطالب صفحه را پسنديديد روي كلمه «Like يا پسنديدم» كليك كنيد تا بتوانيد در بحثها شركت كنيد و نظر بدهيد.


۳ نظر:

ناشناس گفت...

اولا آنجای اینها که تو باکارهایت سوزاندی باتمامی آب کوثر هم خاموش نمیشود.ثانیا" درود به شرفت . من آن 4ماهی که سیار با رسانه ها حرف می زدی مانده بودم که چطوری با این دستگاههای عریض و طویلشان نمی توانند تو را بگیرند واقعا" که پوزه شان رابه خاک مالیدی.یادم میایداولین مصاحبه ای که خارج از ایران .مجری اعلام کرد که آقای داد ازایران خارج شد شب تا صبح از خوشحالی(باخانواده)نخوابیدیم.هزاران آفرین بر شرف و مردانگیت .

علی/ بیرجند گفت...

ممنون بابک جان . شجاعت شما تحسین بر انگیز است. ما همه منتظر فروش کتابتان هستیم و بخش خاطراتتان در مورد زندگی مخفیتان در ایران را در وبلاگتان می خوانیم.راستی ما که در ایرانیم چطور می توانیم کتاب شما را بعد از ارائه شدن تهیه کنیم؟

ناشناس گفت...

هموطن وهمدل عزیزم آقای بابک دادمن با تمام وجودم شمارو تحسین می کنم روزهای فرار شمارو فراموش نمیکنیم که چقدر شجاعانه با خبرگزاریها تماس می گرفتید وما ازاینکه هنوز سالم هستید خوشحال می شدیم خبرهای شما همیشه دقیق وصحیح بود برای همین اینها خیلی می سوزند؟؟؟من چهره کریه این مردک حسین بازجو رو فراموش نمی کنم وقتی که برای بچه های اوین در؟؟فشانی میکرد....دلم خنک میشه وقتی شما عذابشون میدید..با قلبم براتون
ارزوی موفقییت میکنم و هزاران آفرین بر شرفتون...