ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

صداوسيما: مصر و تونس «هديه خدا» به جمهوري اسلامي هستند!/ پوشش تحليلي وقايع انقلاب مصر!



عكس: عروسي در تحرير؛ انقلاب مصر، انقلاب «زندگي» است نه «مرگ»! 
 پوشش تحليلي وقايع انقلاب مصر!
(اين متن تحليلي، به روز رساني مي شود.)

مصر و تونس «هديه خدا» به جمهوري اسلامي هستند!
شب گذشته در برنامه تلويزيوني «ويژه انقلاب» از شبكه 4 صدا و سيما، حجت الاسلام قائم مقامي درباره يك «عطيه الهي به جمهوري اسلامي» با صراحت گفت:«خدا به عوض صبوري و دعاهاي محرم و صفر ما، يكباره اين هديه ها را به سمت ما فرستاد و گفت بياييد! اين هم چهار پنج تا كشور يكجا مال شما!» وي با اشاره به وقايع مصر و تونس گفت:«خدا اينها را به ما يعني به نظام مقدس جمهوري اسلامي هديه داد و گفت اين ثمره صبر سي ساله شما براي مبارزه با استكبار است!»
اي كاش سخنان حجت الاسلام قائم مقامي و ساير مقامات حكومتي ايران، در رسانه هاي جهاني بيشتر منعكس و منتشر شود تا به گوش مردم مصر و تونس برسد كه چه دندانهايي براي سرنوشت آنان تيز مي شوند. بايد تلاش كنيم تمام مواضع مداخله جويانه، فرصت طلبانه و منافقانه حكومت ايران درباره تحولات مصر و تونس را در رسانه ها بازگو كنيم. چنانچه سخنان آقاي خامنه اي، به حد كفايت عصبانيت و انزجار مردم مصر را برانگيخت. «مصادره» انقلابي كه با صداي بلند مي گويد «اسلامي» نيست، فقط از يك حكومت بر مي آيد. جالب اينكه امروز يكشنبه در ميدان تحرير، يك عروسي برگزار شد و فضاي ميدان و موسيقي و نشاط مردم، بر اساس گزارشهاي خبري چيزي شبيه يك فستيوال موسيقي است. همچنين امروز مردم فضايي باز كردند تا مصريهاي قبطي (مسيحي) به عبادت هفتگي خود در ميان ساير معترضان هموطنشان بپردازند و همه مردم شعار «وحدت مصر» سر مي دادند؛ پيام منفي ديگري براي حكومت ايران، كه در كمين در آغوش گرفتن آن عطيه هاي الهي نشسته است!
راستي آزمايي حكومت! مجوز تظاهرات حمايتي بدهيد.
تقاضاي آقايان موسوي و كروبي براي برگزاري يك تظاهرات مردمي (نه حكومتي) براي حمايت از انقلاب مصر و تونس، يكي از بهترين فرصتهاي مردم معترض به استبداد جهت حضور در خيابانهاست. آقاي خامنه اي كه انقلاب مصر و تونس را امتداد انقلاب اسلامي 57 مي داند، قاعدتا" نبايد با حمايت مردم از اين انقلاب ها نگران باشد. زيرا در اين تظاهرات قرار است مردم بر عليه استبداد و ديكتاتوري شعار بدهند كه به قول آقاي خامنه اي، دامان ملتهاي مصر و تونس را گرفته است و در ايران اسلامي خبري از ديكتاتوري و استبداد نيست. پس سر دادن شعارهاي مرگ بر ديكتاتور يا مرگ بر استبداد نبايد موجب نگراني حكومت مشروع(!) ايران شود.  مگر اينكه حكومت، خود را مخاطب اين شعارها تلقي كند!
اما اگر وزارت كشور به اين راهپيمايي مجوز ندهد و يا آن را ممنوع و سركوب كنند، «جهان اسلام» نسبت به نفاق و فرصت طلبي آيت الله خامنه اي در خطبه هاي نماز جمعه اش «يقين» پيدا مي كند. اكنون به قول روزنامه كيهان كه معمولا" از اين تعابير براي منتقدان رژيم استفاده مي كند «حكومت بر روي ارّه نشسته است!» آنها اگر مجوز ندهند و اين تظاهرات را امنيتي و سركوب كنند، مردم مسلمان دنيا يقين پيدا مي كنند خطبه هاي آقاي خامنه اي «منافقانه» و براي ماهي گرفتن از آب گل آلود مصر و تونس بوده است. وظيفه ما اطلاع رساني داخلي و جهاني براي اين تظاهرات است: 25 بهمن، ساعت سه بعد از ظهر، از ميدان امام حسين تا ميدان آزادي.
تودهني مصر به ديكتاتوري فقيه!
در اين چند روز، حكومت آقاي خامنه اي بدون آنكه بخواهد بزرگترين «خدمت» را به روند آزاديخواهي و حكومت مردمي در مصر انجام داد!  بر خلاف نظر حكومت ايران كه اين روزها بسيار براي «مصادره انقلاب مصر» تلاش كرده، مردم مصر هوشيارتر شده اند تا دچار يك حاكميت مذهبي در مصر نشوند.
از آغاز اين هفته كه وزارت خارجه ايران لب به سخن گشود، «وقاحت حكومت ايران» شروع كرد به خودنمايي! ابتدا وزارت خارجه گفت:«حكومت مصر بايد صداي مردم مصر را بشنود!» كاري گگكه حكومت ايران با آن بيگانه است. سپس آيت الله مكارم شيرازي به دانشگاه ديني الازهر مصر توصيه كرد:«يك رهبر واحد داشته باشند و به جنبش جوانان بپيوندند!» كاري كه نه او و نه بسياري از مراجع حكومتي، در جنبش سبز نكردند. بعد از آن علي لاريجاني در اظهارنظري شاهكار به دولت مصر هشدار داد:«سركوب جوانان و قطع كردن اينترنت، دردي از شما دوا نمي كند!» وقاحت هنوز ادامه دارد. امروز در آخرين اين پرده، آيت الله خامنه اي در نماز جمعه خطبه عربي خطاب به ملت مصر خواند و حركت آنها را به «تكرار انقلاب اسلامي» نسبت داد! هنوز دقايقي نگذشته بود كه اخوان المسلمين بر روي سايت اينترنتي خود، جواب دندان شكني به رهبر مذهبي ايران داد:«انقلاب مردم مصر، انقلاب اسلامي نيست!» 
مردم مصر اين روزها هوشيارتر از قبل به اين اظهارنظرها توجه مي كنند. به نظرم بايد اميدوار باشيم، پرده ديگري از اين وقاحت در سخنراني محمود احمدي نژاد متجلّي شود.هرچند تا همين جا هرگونه شانسي براي تشكيل يك دولت اسلامي و مذهبي در دوران بعد از مبارك در مصر و همچنين در تونس «منتفي» است، به نظر نمي رسد آنها مايل به تبديل ديكتاتوري از «مبارك به فقيه» باشند! اما خوب است پرده هاي تازه اين «وقاحت» را با دقت بيشتري در اخبار اين روزها ببينيم.
جام جهاني آزاديخواهي: امروز «مصر»!

اگرچه دستهاي ما از آتش مصر كمي دور است، اما به خصوص ايراني ها اين جنس از آتش و گرمايش را به خوبي مي شناسند. گرمايي كه هنوز در زير پوست جامعه معترض ايرانيان هم وجود دارد و شايد به زودي تبديل به آتشي شود كه از دل خاكسترها بر خواهد خواست. همان طور كه در مصر بعد از سالها، اين آتش اعتراضات از زير خاكسترهاي آرام زبانه كشيد و دامن حكومت سي ساله «حسني مبارك» را گرفت.

ماجراهاي اين روزهاي كشورهاي عربي مثل تونس و يمن و حالا آنچه در ميدان تحرير قاهره مي گذرد، به چيزي شبيه صحنه بازيهاي جام جهاني فوتبال مي ماند. من اسمش را گذاشته ام «جام جهاني آزاديخواهي»! تلاشي كه در اين يكي دوساله، بسياري از ملتهاي جهان براي رسيدن به آزادي و دموكراسي انجام مي دهند. از برمه و افغانستان و ايران بگيريد تا تونس و سومالي و مصر و اردن و يمن! و بسياري از ملتهاي جهان، درست مانند بازيهاي جام جهاني، چشم به تلويزيونها و رسانه ها دوخته اند تا ببينند عاقبت تلاشهاي پيگير مردم تونس و مصر و .. چه مي شود؟ آيا بازي «بقا» را حكومت مصر مي برد؟ و يا مردم و معترضان به خواسته هاي خود مي رسند؟ از حدود دو ماه قبل، اين جام جهاني آزاديخواهي از زمين «تونس» آغاز شد و البته هنوز هم با آنكه «بن علي» رئيس جمهوري تونس از زمين بازي فرار كرده، اما تظاهرات تونسي ها همچنان جريان دارد. سال قبل هم بازي خونيني در زمين «ايران» در جريان بود و البته هنوز هم زير پوست جامعه ايرانيان جريان دارد و كشاكش ميان جنبش اعتراضي و حكومت مستبد ادامه دارد و هنوز تلاش ايرانيان براي رسيدن به دموكراسي پايان نيافته است. در اين يادداشت كه در روز، به فراخور اتفاقات منطقه «به روز رساني» مي شود، سعي مي كنم آخرين خبرهاي مصر و خاورميانه را از زاويه اين جام جهاني آزاديخواهي بررسي كنم.

روزچهارشنبه حزب حاكم و طرفداران «حسني مبارك» رئيس جمهوري 82 ساله مصر مهره تازه اي وارد صفحه بازي كردند. «مهره»اي آشنا براي ما ايرانيان: «لباس شخصي ها»! رژيم مبارك براي پايان دادن به تظاهرات ده روزه معترضان، با لباس شخصي و شتر و اسب به ميدان تحرير هجوم بردند و بسياري از معترضان را با سنگ و چوب و قمه و حتي كوكتل مولوتف مورد حمله قرار دادند. برخي معترضان، از جيب چندين نفر از اين افراد لباس شخصي، كارت عضويت در پليس مخفي صر را بيرون آورده اند! به هرحال آقاي «مبارك» نتوانست از اين هجوم نيروهاي لباس شخصي طرفدار حكومتش بهره اي ببرد. زيرا «جهان» وقايع ميدان تحرير را تماشا مي كند و باورش سخت بود كه اينها «مردم عادي» باشند.

مبارك نمي خواهد «شاه» باشد!

آتشي كه اين روزها دامن حكومت مصر را گرفته، به يكباره ايجاد نشده است. درست است كه چشم و گوش جهانيان در اين روزها متوجه قيام مردم مصر شده، ولي اين آتش از زير همان خاكستر ناآرامي هايي برخاسته كه سالهاست در جامعه مصر وجود داشت و حالا به يكباره زبانه كشيد و به يك قيام و نارضايتي عمومي تبديل شد. با اين حال، رفتار اين روزهاي آقاي مبارك شبيه شطرنج بازي به نظر مي رسد كه با اقتدار و كمي بدجنسي در حال بازي با مهره هاي خود است. او خيلي زود مهره «پليس» را از صفحه بيرون كشيد و «ارتش» را بيطرفانه وارد ميدان كرد تا چند روزي مردم بتوانند خشم فروخورده خود را فرياد بزنند و شايد عقده هاي فروبسته آنها خالي شود. اما خشم بيش از اينها بود و ناگهان مهره جديد «لباس شخصي» ها از صبح چهارشنبه به طرفداري از مبارك وارد ميدان شدند. رئيس جمهوري كه خيلي ها مي گويند «برو» ديروز جمعيتي از موافقان خود و به تعبيري لباس شخصي ها را وارد معركه كرده تا در صفحه شطرنج سياسي، «شبه مردم» را در مقابل «مردم» قرار دهد. ترفندي كه شكست خورد و امروز «عمرسليمان» معاون رئيس جمهوري از آن اعلام برائت كرد.

نارضايتي ها از خودكامگي حسني مبارك از سالها قبل در مصر وجود داشت ولي او با كمك نيروهاي امنيتي قوي و روشهاي سركوب ، ديكتاتوري خود را تا سي سال ادامه داد. اين درست است كه جامعه مصر و ديكتاتوري مبارك، شباهت هاي چنداني با جامعه و نظام حاكم بر ايران ندارند ولي در كليت بي شباهت هم نيستند. سالهاست مخالفان دولت مبارك تلاش داشتند وي را به انجام «اصلاحات» مجبور كنند و دست كم خيال رياست جمهوري «مادام العمر» و موروثي را از سر او بيرون نمايند. اما وي چنان كه به جيمز گاردنر خبرنگاربي.بي.سي گفته اعتقاد دارد: در اختيار داشتن قدرت در مصر را «حق مادرزادي» اوست! اكنون جامعه مصر از «اصلاحات» صرفنظر و عبور كرده و با حرارت به «تغييرات اساسي» اميد بسته است. ممكن است اين خيزش عمومي، مبارك را وادار كند مصر را ترك كند. اما او نمي خواهد به سرنوشت شاه سابق ايران دچار شود. او مزار شاه سابق ايران را در نزديكي خود درمسجد الرفاعي (آرامگاه سلطنتي) قاهره مي بيند و به ياد دارد وقتي محمدرضاپهلوي از ايران انقلابي گريخت، با چه دشواريهايي روبرو شد و عاقبت به مصر پناه برد و آنجا در خاك قاهره آرام گرفت. حسني مبارك گفته است:«ترجيح مي دهم در كشورم بميرم تا از اينجا بروم» او نمي خواهد «شاه» باشد. او دست كم همه تلاشش را خواهد كرد تا به عاقبت شاه ايران دچار نشود. اما آيا حسني مبارك مي تواند مانع از سيل اعتراضي مردم مصر شود؟
توضيح: اين مطلب تا ساعاتي ديگر «به روز» مي شود.



۲۰ نظر:

ناشناس گفت...

امید که مردم مصر در تله ای که سی دوسال پیش ملتم دچارش شدند نشوند

sabz گفت...

بابك جان از شما ممنونم كه با مصمم هستي و اينقدر خوب خبر رساني ميكني ولي در مرد تحليلت از مصر چند انتقاد دارم اولا دولت مصر خبرنگاران خارجي را كاملا از كشور اخراج نكرده(برعكس ايران88)مردم تقريبا راحت با رسانه هاي خارجي صحبت ميكنند و تصاوير مناسبي هم از رويدادها به جهان خارج ميرود(باز هم برعكس ايران ما)در اين مدت آشوب خوشبختانه هيچ خبري از تجاوز جنسي يا رويدادهاي تلخي مثل ندا را نديده ايم.درست است كشته داده اندولي نه به فضاحت ايران ما(برعكس ايران 88)در ضمن اين انقلاب مصر كه شما ميگوييدكمي در خطر قبضه شدن توسط افراطيون را دارد منظورم گروهاي متعصب اخوان المسلمين و .... است.و در آخر شاه ايران حدودي را رعايت كرد و آنقدر معرفت داشت كه بعد از خيانت ارتش ايران را ترك كرد و شبان بي مخ هايي مثل خامنه اي به جان مردم نينداخت.چرا خامنه اي را يه جاي شاه مثال نمي زنيد؟اوست كه همچون كنه اي متعفن بر ملت نشسته و خيال رفتن ندارد. در ضمن در ايران فعلا خبري از اعتراض نخواهد بود همه سنگ شده اند. عرب باديه نشين متمدن شد و مردم سالاري را درك كرد ولي ما ملت تنهاي آريايي در ظلم دست و پا ميزنيم و صدايمان هم در نمي آيد.متاسفانه ايرانيها هميشه درس عبرت ديگران بوده و خواهند بود.

ناشناس گفت...

جناب آقای داد عزیز
اول وقبل از هر چیزاز جنابعالی به عنوان یک ایرانی زجر کشیده ودموکراسی خواه وانساندوست سپاسگزارم.که از وقت وراحت وسلامت وآینده ات برای سرافرازی ایران هزینه میکنی.
ولی با احترام فراوان هنوز دو ایراد داری
1- هنوز با اصلاح طلیان حکومتی مانند موسوی وکروبی (که برایشان احترام قائلم) رودر بایستی داری . و ایراداتشان را زیر سبیلی رد میکنی.
2-سرنوشت شاه ایران سرنوشت بدی نبود .امروز وعلی رغم اینکه میدانیم حکومتش دموکراتیک نبود.ولی ملی بود.
ودر دل مردم دارای ارزش واعتبار است.
اگر مردم ایران اطلاعات وآگاهی امروز را میداشتند .هرگز علیه حکومت شاه به آن انقلاب ناشیانه دست نمیزدند .
باور کن آقای داد که در ته دل همه مردم احترام خاصی نسبت به او داشتند ومعتقدند اشتباه کردند وبا اصلاحات بدون خشونت میتوانستند جامعه ای ازاد ومدرن داشته باشند.
شما هم درد آوارگی وبی پناهی راکشیده ای .
کمی دلت را جای دل شاه بگذار که به عقیده من با دلی شکسته از ایران وجهان رفت.

ناشناس گفت...

بابک جان تو هم آوارگی کشیده ای .
پس به احترام بعضی از فعالین سیاسی طرفدار شاه سعی کن به او بی احترامی نکنی .(نه اینکه انتقاد وتحلیل نداشته باشی).
مخصوصا که جامعه امروز ایران در دل خود برای شاه احترام قائل است.
برعکس خمینی

kianush گفت...

با سلام به همه ی دوستان، مرسی بابک جان از خبر رسانی وتحلیل وقایع مصر.
من هم با موافقم که نه درست است و نه مفید که کسی نسبت به شاه و خانواده اش بی احترامی کند. ولی در اینکه گفته شود "مبارک نمیخواهد به عاقبت شاه ايران دچار شود" هیچ بی احترامی به شاه نمیبینم. شک نیست که مبارک کوشش میکند به سرنوشت شاه مبتلا نشود. ولی تنها راهش شنیدن حرف مردم است که متاسفانه او مثل همه ی حاکمان خودکامه توانش را ندارد.
از طرف دیگر دوستان هم توجه داشته باشند که نمیتوان به خاطرسنگینی جنایات، دیکتاتوری، کودتا ی ضد مردمی و فساد حکومت امروز، جنایات، استبداد و فساد و کودتا ی زمان شاه را از یاد برد. البته دوستان یک اصل اخلاقی با ارزش را یادآوری کرده اند، و با اجازه، من هم یادآوری میکنم که اگر بخواهیم آینده ی ایران را بر پایه ی عقل و اخلاق و عدالت و منافع ملی بسازیم نمیتوانیم با خود و تاریخمان تعارف داشته باشیم.
بله، به گذشتگان (از هرگروه اجتماعی و سیاسی و از هر حزب یا مذهب) احترام بگذاریم ولی چه با آنها موافق باشیم چه مخالف، بدون تعارف و جبهه گیریهای یکجانبه در موردشان فکر کنیم، بگوییم، بنویسیم و نظر بدهیم.
به امید ایرانی آزاد و دموکراتیک و جامعه ای متمدن، سالم و با آبرو

ناشناس گفت...

سلام به شما آقاي داد از روشنگريهاتون ممنونيم و خسته نباشيد عرض ميکنم با کامنت ناشناسي که از شما انتقاد کردند و گفتند با اصلاح طلبان حکومتي رو در بايستي داري و شاه داراي احترام نزد مردم است موافقم بنظر م ما براي رسيدن به آزادي واقعي بايد وراي اصلاح طلبان و تفکراتشان پيش برويم آنها براي ما قابل احترامند اما اکنون زمانيست که بايد از تفکرات آنها عبور کرد

to be free گفت...

با سلام
یکی از فرق های "دیکتاتوری"مبارک با سوپر دیکتاتور خانگی ما ایرانیان این است که مدل ایرانی، وابستگی مالی به دیگران ندارد و برای مثال بگویم که فقط در یک رقم ۱۱ میلیارد دلار در یکسال "هپل هپو "میشود (منبع :مطبوعات داخلی )و کسی نیست جرات کند که خرج کجا شد.حالا رژیم مبارک کلا حدود یک ملیارد دلار از غرب کمک مالی میگیرد .همینطور که میبینیم برای ملت ما بهتر بود که دیکتاتوری هم که داریم از مورد وابسته آن باشد که حد اقل زودتر میشد آن را برداشت.ولی ملت ناراحت نباشد مال ما هم در یا زود دارد ولی سوخت و ساز ندارد و آقایان رفتنی هستند.

جنبش سبز گفت...

ممنون از تحلیل کارشناسانه آقای داد

بي طرف گفت...

آقاياني كه نظر دادن ديكتاتور مصر رئوف تر است ! لطفا بخوانند .منبع وبسايت راديو فردا..........
در عصر اطلاعات با وجود ميليون‌ها گوشی تلفن همراه که همه‌ی لحظات را به ثبت می رسانند کشتن دهها هزار نفر در خيابان توسط رژيم‌هايی مثل حکومت مادام العمری ولايت فقيه در ايران يا حکومت مادام العمری مبارک غير ممکن است. به تير بستن يکباره صدها نفر (در ميدان ژاله‌ی تهران) حتی در دهه‌ی هفتاد ميلادی توسط رژيم پهلوی پايان کار آن را رقم زد. از اين جهت الگويی که خامنه‌ای در سال ۱۳۸۸ به صحنه آورد و مبارک آن را در دوم فوريه‌ی ۲۰۱۱ به کار گرفت هفت ضلع دارد:

۱) آوردن نيرو از شهرهای اطراف به پايتخت برای نمايش قدرت با اتوبوس که اين امر به خوبی ياد آور کاری است که فرماندهان سپاه در تهران در چند مقطع انجام دادند و اين روزها رژيم مبارک بدان روش متوسل شده است؛

۲) کشتن تعداد اندکی از مردم توسط تک تير اندازان و نيروهای پخش شده‌ی غير نظامی در ميان مردم و اِعمال خشونت بی سابقه برای ايجاد ارعاب توسط لباس شخصی‌ها تا حکومت بتواند از زير بار مسئوليت آن شانه خالی کند؛

۳) خودروی نيروهای امنيتی مصر درست مثل خود روی نيروی انتظامی حکومت ولايت فقيه از روی تظاهر کنندگان رد شد تا معترضان سطح خشونت حکومت ديکتاتوری را فراموش نکنند؛

۴) پاک کردن صحنه از خبرنگاران داخلی و خارجی برای عدم انعکاس رفتارهای قساوت آميز ضد جنبش (مثل حمله به اندرسن کوپر خبرنگار سی ان ان و دهها خبرنگار امريکايی، استراليايی و اروپايی ديگر در دوم فوريه در قاهره که ياد آور بستن روزنامه های داخلی و اخراج خبرنگاران خارجی از تهران پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ است)؛

۵) کنار ايستادن ارتش و نيروهای نظامی دارای يونيفرم برای ايجاد اين صحنه که معترضان توسط مردم کوچه و بازار سرکوب می شوند و نه حکومت؛

۶) نسبت دادن اعتراضات به عوامل خارجی و معرفی کردن دول و رسانه های خارجی به عنوان محرک به خيابان آمدن معترضان، کاری که بيانيه‌ها و مصاحبه‌های مقامات دولتی مصر انجام می داده‌اند

۷) معرفی تظاهرات حاميان طرفدار رژيم به عنوان تظاهرات ميليونی. تيتر اول روزنامه‌ی دولتی الاهرام مصر در روز پنج شنبه ۳ فوريه ۲۰۱۱ آن بود که "ميليون‌ها نفر به حمايت مبارک برخاستند." تيتر روزنامه‌های دولتی ايران نيز پس از تظاهرات دولتی ۹ دی ۱۳۸۸ چيزی شبيه به همين بود.

تحليلگر بي خواب گفت...

به دليل شباهت شرايط سياسی کشورهای منطقه (حکومت های اقتدارگرا، حاکمان ابدی، حکومت‌های غير پاسخگو، غير شفاف، مبتنی بر تبعيض و فساد) جنبش‌های عليه ديکتاتوری در آنها نيز بسيار با يکديگر شباهت يافته و از يک الگو تبعيت می کرده‌‌اند. جنبش‌های سياسی در اين کشورها از يک جرقه‌ اعتراضی آغاز می شوند، بعد معترضانی محدود و بدون اتکا بر سازماندهی قبلی که در حاشيه نهادهای نيمه مستقل موجود و ضعيف شده عمل می کنند با اتکا بر شبکه‌های مجازی به خيابان می آيند.
در پی اين اعتراض محدود، حکومت به سرکوب شديد توسط پليس، اطلاعات، و لباس شخصی‌های محلی که در حمايت پليس و ادارات امنيتی هستند متوسل می شود. با افزايش تعداد معترضان و پس زدن سرکوب اوليه و برخی موفقيت های معترضان در پس زدن عوامل سرکوب اجتماعات بزرگتری شکل می گيرد و رژيم با رويدادهای غير منتظره روبرو می شود. پس از انعکاس اين اعتراضات در رسانه‌های بين المللی و برخاستن موج های بزرگ تر اعتراض، رژيم به بستن مجاری ارتباطی (اينترنت، شبکه تلفن همراه، شبکه های مجازی مثل فيس بوک و توئيتر) و بستن دفاتر رسانه‌های خارجی بالاخص همزبان با مردم (مثل مورد الجزيره در مصر يا ارسال پارازيت بر روی سيگنال بی بی سی فارسی يا صدای امريکا در ايران) اقدام می کند تا از همه گير شدن تظاهرات جلوگيری شود.
به دنبال موج اول اعتراضات گسترده، رهبران سياسی به سخنرانی پرداخته و به تهديد معترضان می پردازند. اين تهديدها می توانند ملايم (مبارک) يا بسيار شديد (خامنه‌ای) باشند. برخی عقب نشينی‌های سران حکومت نيز در اين شرايط قابل تصور است تا شرايط را آرام کرده و ميان معترضان اختلاف افکنند (البته خامنه ای با درسی که از رژيم پهلوی گرفت گامی به عقب نگذاشت).

ناشناس گفت...

سه دهه ديکتاتوری در مصراين فرصت را به مبارک نيز داده است که با نسخه برداری از سرکوب جنبش سبز در ايرانمان پس از تظاهرات بسيار بزرگ سه شنبه اول فوريه در سراسر مصر, نيروهای لباس شخصی را برای به دست گرفتن کنترل خيابان به صحنه بياورد. آوردن اسب و شتر توسط ضد جنبش مصر ياد آور موتور سيکلت‌های بسيجيان برای ارعاب جمعيت و پراکندن آنها در خيابان های تهران عليه جنبش سبز بود. اي واي بر ما, نظر دهنده به نام sabz راست گفته كه ايرانيها هميشه درس عبرت ديگران بوده و خواهند بود.

ناشناس گفت...

یکی‌ نیست به این عربها بگه بابا ما ۳۰ ساله که هم مشکلات اقتصادی گریبانگیر ایرانیهاست و هم از آزادی های اجتماعی محروم هستیم باز در کشورهای عربی‌ عمده مشکلاتشون در اقتصاد خلاصه شده و لااقل بعضی‌ از مشکلات رو مثل ایران ندارند

sasan گفت...

ما فقط آغاز کننده های خوبی هستیم ولی پایان دهنده های خوبی نیستیم مشروطه - نهضت ملی - انقلاب نافرجام به ظاهر اسلامی و حالا جنبش سبز کاش یکبار خیز بر می داشتیم ولی خوب به پایان می بردیمش ولی باز هم بنظر من جنبش سبز نمرده و می تونه با درایت رهبرانش برای اولین بار به سرانجام خوبی برسد.

ناشناس گفت...

Salam Babak Jan,
kam minevisi!! Omidvaram ke salamat bashin.
Khodavand_E_Iran Zamin negahdar
FA

ناشناس گفت...

اگه از فونت Tahoma استفاده کني بهتر نيست؟

ناشناس گفت...

اگر به دليل سرکوب امکان تجمع اعتراضي مشکل است فراخوان براي عدم پرداخت قبوض آب وبرق وگاز وتلفن که ميسراست

ناشناس گفت...

سلام ؛ بابک جان
من تورا از روي صدايت شناختم آنوقتهاي صداي آمريکا! چند نکته که ضروري ديدم از وقايع مصر برايمان تحليل کني: اول اينکه مردم مصر چه روشي براي مقابله با سرکروبگران هم از نظر فيزيکي در ردگيريها و هم از نظر تئوري و عملياتي دارند؛برايمان بگو تا يادبگيريم.ذوم اينکه چطور شد که ايرانيها به شعار هيهات من الذله برعکس عمل کردند؟اما مصري ها نه؟
سوم اينکه مصريها چطور سانسور را دور زدند؟ چهارم اينکه مصري ها آيا واقعا دغدغه نان ندارند؟ و همين موجب بروز اين حرکت نبوده؟ چطور ميتوان اين حرکت را در ايران بازسازي کرد؟
اميدوارم موفق باشي

روزبه گفت...

با درود

آقای داد گرامی محمد رضا شاه درسته که دیکتاتور بود ولی انسان میهن دوستی بود و دلیل خروجش از ایران هم این بود که نمی خواست حمام خون راه بندازه وگرنه اگه یک صدم خوی وحشی گری خامنه ای یا خمینی تو وجودش بود به نظرم حداقل سال 57 حکومتش سرنگون نمی شد.
من نمی گم حمام خون راه مینداخت ولی شاید اگر کمی با قدرت بیشتری ابتدا برخورد کرده بود و سپس پس از آرام شدن اوضاع آزادی سیاسی می داد و خودش هم در کشور می موند اینجوری نمی شد و ما صد ها هزار کشته در این 32 سال نکبت بار نمی دادیم ولی خب ممکن بود امروز من که شاه رو انسان میهن دوستی می دونم دربارش با عنوان یک خونریز قضاوت می کردم.

ناشناس گفت...

مانباید منتظر مجوز بمونیم
مگه مصریها واسه انقلابشون مجوز گرفتن

ناشناس گفت...

chera bakhshe 10 khaterate shoma dar dastras nist?