ه‍.ش. ۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

دروغگويان مي توانند به "حقيقت" كمك كنند؟


دروغگويان مي توانند به "حقيقت" كمك كنند؟
مي خواهم در مقابل كساني كه از دورغگويي هاي اخير احمدي نژاد (درباره سنگسار و آزادي ايرانيان و 11 سپتامبر) به خشم آمده اند، زاويه ديگري بگشايم. گاهي نه تنها راستان و راستگويان كه همواره سربازان مخلص حقيقت هستند، بلكه اتفاقا" دروغگويان بي آنكه بدانند و بخواهند، به تلألؤ گوهر حقيقت كمك مي كنند. اين سند اثبات حقانيت "حقيقت" است كه حتي دشمنانش، ناخواسته به برقراري آن ياري مي رسانند.
اگر ما مردمان به ستوه آمده براي رهايي از اين دوران سخت عجله نداشتيم، يا اگر فقط ناظراني بيخيال بوديم كه در كناري ايستاده بوديم، شايد بايد احمدي نژاد را يك "عطيه بزرگ" براي هوشياري مردم دنيا در مقابل دروغ و نيرنگ مي دانستيم و اي بسا به خاطر كمكي كه ناخواسته به "كشف حقيقت" مي كند، خداي را بابت وجود امثال او سپاس  مي گفتيم. او نعمتي بزرگ مي بود براي حقيقت، اگر ما تا به اين اندازه دربند و گرفتار و به جان آمده نبوديم و اگر براي رهاشدن از اين وضعيت تلخ، اين چنين بي تابي نداشتيم. او و حكومت كودتايي با سرعتي عجيب به سوي نابودي خويش قدم بر مي دارند و حتي بدون دخالت ديگران، بنيان آنها به سستي خانه عنكبوت است. زيرا بن مايه خانه شان از فريب و ريا و دروغ بنا شده است. اما حالا كه بي تاب رهايي هستيم، بايد بيش از يك ناظر كه به تماشاي تخريب خانه عنكبوتي آمده، تلاش كنيم.
احمدي نژاد و تفكري كه او نماينده آن است و بر دروغ و افترا بنيان گذارده شده، امروز بي آنكه بخواهند در حال خدمتي بزرگ به "گوهر حقيقت" هستند. بسياري از خدمتگزاران غيابي عنصر حقيقت، اتفاقا" دروغگويان بزرگي همچون احمدي نژاد هستند كه با "كژنمايي حقيقت"، در نهايت به جستجوي بيشتر و "كشف حقيقت" ياري رسانده اند و باعث هوشيار شدن مردم و دفاع سرسختانه تر آنها از گوهر حقيقت شده اند. كمي تأمل كنيم در مي يابيم در اين سالها، هيچكس به اندازه خود احمدي نژاد نتوانسته مردم جهان را به تأمل درباره حقايق درون ايران ناگزير كند! زيرا هيچكس به اندازه او نتوانسته ما و مردمان ديگر را از دروغ و تقلب و خيانت در واقعيات و كژنمايي حقيقت ها منزجر و متنفر كند. براستي چه كسي توانسته ما را به راستگويي و امانتداري ترغيب كند، بيش از احمدي نژاد و همفكرانش كه ديده ايم به چه سهولتي دروغ مي گويند، با چه صراحتي تقلب مي كنند و حقايق بديهي را وارونه جلوه مي دهند؟
سخنان احمدي نژاد در سازمان ملل درباره "كژنمايي واقعيت تاريخي 11 سپتامبر" يا هولوكاست باعث مي شود ما به اين نكته اهميت بيشتري بدهيم كه همواره دروغگوياني چون او هستند (و شمارشان كم هم نيست) كه حقايق را "واورنه" و يا كج جلوه مي دهند، تا به مقاصد خاص خود برسند. كژنمايي احمدي نژاد درباره هولوكاست و يازده سپتامبر كه بي شماراني آن وقايع تلخ را با چشم خود ديده اند، باعث مي شود جهانيان به دفاع از حقيقت ترغيب شوند، كاوش و جستجوي بيشتري بكنند و به حقيقتها دست يابند. باعث مي شود آنها انديشه كنند كه مبادا درباره اتفاقاتي كه با چشمان خود نديده اند و يا درباره آنچه درون زندانها و جامعه تحت ستم ايران مي گذرد ، احمدي نژاد به همين اندازه دروغهاي گستاخانه و بزرگ گفته باشد؟ آنها در بسياري مدعيات ديگر او ترديد كرده و مي كنند و در اين مسير، بيش از همه مسلمانان جهان به ساير گفته هايش شك دارند. زيرا به هر كيفيتي، مسلمانان جهان نسبت به دروغ و كژنمايي حقايق حساس اند و بخصوص بعد از شنيدن اخبار تجاوزها و جنايات حكومت ايران، هوشيارتر شده اند.
براي ملت ايران هم كه دستانش زير ساطور حكومتي خونريز گير كرده، اين نعمت بزرگي است كه احمدي نژاد را به كژنمايي درباره اتفاقي مثل 11 سپتامبر و يا سنگسار زنان ناگزير مي كند. زيرا اين ملت عمري است دروغ شنيده و فريبكاري ديده، ولي همچنان نيازمند هوشياري بيشتر براي مقابله با "فرهنگ دروغ" است. اكنون بزرگترين "گروگان" حكومت كودتايي را نه فقط ملت ايران و يا زندانيان، بلكه بايد "گوهر حقيقت" دانست. حكومت حقايق بسياري از اين دوران سي ساله را با قلب و فريب دستكاري كرده و تلاش دارد اين دروغها را در اذهان فرزندان و جوانان ما و مسلماناني كه "نسخه شفابخش اسلام طالباني" را باور كرده اند، حك نمايد. باطل السحر اين تحريفهاي بزرگ تاريخي، آگاهي مردم است و به همين دليل است كه نخبگان و آگاهي بخشان و روشنفكران، در تيررس بدترين حملات، اهانتها و افتراها و شكنجه ها و آزارها قرار گرفته و مي گيرند. زيرا آنها چراغ راه را افروخته اند و مسير حقيقت را مي نمايانند.
باري! موقعيت بزرگي است كه دروغگوياني چنين وقيح در مقابل ما ايستاده اند. اقدام آنها به همان اندازه كه ما را خشمگين مي كند، بايد بر عزم و اراده و انگيزه ما براي مبارزه با فريب و نيرنگ بيفزايد. بايد ما را براي دفاع از حقيقت مصّمم تر سازد و اين واقعيت را به ما گوشزد كند كه دشمنان راستي و حقيقت، همواره آماده اند تا حقيقتهاي بزرگ را فداي نيّات حقير خود كنند. اين مائيم كه اگر نتوانيم بر فرهنگ دروغگويي و ساير ترفندهاي رواني آنها غلبه كنيم، و اگر سلاح هوشياري خود را وا بنهيم، قطعا" از دامگه اين دروغگويان در امان نخواهيم ماند و قربانيان آن خواهيم بود. هرچند كه جهان و خرد جمعي آن، عاقبت اين خدايان دروغ را به قهقراي نابودي خواهد فرستاد. اما اي كاش، بت شكنان اين خدايان دروغين، قبل از همه، مردم حقيقت طلب ايران باشند. و اي كاش همواره مراقب نهال حقيقت و ترفندهاي دشمنانش باشيم. تا از اين رندان دروغگو كه به "سربازي ناخواسته" براي خدمت ناخواسته در لشگر كشف حقيقت آمده اند، بيشترين بهره را ببريم براي تخريب بناي دروغ و فساد.

۵ نظر:

ناشناس گفت...

Besiar Aaali

Abdi گفت...

Yek bar vali baraye hamishe, bozorgtarin darse tarikhie mellate Iran!

خصم استبداد گفت...

بابک عزيز سلام
ادامه آن خاطرات را بنويس که سخن دوست خوش تراست و ذکر اين تالمات ملال آور.

http://quest4liberty.blogspot.com/ گفت...

kheili khoob bood .... mesl-e hamisheh

ناشناس گفت...

babak aziz
salam
man ke moddati ast be in natija rasiadah am ke rahe rahaei az ashraf migozarad.
agar zangare motasser az rezhime valayat ra az zehne khodeman bazadaeim tasawor mokonam aksaran be hamin natijah berasim
shoma chi mifarmaeid???