ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

«دولت مادام العمر احمدي نژاد»؛ كابوسي كه تعبير مي شود!

«دولت مادام العمر احمدي نژاد»

كابوسي كه تعبير مي شود!

سال قبل وقتي كودتاي انتخاباتي داشت اولين قرباني هاي خود را مي گرفت، در وبلاگم نوشتم: "شايد مردم نمي دانند «پرده بعدي» اين كودتا، «مادام العمركردن» رياست جمهوري احمدي نژاد و ستاد كودتاست."

آن پيام در آن شلوغي يا شينده نشد و يا از كنار آن عبور شد. حالا پرده هاي تازه اين سناريو دارد به ترتيب اجرا مي شود و هنوز سران جنبش بر "اجراي بدون تنازل قانون اساسي" تأكيد مي كنند! همان قانوني كه كارها را نهايتا" به اينجايي رسانده كه هستيم؛ "نظارت استصوابي" آن قانون راه را بر حذف منتقدان باز كرده و "اختيارات مطلق ولي فقيه" اجازه نمي دهد حقوق ملت در هيچ زمينه اي رعايت شود. همان قانوني كه با دستور همين رهبر مطلق مي تواند مورد بازنگري و تغيير قرار بگيرد. قانوني كه مجلس و قوه قضائيه وابسته را تحت مالكيت دولت و رهبري درآورده و رئيس دولت منصوب رهبري را در هيچ موردي پاسخگو و مسئوليت پذير نمي داند. اكنون اما ساز جديدي دارد كوك مي شود كه هدف آن به گفته سايتهاي نزديك به دولت كودتايي، "تمديد رياست جمهوري احمدي نژاد تا سال 1404 " است. و اين مصيبت بزرگ، به اجرا درآمدن همان پيش بيني هاي پارسال و تعبير همان كابوس هاست. ابتدا آن مطلب را بخوانيد كه در تاريخ 5 تيرماه 88 يعني 13 روز بعد از وقوع كودتا نگاشتم. هنوز يازده ماه از آن كودتا نگذشته و زمزمه مادام العمر شدن رياست احمدي نژاد بر كشور دارد بالا مي گيرد! سپس درباره وضعيت امروز سخني كوتاه مي خوانيد.

"(5 تيرماه 88) از بسياري از شهروندان شنيده ام كه مي گويند: «تحمّل احمدي نژاد» براي آنكه دولت امام زماني اش را تا ظهور حضرت وليعصر(عج) تمديد كند، از تحّمل خود مرگ هم سخت تر است.

با اين حال، شايد مردم نمي دانند «پرده بعدي» اين كودتا، «مادام العمركردن» رياست جمهوري احمدي نژاد و ستاد كودتاست. توجيه كودتاچيان اين خواهد بود كه در آخرين انتخابات (22 خرداد88) ركورد مشاركت مردمي در انتخابات توسط مردم ايران شكسته شده و تمامي 40 ميليون رأي مردم، «رأي به نظام» بوده و ديگر حاجتي به انتخابات نيست! احمدي نژاد و يارانش خود را «دولتمردان امام زمان» و زمينه سازان ظهور ايشان مي انگارند و وقتي رسما" از «رأي مردم» تمكين نمي كنند، نشان مي دهند نمي توان آنها را به شيوه هاي مسالمت آميز از اريكه قدرت پايين كشيد! چون براي خود «رسالتي مهدوي» و فراتر از اينها قائل هستند. آنها ادعا مي كنند كه بايد حكومت را به شخص امام زمان(عج) تحويل بدهند.

متأسفانه «نظام» هم در قمار «بودن يا نبودن» احمدي نژاد، به تمامي معيارهاي (حتي ظاهري و شعاري) خود پشت پا زد و سرنوشت خود را به احمدي نژاد پيوند زد. در اين راه كودتاچيان، مراجع تقليد و شخصيتهاي سرشناس بسياري مثل هاشمي رفسنجاني و افراد عادي را مجبور به سكوت كرده و دير يا زود آنها را «قرباني» خواهند كرد. پس سكوت خفت بار شخصيتهاي مؤثر در قبال اين جنايات، ممكن است فقط «نوبت» آنها را عقب بيندازد. اين ديگر آن نظامي نيست كه امام خميني «حفظ آن را اوجب واجبات» مي دانست. از آن نظام ديگر هيچ نشاني باقي نيست و سكوت «به بهانه حفظ نظام» يعني تأييد «مسخ نظام جمهوري اسلامي» كه در سال 57 تأسيس شد و در سال 1388 رسما" تغيير ماهيت داد.

ترديد نكنيد بعد از «جمهوريت نظام» كه پيش پاي احمدي نژاد قرباني شده، هيچكس از «دگرانديشان غيراحمدي نژادي!» از گزند آقايان كودتاچي در امان و مصون نخواهد ماند. لذا بهتر است شخصيتهاي مؤثر انقلاب و ياران امام، براي احياي نهضت خميني هم كه شده، سكوت خود را بشكنند و هزينه اش را بدهند. در اين روزها؛ مردم رفتارها و گفتارهاي شخصيتها را با دقتي بيشتر از هميشه «رصد» مي كنند و محال است «ياري مسئولانه» يا «بي عملي و سكوت غيرمسئولانه» آنها را از ياد ببرند. اگر قرار است اين حركت مدني مردم، قرباني معصومي مثل «ندا» داشته باشد، ما و شما چه چيز ارزشمندتري از جان نازنين «ندا» و «نداها» داريم كه از هزينه شدنش بترسيم؟ لااقل قبل از قرباني شدن، حرفي بزنيد، چيزي بگوييد و سكوت نكنيد. چون اگر عقب بنشينيد، «مصون» نمي مانيد. اينها با پرت كردن معترضان از ساختمان كوي دانشگاه يا از فراز پل حافظ و سعدي، نشان داده اند «مروّت» ندارند و مسئله اصلي شان «بودن يا نبودن» است. كودتاچيان با خشونت عرياني كه نشان مي دهند، تك تك منتقدان يا شخصيتهايي را كه تأييدشان نكردند، به ترتيب يا «فلّه اي» سركوب مي كنند و از گردونه خارج خواهند كرد. پس پيشاپيش خودتان را، هزينه يك هدف بزرگتر كنيد و لااقل قرباني «جمهوريت نظام» و آراي مردم و آزادي باشيد. در مقابل حبس خانگي ميرحسين موسوي و دستگيري تمام يارانش سكوت نكنيد. اين سكوت شما اگر اقدامي «يزيدي» نباشد، يك بي معرفتي «كوفي» است. عمرتان را تبديل به حرفي يا حركتي بكنيد كه منشأ تحّول مثبتي براي جامعه باشد. به «اسلاميت» نظام هم خوشدل نباشيد. قرباني قبلي اين دولت، «اسلاميت» و نقش مراجع تقليد و ايمان و اخلاق در مردم بود. صدايش را هنوز نشنيده ايد؟ (منبع: وبلاگ فرصت نوشتن /5 تيرماه 88)"

***

و اما امروز: ترديد ندارم با ادامه وضعيت موجود، احمدي نژاد اجازه بازنگري قانون اساسي را از مقام رهبري خواهد گرفت و زمان رياست جمهوري خود را به آساني تمديد خواهد كرد. آن گاه ديگر تأكيد بر "اجراي بدون تنازل قانون اساسي" كه اين روزها توسط سران جنبش تكرار مي شود، تبديل مي شود به حربه اي بر عليه جنبش سبز! اصرار بر اجراي قانون اساسي كه مهمترين اصل آن "ولايت فقيه" است و حكومت يك فرد فقيه بر ملتي كه صغير و نادان انگاشته شده اند، از اين پس بزرگترين خطاي جنبش سبز خواهد بود كه موجب دلسردي مردم معترض و سركوب جنبش شده و مي شود. در گام بعدي، كودتاچيان تمامي منتقدان و معترضان را يكي بعد از ديگري از پاي درخواهند آورد و راه را براي ادامه حاكميت بلامنازع احمدي نژاد هموارتر خواهند كرد. اين گمانه ها فقط يك "باطل السحر" بزرگ دارند: خيزش عمومي آگاهانه مردم. و اين خيزش، فقط كار خود مردم است. مردمي كه هنوز تصميم نگرفته اند به تمامي برخيزند و البته ممكن است فرصت مناسب را براي برخاستن از دست بدهند.

حقيقت تلخ اين است كه احمدي نژاد يك الگوي واقعي و دوست نزديك دارد كه رموز ديكتاتوري و درسهاي حكومت مادام العمر را به رفيق كوچك اندام ايراني خود "محمود" آموخته و همين معامله را با ملت ونزوئلا كرده است: "هوگو چاوز"، سروان چتربازي كه در كودتا بر عليه ديكتاتوري در كاخ رياست جمهوري كاراكاس فرود آمد و با شعار رسيدگي به وضعيت انقلاب مردم ونزوئلا در آن كاخ ماند و ديگر قصد ندارد از آن بيرون بيايد! حالا او رموز اين ماندن را به رفيق دست و دلبازش احمدي نژاد مي آموزد و ما هنوز به درستي درنيافته ايم چه بر سر ايران مي آيد؟

۲۷ نظر:

ناشناس گفت...

آقای داد سلام،

من این نوشته رو خوندم و عمق درد و‌ رنجی‌ که بر ما خواهد رفت رو میفهمم . در مورد خیزش عمومی‌ حرف میزنید، عموم یعنی همه ایرانیان از هر قومیّتی ترک، فارس، بلوچ، کرد، لر ، شمالی، ... خیلی‌ حرف جالبیه . قبل از این نوشته داشتم تو یوتیوب فیلم بازی‌ مس کرمان و تراکتور سازی تبریز رو میدیدم، کل جمعیت استادیوم دارن بر ضدّ ترک‌ها شعار میدهند، با این فرهنگ نمی‌شه انتظار داشت همه توخیزش باشند، چون من ترک زبان رو از این کلّ جدا میکنه، در مورد هر قومیّتی ما این تکه تکه کردن‌ها رو میبینیم، اینکه موسوی ترک هست یاا نیست و .. چیزی نمیگم، ولی‌ باید به آذربایجان حق داد که از این فرهنگ فاصله بگیره و دست دوستی‌ رو به دیدهٔ شک نگاه کنه.‌ای کاش میشد جلویی این تکه تکه کردن‌ها رو گرفت، حتما جوک‌های ضد قومیّتی رو شنیدین و خیلی‌ چیزهایی دیگرو، ... من تو آمریکا زندگی‌ می‌کنم دانشجو هستم، حتا اینجا هم ایرانی‌‌ها نسبت به قومیت همون برخورد رو دارن که تو ایران داریم، فلانی‌ اصفهانی پس اینطوریه، فلانی‌ ترکه پس فلان، فلانی‌ ... جالبه که من نشنیدم بگه کسی‌ فارس‌ها چطوری هستن.... مهم نیست اون‌ها کامل هستن اگه رفتارشون غلطه اشکال اخلاقی ولی‌ اگه مال جای دیگه باشه ژنتیکی چون مال اونجاست می‌شه گفت فلانی‌ اونجایی دیگه برای همین اخلاقش اینجوریه و هزاران مثال دیگه. جالب تر اینکه با اینکه میبینیم که به خاطر ایرانی‌ بودن فرقی‌ هم نمیکنه مال کجا به خاطر پاسپورت ایرانی‌ از کار کردن در خیلی‌ شرکت‌ها محروم هستیم و این رو به وضوح میگن بهمون ناراحت میشیم از این رفتار و توقع داریم که اونها فرق نگذارند به خاطر ایرانی‌ بودن ولی‌ با این حال به همون رفتارشون در مورد بقیه قومیت‌ها ادامه میدن...

مسعود گفت...

درود

آقای داد گرامی بسیار خوب نوشتید. تمام بدبختی ما از همون قانون اساسی قرون وسطایی است که افرادی مانند مهندس موسوی و آقای کروبی در تله اجرای آن یا عبور از آن گیر کرده اند. همان قانون اساسی است که اجازه انتخابات آزاد رو میگیره و افراد رو به خودی و غیر خودی تقسیم میکنه و این در حالیست که هر ایرانی با هر گرایش سیاسی و هر باور مذهبی چه در داخل کشور و چه در خارج کشور باید در سرنوشت سیاسی کشورش نقش داشته باشه.

متاسفانه تا زمانی که آقای موسوی و آقای کروبی از قانون اساسی و رویاهای دوران خمینی خودشان که واقعیت هم نداره فاصله نگیرن اتفاقی نمیفته. یک جمله این آقایان و یا خانم رهنورد مبنی بر متحجر بودن این قانون اساسی و به دنبال آن دعوت به یک تظاهرات بزرگ کافیه تا میلیونها ایرانی دوباره برگردن ولی متاسفانه این دوستان در تله قانون اساسی گیر کردند. این افراد همین حالا هم برچسب ضد نظام و از این دست مزخرفات خوردن و اگه از قانون اساسی هم عبور کنن حکومت جرات نداره بهشون دست بزنه چون از مردم می ترسه.

نداها و سهراب ها و محسن ها و امیرها و... جونشون رو ندادن که این آقایان قانون اساسی و به طبع اون ولی فقیه رو نه یک بار بلکه چندین بار تایید کنن.

متاسفم برای خودم که به همچین کسانی رای دادم.

عمده فعالیت سیاسی شده مهمونی رفتن خونه فلان اصلاح طلب آزاد شده و یک فایل ویدئویی بیرون دادن و همون حرفهای قدیمی و عصر طلایی خمینی قاتل رو تکرار کردن.

پیروز باشید. به امید پیروزی ایران و ایرانی

ناشناس گفت...

جناب داد شمارا بخدا درباره این پیش بینی ها با کسی مشورت کنید اگر تائید شدبرای عموم مطرح کنید بابا ما دق مرگ میشویم

ناشناس گفت...

اقای دادشما بدجوری نا امیدی را در روح وروان ما تزریق میکنیدشمارا به هرکه میپرستید اول صد درصد مطمئن شوید بعد بنویسید.

ناشناس گفت...

با سلام
سرخپوشان تايلند مناطق تجاري بانکوک را به اشغال درآورده اند وعملا اين کشور توريستي را فلج کرده اند .
روزي دربازار بانکوک مشغول خريد بودم چندهموطن توريست هم داشتند سوغات مي خريدند پس از خريد از فروشنده اشانتيون ميخواستند.از فروشنده انکار که ماچنين چيزي نداريم واز مشتري سماجت که الله بالله بدون اشانتيون از جايم تکان نمي خورم وساطت نموده و هموطن را راهي کردم و به ايشان قبولاندم که فروشنده اختياري ندارد فروشنده متحير ومبهوت که اشانتيون ديگر چه صيغه اي است به هرحال به نحوي که به غرور مان برتخورد ايشان راقانع کردم که درمملکت ما رسم است براي تبليغات وجذب بيشترمشتري پس ازخريد هديه اي نيز به خريدارميدهند .
متاسفانه بايد بگويم که ما ايرني ها به هرچيز مفت خيلي علاقه داريم ودوست داريم بهاي چيزي را پرداخت نکرده صاحب شويم از وعده هاي آب وبرق مجاني چه حالي که نکرديم .
ازخودبزرگ بيني در ميان ديگر ملل يک سر وگردن خودرا بزرگتر مي بينيم وازلاف وگزاف که ما نوادگان کورش و پيروان امام حسينيم کم نشنيده ايم
حال مقايسه کنيم حرکت اجتماعي مردم تايلندو خودمان را .
متاسفانه شايد بتوان گفت که ما دنبال مال مفت هستيم حتي آزادي را نيز اشانتيون ميخواهيم
اما آزادي را مفت ومجاني و اشانتيون نمي دهند بدون پرداخت کامل بها ازآزادي خبري نيست و تا به ابد نخواهد بود .

ناشناس گفت...

امام ۱۳ در زمان خودش غیر از جنگ و مرگ و شکنجه چیزی نداشت. حالا این حضرات تازه میخواهند برگرداند عقب به آن دوران؟ !!!

روشنک گفت...

سلام آقای داد
ممنون از نوشته زیبایتان
من نیز به عنوان یک ایرانی با نظرات دوستان موافقم. به نظر بنده الان اصلی ترین مشکل جنبش سبز فقدان یک رهبر قاطع است . ما هر چقدر هم بینشینیم و از شجاعت مردم ایران صحبت کنیم و از آنها بخواهیم که صبور و امیدوار باشند تا کسی نباشد که این مردم را با این همه تنوع فرهنگی و قومی و...در زیر یک پرچم که همان مبارزه در راه آزادی برای کل ایران است وجود نداشته باشد راه به جایی نخواهیم برد . من از شما به عنوان یک منتقد و روزنامه نویس خوب که بیان قاطع و واقعاً جذابی داریداستدعا دارم در نوشته هایتان به جای مردم و دعوت از آنها به خیزش ، آقایان موسوی ، کروبی را مخاطب قرار دهید و از آنها بخواهید که در تفکر اشتباه خود مبنی بر پافشاری بر قانون اساسی و ادامه راه آقای خمینی که اکثریت مردم آن را قبول ندارند تجدید نظر کنند . مگر نمی گویند که اعتقاد به انتخابات آزاد دارند . بسیار خب . انتخاب اینها باید در انتخابات و بر اساس نظر مردم تعیین شود .فعلا مشکل ایشان ایستادن در برابر آقای خامنه ای و مقابله رودررو با ایشان به عنوان علت اصلی بدبختی ایران است . بعد پیشنهاد کنند که مردم به خیابانها بریزند .قسم میخورم آنوقت خواهید دید که مردم چنان حمایتی ازآنان می کنند که تظاهرات 25 خرداد 88 که اینهمه آقای موسوی به آن مباهات می کند به پای آن نخواهد رسید و حکومت تسلیم خواهد شد .
درغیراینصورت ماغیر از قربانی کردن مردم بیگناه و دلسرد و ناامید کردن جامعه از تغییر هیچ چیزی عایدمان نخواهد شد . اگر قرار است قربانی دهیم در راه درست و به رهبری یک رهبر شجاع و قدرتمند قربانی دهیم نه رهبری که نمی تواند خودش را تغییر دهد .جامعه که بماند

موفق باشید

ناشناس گفت...

بابك جان ميشه اون عكس كريه ومنحوس رو برداري؟
حالم اونقدر بد شد كه هنوز قسمت اول نوشته رو نخوندم تا دوباره اون چهره شيطاني رو نبينم
ممنون

ناشناس گفت...

اقای داد با سلام

به نظر من شما به امامزاده ای دخیل بسته اید که هیچ معجزه ای از ان نخواهد امد. نیروی اصلی جامعه کارگران و بقیه مردم زحمتکش می باشند. اینها روز اول ماه می با 15 خواسته مشخص امدند و اعلام کردند که برای زندگی بهتر مردم حداقل چه می خواهند. اگر ما حول این خواسته ها متحد شویم مطمیین باشید اعتصابات شروع خواهد شد. بدون آغاز اعتصابات کنار گذاشتن ا.ن. غیر ممکن است. اقای موسوی خود از همان ابتدا گفت که بعد از 20 سال از انجایی که جمهوری اسلامی را در خطر می دیده دوباره به سیاست باز گشته است. این خطری که او صحبت انرا می کرد همین جنبش اعتراضی مردم و خطر سرنگونی بود. بنابراین انتظار نداشته باشید ایشان معجزه ای انجام دهد. ایشان از مردم بیشتراز ا.ن. و رهبر ترس دارد. بیخود نیست که 11 ماه هست حتی نام رهبران کارگری در زندانها را هم نمی برد. اگر جنبش اعتراضی مردم نیروی خود را به امید موسوی هرز بدهد همان می شود که ا.ن. میخواهد و پیش بینی شما نیز درست در می اید. بجای دست روی دست گذاشتن به نیروی لایزال کارگران و مردم دیگر اعتماد کنید. اعتصابات کارگری که شروع شد خود زنرالهای شاه گوش وی را گرفته و اخراجش کردند.امروز نیز بایستی این اعتصابات شروع شود. اما کارگران مثل سال 57 احمق نیستند که دوباره آلت دست قرار گیرند. امروز بروشنی معلوم شده که با روش موسوی اگر یک میلیون هم در خیابان بیایند این ا.ن. تکان نخواهد خورد. کارگران در اول ماه مه نشان دادند که هم خوب خواسته مردم را مطرح می کنند و هم می توانند انرا رهبری کنند. در عرض یک هفته فراخوان، اکثر مردم از آنها پشتیبانی کردند. راه را اینها نشان دادند. اگر چشم بصیرت داشته باشید انرا می توانید ببینید.

ايراني گفت...

با سلام خدمت آقاي داد.
آقاي داد دل نگراني شما در مورد مادام العمر شدن احمدي نژاد كاملا به جا مي باشد و شبيه به اين دلنگراني در روزهاي پيش از انتخابات و در سايت خوب جمهوريت مطرح شده بود اما در مورد تاكيدرهبران سبز بر قانون اساسي خواستم بگويم كه اگر رهبران بر قانون اساسي تاكيد دارند(به نظر من) به خاطر كم هزينه شدن جنبش و همراهي مردم بيشتر با ان، جلوگيري از دادن يك بهانه ديگر براي رژيم كه بخواهند برانداز بودن سبزها و رهبران آنها را ثابت كنند و جلوگيري از رفتن جنبش به سمت حركتهاي كور و راديكال مي باشد.
اصولا همانطور كه آقاي موسوي بارها تاكيد كرده اند قانون اساسي وحي منزل نيست و با تكيه بر خود آن مي توان عوضش نمود.
بنابراين نيازي نداريم كه يك مجموعه قوانين را كه اكثرش مورد قبولمان مي باشد را به كل بيندازيم دور و بگوييم ما اين قانون را قبول نداريم.
آقاي داد با احترام به نظر شما، من فكر مي كنم آنچه موجب دلسردي جنبش مي شود نااميد كردن و دور كردن آنان از رهبران داخل كشورشان كه هنوز بيشترين تمايل سبزها بر آنان است مي باشد، آنچه موجب دلسردي مي شود تاكيد بر خواسته هاي غير مشترك و هزينه زا است كه بعدا هم مي شود آنها را پيگيري نمود. وقتي بر انتخابات آزاد اصرار داريم مطمئن باشيد بعدا هر گروهي با توجه وزن اجتماعي خود به خواسته هايش مي رسد، اگر ولايت فقيه را قبول نداريم، در بازنگري قانون اساسي مي توانيم بر اين خواسته تاكيد كنيم فقط كافيست در صحنه باقي بمانيم و چون فضاي بعد از خرداد 76 كارها را واگذار نكنيم.
آيا درست است هنوز بر پله اول كه داشتن انتخابات آزاد و پس گرفتن رايمان مي باشد قدم نگذاشته ايم بخواهيم بر پله بعدي كه حذف ولايت فقيه است قدم بگذاريم. شما تازه از ايران رفته ايد و هنوز بايد به خاطر داشته باشيد كه جمعيت قابل توجه اي از مردم حتي آنهايي كه به موسوي راي داده اند به اشتباه و بنا بر تبليغات وعاظ و رسانه ها، آخرت و اسلام خودشان را متصل به خامنه اي مي دانند و اگر اينها بخواهند به سمت حاكميت بروند براي سبزها هزينه ها بيشتر خواهد شد، بنا براين بد نيست ابتدا منتظر شكستن كامل اين بت باشيم و سپس آنرا از جا برداريم.

ناشناس گفت...

براستي اين عکسي راکه از عنتردر صدرنوشته خود گذاشته ايد بدون نياز به آزمايشات پيچيده ژنتييکي و مراجعه به متخصصين علم انساب
حدس وگمان ها را به يقين تبديل ميکند و عجيب نام با مسمايي است وجه تسميه مغرضانه نيست . اگر فرويد زنده مي بود با مشاهده اين عکس ميگفت ديديد گفتم وشما قبول نکرده وتکفيرم کرديد .حال بياييد وخودتان قضاوت کنيد.

ناشناس گفت...

جناب داد شما باید روی قشر کارگر بیشتر تمرکز کنید شما قدرت کارگران را دست کم نگیرید من خود بچه یه کارگر هستم که در این گیرو دار تعطیلی کارخانه ها زندگی پدرم نابود شد و به پشتوانه ان من از ادامه تحصیل جا ماندم شما نمیدانید 250 کارگر چه طور میتوانند به اندازه 2000 نفر معترض مفید واقع شوند به نظر من در حالی که مملکت از نظر اقتصادی و اجتماعی در خفقان یاس و فلج سازی به سر میبرد اگر ما نتوانیم از نظر اقتصادی و سیاسی این نظام رافلج سازیم به قهقرا رفته ایم مطمئنم اعتصابات کلی از 100 تظاهرات هم مفید تر واقه میشوند کسانی هم که میگویند مردم به شب شامشان محتاجند شاید مرغ و گوشت های قسطی را در مملکت نمیبینند بابا مردم تو کشور ما تقریبا با هوا زنده هستند گام از بین بردن و چهارم این نظام فقط فلج سازی اقتصادی و سیاسی است و بعد ان این نظام به زباله دان قرون وسطایی خود بر میگردد

هادی گفت...

کدوم مردم؟
مردم دنبال یه لقمه نون دارن سگدو میزنن. همه که مثل شما اون ور آب ننشستن تا راحت حرف بزنن.
اینجا جیک بزنی اولین کاری که میکنن از نون خوردن میافتی.
مرحله بعدی آبروتو میبرن(تهمت دزدی و فحشا و مواد مخدر و ....
مرحله بعدی زندان و فشار و اعتراف و ....
مرحله آخر هم مثل بچه آدم بعد از چند سال به آغوش گرم خانواده برمیگردی!
اما دیگه خانواده از هم پاشیده! نه زن وبچت قبولت دارن ، نه دوستان. تازه باید دنبال یه شغل جدیدی هم بگردی. خیلی شانس بیاری با مسافرکشی بتونی یه لقمه نون دربیاری.

پس عزیز من زیاد رو خروش ملت همیشه در صحنه حساب نکن.

درنین گفت...

سلام

بهترین ها

ناشناس گفت...

با سلام خود اقای موسوی هم میدمنه که تخلفلت انتخابات به اندازه ای نبوده که تاثیر گذار باشه...موسوی مردم رو فریب داد ..اقای داد مطمین باش جنبش سبز راه به جایی نخواهد برد... مگه این همه اومدن تو خیابون چی شد؟ نتیجه چی بود جز بدبختی.کشته شدن.زندانی.فرار مردم از مملکت.بیکاری خیلی از مردم.الان 32 سال از عمر حکومت میگذره و حداقل تا 20 سال دیگه خواهند بود ..شما فکر کردید با ازادی زندانیان و ازادی مطبوعات چیزی حل میشه..نه اقا همینه که است.چرا اقای موسوی تا حالا درباره تقلب حرف زیادی نزده چرا نمیاد توضیح بده چجوری تقلب شده؟
اقای داد مطمین باش به شکست جنبش سبز...مردم اگه به خودشون اعتقاد داشتند منتظر نمیموندن بعد از 2 تا 3 ماه از یک منسبت استفاده کنند بیان تو خیابون چرا بقیه روزها نمی یان؟ چون میترسن چون هدفی ندارن

داریوش گفت...

درود

آقای داد عزیز متاسفانه آقای موسوی و کروبی و سایر اصلاح طلبان حرف مردم رو فقط تا جایی میخوان که هم عقیده اونها.

ما اگر سی سال گذشته رو فراموش کنیم در این یک سال به اندازه یک قیام همه جانبه تاوان دادیم. پس دیگه با این همه کشته این یک حرکت مخملی نبوده.

مردم ما یا باید از این اصلاحاتچی ها عبور کنن یا این نتیجه رو بپذیرن و این دور تسلسل رو ادامه بدن. مرتب هموطنانمون زندانی بشن و اعدام بشن و جناب موسوی بیان بگن قانون اساسی ظرفیت هایی داره که هنوز اجرا نشده یعنی سی و یک سال کافی نبوده واسه ارزش های این قانون فوق العاده خوب از نظر ایشون و بیاد همش از اون دهه جنایت بار خمینی به عنوان عصر طلایی یاد کنه.

تا روزی که نه مردم میخوان از این افراد عبور کنن و نه این افراد میخوان از اون قانون اساسی نکبت بار و قرون وسطاییشون عبور کنن وضعیت همینه.

جاوید ایران

Kianush گفت...

سلام به بابک عزیز و همه دوستان،
آرزوی قدرت دائم العمری ا.ن. مرا به یاد داستان آن پشه میاندازد که در ساحل میگریست چون دریا را میخواست. به او گفتند: آخردریا در پشه ی حقیری چون تو نمیگنجد. جواب داد : ولی درعشق من که میگنجد!
راست میگفت چیزهائی از جنس عشق و رویا، حرص و شهوت، کینه و نفرت و عقده ، قد و قواره نمیشناسد! از فرعون تا هیتلر و دیکتاتورهای بی ظرفیت محلی همه از این آرزوها داشته و دارند. این ملتها و جوامع مدنی کشورها هستند که نباید اجازه دهند که غرور و شهوت برای قدرت بی حد و حدود، دولتمردانشان را وسوسه کند و به پرتگاه دیکتاوری سوق دهد.
اما واکنش دوستان به این نوشته نشان دهنده ی بی صبری و نگرانی شدید از آینده است. عده ی از هزینه ی بیشتر و خشونت نسبت به مردم میترسند، عده ی دیگر از ریزش جنبش در اثر کندروی یا عقب نشینی رهبران و بی نتیجه ماندن هزینه ها ی سنگینی که تا بحال پرداخته اند.
آیا واقعا میتوان تصور کرد که این نظام تا دندان مسلح و قادر به هر جنایتی برای حفظ قدرت بدون تحمیل هزینه ی حد اکثری به مردم نابود شود ؟ مسلما نه! چون همه شاهد بودیم که روش اصلاح طلبانه با این حکومت مؤثر واقع نشد و هر چه مردم و رهبرانشان نجابت نشان دادند حکومت بجای مدارا بی محابا تر خشونت کرد و چهره ی زشت تری از خود را عیان کرد.
همه میدانیم که اینهائی که خیال دارند به هر قیمتی دائم العمر بر تخت حکومت تکیه کنند به آسانی دست ازاین رویا بر نمیدارند. وشک نیست که فعالین اجتماعی، احزاب مخالف، کارگران ومعلمین، زنان، دانشجویان و روشنفکران معترض دیر یا زود باید به راههای دیگر مبارزه با هزینه های خیلی بیشتر بیاندیشند. اما آیا جنبش نو پای سبز که فقط ۱۰ ماه ازعمر جنینی اش میگذرد در حال حاضر توانائی لازم را برای براندازی نظام وهماهنگی و مدیریت دوران پر خطر پس از آن را دارد ؟
آیا داشتن وقت بیشتر برای آمادگی دقیقتر و تقویت همبستگی مردمی کار را آسانتر نمیکند ؟ آیا صلاح در این نیست که کمی بیشتر صبر داشته باشیم تا نظامی که قدرت رهبریش را کاملا از دست داده و فقط با توسل به زور و زر و تزویر حکومت میکند، بیشتر خود را به مردم بشناساند و آنهائی که به دلیل وفاداری به انقلاب سکوت کرده اند و هنوز در ماهیت این نظام تردید دارند متوجه شوند که "اين ديگر آن نظامي نيست كه در سال 57 تأسيس شد و امام خميني حفظ آن را اوجب واجبات مي دانست" و در نتیجه آگاهانه به جنبش سبز بیوندند؟ هر چه اعضای جنبش بیشتر و مصمم تر باشند، هزینه ی تغییر نظام برای مردم کمتر خواهد بود.
من برخلاف نظر برخی از دوستان، فکر میکنم زمان به سود جنبش کار میکند، به شرطی که از آن استفاده ی درست شود.
اگر در این مدت, سبزهای داخل و خارج از کشور به جای بی صبری و افسوس از دست نیافتن زودهنگام به پیروزی، در پی هماهنگ کردن روابط درونی جنبش و مطالبات متنوع و گاه گاه متضاد آن باشند، شاید دیرتر به هدف خود برسند ولی پیروزی پایدار خواهد بود و احتمالا اشتباهات انقلاب ۵۷ هم تکرار نخواهد شد.
فراموش نکنیم که جنبش مدنی سبز در تاریخ سیاسی- اجتماعی ایران یک پدیده ی بیسابقه است. ما در حال تولید یک پدیده ی نو و بی سابقه هستیم و باید برای به نتیجه رساندن آن به خودمان وقت بدهیم. اگر بیصبرانه و بر پایه ی مقایسه با مبارزات دیگران (قرقیزستان ، تایلند ، یونان) قضاوت کنیم و تصمیم بگیریم این جنین پر از حیات و امید ولی بسیار شکننده ، قبل از تولد سقط خواهد شد و دایره ی سنتی و عبث "سلطه-خشونت-براندازی-سلطه -خشونت...." به تکرار خود ادامه خواهد داد.
مگر نه اینکه هدف ما برانداختن این و به تخت نشاندن ان یکی نیست. ما برای در دست گرفتن سرنوشتمان و ساختن آینده ی خودمان و کشورمان دوباره وارد صحنه شده ایم. و سازندگی وقت گیر است و پشتکار میخواهد. کمی صبر و کمی بیشتر اعتماد به خودمان لازم داریم تا این راه دراز به سوی آزادی و دموکراسی را با هم طی کنیم.
کدام ایرانی نمیداند که پایان شب سیاه سپید است؟

کوروش گفت...

سلام

جناب داد عزیز عقیده شخصی من اینه که اصلاح طلبان منافع خودشون رو در بودن این رژیم میدونن. اگه جمهوری اسلامی نباشه دیگه اصلاح طلبی هم نیست. مهندس موسوی و آقای کروبی من تا همینجا هم گمان نمیکردم بمونم. موندن. دمشون گرم ولی این بیچاره ها همش میگن ما قانون اساسی و اصل جمهوری اسلامی رو می خواهیم و با زبون بی زبونی به مردم میگن مهم نیست که شما نه جمهوری اسلامی رو میخواهید نه قانون اساسیش رو. همه مشکلات با جانشینی موسوی یا کروبی با احمدی نژاد حل شده. انگار جمهوری اسلامی تو زمان این آقایون اصلاح طلب خیلی حکومت مدرنی بوده. این آقایان اون قاطعیت لازم برای یک رهبر سیاسی قدرتمند که فقط و فقط به فکر منافع ملی کشورشه و هیچ چیز دیگه ای واسش مهم نیست رو ندارن و بد به حال ما که از رضا شاه و دکتر محمد مصدق رسیدیم به موسوی و کروبی.

شاد باشید

مبارز گفت...

دوستان عزیز شما کنار گود نشستید می گویید لنگش کن.مثل اینکه متوجه نیستید که یک عده آدمخوار دارن در این مملکت حکومت می کنن.توقع دارین موسوی و کروبی بیان علنا بگن ولایت فقیه باید حذف بشه از قانون؟ وقتی موسوی می گوید قانون اساسی وحی منزل نیست یعنی اینکه ای مردم اگر ما پیروز شویم قانون اساسی را به رفراندوم می گذاریم. دوستان عزیز یک رهبر سیاسی باید با هوشیاری حرف بزند و حرکت بکند نه احساسی و شتابزده. به موسوی و کروبی حق بدهید. ما باید صبور باشیم و حرکت تدریجی بکنیم و نه احساسی.ایران را با قرقیزستان مقایسه نکنید. در قرقیزستان یک سازمان مخوف مثل سپاه حکومت نمی کرد. به همین علت مردم زود به پیروزی رسیدند. بهتر است هر یک از ما اطرافیان خود را قانع کنیم تا تاکتیک های فلج سازی حکومت مثل بیرون کشیدن پول از بانک و خریدن دلارو کم کاری و تحریم کالاهی سپاه و صدا سیما و نپرداختن پول آب را انجام دهیم. جنبش سبز فقط تظاهرات نیست. اعتصابات و فلج سازی مهمتر و کم خطر تر است.تحریم های بین المللی هم مسلما در جهت فلج سازی دولت به جنبش ما کمک خواهد کرد. راه درازی در پیش داریم.بزرگترین اشتباه عجله کردن و نا امیدی است. هیچ کدام از ما نباید منتظر دیگری باشیم. هر کدام از ما باید سهم خودمان را ادا کنیم

ناشناس گفت...

با سلام
اقای داد حیف از شما که در صف اصلاح طلبان هستید امید وارم بزودی از این گروه بیائید بیرون .اصلاح طلبان داخل را که دیده بودبد البته انها خیلی محترم هستند و وضعشان متفاوت است خارجی ها را هم که دیدید پس منتظر چی هستید.

محمود گفت...

سلام

کامنت ها رو میخوندم. یک از کامنت ها حرف خیلی قشنگی زده بود. اگر جمهوری اسلامی و قانون اساسیش نباشه اصلاحات و اصلاح طلبی هم معنا نداره پس طبیعیست که اصلاح طلبان نخوان نه این رژیم از بین بره و نه قانون اساسیش عوض بشه.

دوستان میگن اینها تاکتیک آقایون اصلاح طلبه. هموطن عزیزم ما امروز و دیروز با اصلاح طلبان آشنا نشدیم که. هشت سال دولت و مجلس دستشون بود و جلوی چشمشون دانشجوها قلع و قمع شدن و آب از آب تکون نخورد. دو حالت بیشتر نیست. یا نمیخوان کاری کنن یا قدرتشو ندارن.

ما کنار گود ننشستیم هموطن خوبم. هیچگاه مردم رو نباید دست کم گرفت. ما جلوی گلوله و باتوم و گاز اشک آور رفتیم و ایستادیم. ما مردم اینها رو به اینجا رسوندیم پس حقمونه که ازشون انتظار داشته باشیم که خواستهای ما هم واسشون مهم باشه و تنها به اون دهه جنایت بار حضور خمینی نچسبن.

یک هموطن دیگه ای تو کامنتش گفته بود ما اگه سی سال جنایت جمهوری اسلامی رو کنار بذاریم تو این یازده ماه به اندازه یک انقلاب خونین تاوان دادیم.

اگر موسوی بگه مردم اصل نظام رو نمیخوان هیچکس جرات نداره بهش دست بزنه چون اون موقع است که مردم دیگه نمیشینن تو خونه ولی این آدم نمیخواد و چقدر ما مردم باید بدبخت باشیم که سرنوشتمون بیفته دست همچین انسانهایی.

تو همه جای دنیا به اندازه خودشون نیروهای سرکوبگر هست ولی دلیل داره که تو کشورهای دیگه به نتیجه میرسه ولی تو ایران به نتیجه نمی رسه. دلیلش اینه که اون مردم هدفشون فقط حضور تو خیابون نیست. اون مردم میان که دولت و اماکن دولتی رو به تسخیر خودشون دربیارن و کشته هم میدن و به هدفشون میرسن. تو قرقیزستان اولین کارشون این بود که به رادیو و تلویزیون حمله کردن مردم و بعدش پاسگاه های پلیس رو در اختیار گرفتن ولی ما چی؟ تا اصلاحاتچی ها می دیدن مردم دارن از هدف اونها فاصله میگیرن میگفتن عمل ساختار شکن انجام ندید چون سرکش میشه. این دلیلشه که جنبش های اعتراضی تو کشورهای دیگه کشته هم میده ولی تعدادش کمتره و تازه به نتیجه هم می رسه ولی ما چندین نفر کشته و زندانی و مورد تجاوز قرار گرفته داریم ولی به نتیجه نرسیدیم.

آقای داد من شما رو با این اصلاح طلبان داخل و خارج که تنها فکر خودشونن و فقط میخوان احمدی نژاد باشن قاطی نمیکنم.

شما انسان آزاد اندیش و وطن پرستی هستید.

موفق باشید

ناشناس گفت...

با سلامی دوباره

ایکاش در فکر ترتیب دادن یک اندیشه جدید برای کشور عزیزمان باشید البته خالی لز افکار بعضی وقتها مریض به اصلاح طلبان برون مرزی یک چیزی مثل یک کنگره و یا... البته با مطالعه زیاد .
موفق باشید و سلامت

‫حقگو گفت...

‫یادم است روزی آقای خامنه ای به تحقیر وزیر خارجه بیل کلینتون، وارن کریستوفر را "زشت و بد ترکیب" خواند؛ نمیدانم این روزها وقتی احمدی نژاد را میبیند در دل چه میگوید!

Pari گفت...

درود بر جنبش آزادی خواه ایران.. جنبش سبز باید بداند که انتخابات دیگری در راه نخواهد بود. لطفا این ویدئو را که روز بعد از انتخابات گرفته شده با دقت تماشا کنید و به بینید که نظام چطور دارد این برنامه‌ها را که احمدی‌نژاد از آن سخن می‌گوید دارد پیاده می‌کند

http://www.youtube.com/watch?v=V3sX4Gk-lJE

پدرام گفت...

مس اینکه متاسفانه پیشبینی های شما درست از آب دراومد.
کار به مطرح کردن این موضوع در اجتماع و سنجش افکار عمومی توسط دولت شروع و در مجلس پیگیری شد.
بخونید اینجا رو
http://www.parlemannews.ir/?n=10964

صادق گفت...

این پیش بینی یا با ماندن احمدی نژاد تحقق خواهد یافت یا با منتصب کردن گماشته ای از خودشان... همین چند وقته یکی از برادران مزدبگیر لاریجانی گفته بود:
حیف است که احمدی نژاد فقط دو دوره رییس جمهور است!

این حرف یعنی چی؟ مصداق کامل دیکتاتوری

mohammad hossein گفت...

سلام، یارانه‌ها که یاری نمیکنند، بنزین و گاز قیمتش سر به آسمان گذاشته، خارجیها هم که تحریممون کردند، با دنیا در افتادیم بخاطر نیروی هسته‌ای، نون هم که چند برابر شده، مردممون هم که هر روز دارند بخاطر بنزین قلابی سرطان شش میگیرند ، دنیا هم با ما در افتاده ، هر وقت هم که حرف می‌زنیم میگویند این همه بدبختیها در راه و برای اسلام است. اسلامی هم که رشد میکنه هر روز، سنّی است نه مال ما شیعه ها.‌ای امام کجایی که روز قضاوت نزدیک است. خودت رحم کن بر ما.